نوشته‌ها

چرا طلاق می گیرد؟

چرا طلاق …

در این مقاله به این سوال جواب می دهیم که “چرا طلاق گرفتم؟” چه ویژگی ها و مشکلاتی در من باعث طلاق می شود.

بسیاری از افراد که مشکلات عدیده دارند، به جای اینکه اول مشکل خودشان را حل کنند. و بعد به سراغ ازدواج بروند.

گمان می کننند که ازدواج شاه کلید حل مشکل آنهاست. و در فرایند زندگی مشترک به این نقطه می رسند که نه تنها مشکلاتشان حل نشده است، بلکه حادتر هم شده است!

. در مقاله پیشین “چرا طلاق میگیرند” در مورد یکی از علل مهم طلاق که همان برآورده نشدن نیازها و خواسته های دو طرف است، صحبت کردیم.

ازدواج مرحله ای از زندگی است که فرد در آن رشد کند، نه اینکه کمبودهای روحی و شخصیتی خود را درمان کند!

 

علت اصلی طلاق:

علت طلاق هر فرد را بهتر است در چرایی ازدواج او جستجو کرد. به عبارت بهتر فردی که انتظارات غیر منطقی از ازدواجش داشته باشد، ازدواج خوبی نخواهد داشت.

و این ازدواج نادرست به احتمالا به طلاق ختم خواهد شد. پس بهتر است علتهای ازدواج نادرست را بررسی کنیم.

به جای اینکه بگوییم چرا فلانی طلاق گرفت، بهتر است بگوییم که چرا ازدواج کرد!

 

۱-    چرا طلاق می گیرد چون فرد نمیداند از زندگی مشترک خود چه خواهد!

مثلا نمیداند که از همسرش چه نوع رابطه ای را می خواهد. اگر در یک مهمانی شخصی از همسرش تعریف کند.

او ناراحت می شود که چرا همسرم از من تعریف و تشکر نمی کند.

یکی از فامیل برای شوهرش، جشن تولد می گیرد. او احساس بدبختی می کند که چرا چنین رابطه ای بین او و همسرش نیست.۲

۲ – چرا طلاق می گیرد چون شخص الگوی زندگی خودش را ندارد.

همیشه به دیگران نگاه می کند. تا ببیند که آنها چکار می کنند و از چه چیزی لذت می برند.

تا او هم همان کار را تقلید کند. نوعی چشم و هم چشمی کورکورانه که برای زندگی مضر است.

یکی از دوستانش منزل بزرگتر خریداری می کند، او ناراحت می شود. که چرا منزل او کوچکتر است!

نکته جالب شاید این باشد که دارایی این فرد از متوسط جامعه بالاتر است. اما چون نگاه او همیشه معطوف به افراد بالاتر از خودش است. بنابراین احساس رضایت و خوشبختی ندارد.

به این مسئله توجه داشته باشید که شما فقط ظاهر زندگی افراد را می بینید. و از باطن زندگی دیگران آگاه نیستید. شاید مشکلاتی که آنها در زندگی شان دارند، واقعا برای شما غیرقابل تحمل باشد!

۳- چرا طلاق می گیرد به خاطر جستجوی خوشبختی در ناکجا آباد

اگر زندگی خودتان را مرور کنید. سعی کنید بهترین خاطرات و لحظات خود را به خاطر بیاورید.

متوجه خواهید شد که آن لحظات اغلب یک ماجراجویی کوچک یا یک شوخی ساده بوده است! تعداد کمی از خاطرات خوب ما به مسائل مادی برمی گردد.

 یک گل بدون دلیل برای همسرتان خریده اید و یک خاطره شاد خلق شده است.

یا موقع آب دادن حیاط یا شستن فرش ها، همسرتان را خیس کرده اید و بعد کلی خنده اید!

خوشبختی و شادکامی در درون خودتان جستجو کنید و نه در بیرون! در چیزهای کوچک اما صادقانه!

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم                  یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد                    آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

۴- چرا طلاق می گیرد بعلت فقدان یا کمبود اعتماد به نفس

داشتن اعتماد به نفس و رضایت از خود یکی از شروط لازم وضروری جهت ازدواج است. فردی که اعتماد به نفس ندارد. هرگونه حرف و اتفاقی را مرتبط با خود می داند. و اغلب هم برداشت منفی دارد.

مثلا در یک مهمانی، صحبت از عروس صغرا خانم می شود. همه از ادب و زیبایی عروس خانم می گویند. در این بین شهلا با خود فکر می کند، که مادرشوهر و خواهرشوهر او از شرکت در این بحث نیت خاصی داشته اند. و آن نیت تخریب شخصیت با کنایه و تمثیل است!

وقتی مادرشوهرش حتی با صداقت از خوشمزگی غذایش تعریف می کند. او این تعریف صادقانه را نوعی تمسخر برداشت می کند!

 ۵- جدایی و طلاق به علت اعتیاد به مواد مخدر و الکل

یکی از عوامل مهم طلاق، در گذشته اعتیاد بوده است. وقتی از والدین فرد معتاد می پرسند که چرا شما اعلام نکرده بودید، که فرزندتان معتاد بوده است.

والدین فرد جواب می دادند که ما فکر می کردیم که اگر برای پسرمان زن بگیریم. او اعتیادش را کنار می گذارد و مرد سر به راهی خواهد شد!

این مسئله را بدانید که تا شخص معتاد خودش نخواهد که اعتیاد را کنار بگذارد. ازدواج، بهترین کمپ های ترک اعتیاد و … هم نمی توانند موثر واقع شوند.

چرا طلاق

چرا طلاق

دلایل نادرست برای ازدواج منجر به طلاق می شود.

۱-      ازدواج به خاطر ترس از تنهایی

بسیاری از افراد به خاطر ترس از تنهایی ازدواج می کنند! شاید یکی از فواید ازدواج این باشد که شما همدم و مونس دارید.

اما اگر این تنها دلیل او باشد، واقعا خطرناک است. این که همه دوستان و افراد فامیل که همسن من بودند، ازداج کرده اند.

پس من هم باید ازدواج کنم! اگر پدر و مادرم به رحمت خدا بروند، من تنها می مانم.

تا من مجردی خوبی نداشته باشم و در تنهایی هم احساس ارزشمندی نکنم. ازدواج من با ریسک بالایی همراه است.

۲-      ازدواج برای زندگی بهتر اما نامعلوم

بعضی احساس رضایت از زندگی شان ندارند. آنها دقیقا نمی دانند که در زندگی به دنبال چه هستند.

از بدست اوردن هیچ چیز و هیچ موفقیتی احساس رضایت درونی نمی کنند. بعد از کسب مدارج عالی تحصیلی و ثروت و … بازهم احساس رضایت نمیکنند.

آنها در پله آخر می خواهند ازدواج را هم امتحان کنند تا شاید آن حال خوب درونی را کشف کنند.

البته این آدما اغلب افراد شایسته ای در اجتماع هستند. دستاوردهای بزرگی برای اجتماع دارند.

اما آنها باید روی خودشان و شخصیتشان کار کنند. اعتماد به نفس وعزت نفس خودشان را بالا ببرند.

و از خودشان و زندگی شان لذت ببرند.

شاید این افراد، ندانند که

به خاطر برخی مسائل حل نشده ای که دارند و خودشان اطلاع نداند، ازدواج می کنند.

مثلا خانمی که علی رغم ظاهر نسبتا خوبی که داشت، احساس بی ارزشی و زشتی داشت.

بدون در نظر گرفتن معیارهای درست به اولین خواستگار خودش جواب مثبت داده بود. حالا در راهروهای داددگاه خانواده منتظر رای طلاق بود.

نتیجه

گاهی مشکلات شخصیتی خود فرد او را در ازدواج به طلاق سوق می دهد. که چنین فردی باید سریعا به اصلاح و تغییر خود اقدام کند.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید