مقاله شماره دوازده: چرا عشق از بین می رود؟

شما هم به احتمال قوی در زندگی مشترکتان یا اطرافیان نزدیک با این مسئله مواجه شده اید که زن و شوهر در اوایل آشنایی یا نامزدی، دائم برای هم زنگ و پیامک های زیبا می زدند، مشتاقانه منتظر دیدار یکدیگر بودند. اما اغلب مدتی بعد از آشنایی داستان متفاوت می شود. آنها یک زندگی کسالت بار و یکنواخت را با هم تجربه می کنند. چرا عشق بین آنها از بین می رود و یا این عشق کاهش می یابد.

دیگر از آن عشق ورزی ها، هدایا، تعریف و تمجیدها خبری نیست! گاهی به حدی اوضاع بحرانی می شود که زوجین به کار پناه می برند تا ساعات کمتری در کنار همسرشان باشند. یعنی نه تنها از وجود هم لذت نمی برند، بلکه عامل رنجش و عصبانیت یکدیگر هم هستند که در این صورت پیشنهاد می کنیم حتما به مشاور خانواده مراجعه کنند. چون زندگی شان شرایط بحرانی را تجربه می کند. عشق چه شده است؟

عشق یکی از نیازهای ابتدایی انسان‌هاست و یکی از بزرگ‌ترین نیازهای عاطفی هر انسانی نیاز به عشق ورزیدن و دوست داشته شدن توسط دیگران است. برخی از افراد ممکن است در کسب ‌وکار به درجات بالایی رسیده‌ باشند، اما زندگی خانوادگی خوبی نداشته باشند و اصلاً احساس خوشبختی نکنند چون آن عشق ناب را در زندگی‌شان کم دارند.

این احساس زیبا که یک مرد یا زن حس کند که همسرش عاشق اوست، با هیچ ‌یک از مادیات قابل‌جایگزینی نیست.

اول آشنایی چگونه آغاز می‌شود؟

اول آشنایی و ازدواج معمولاً با یک شوک عشقی آغاز می‌شود. در واقع هورمونی ترشح می شود و فرد عاشق می شود. گاهی این احساس عشق و شرایط روانی عاشق به حدی است که او احساس می کند که بدون معشوقش نمی تواند زندگی کند!

بسیاری از تصمیم های اشتباه و عجولانه افراد در مورد ازدواج در این زمان رخ می دهد. دو نفری که هیچ تشابهی باهم ندارند باهم ازدواج می کنند.

عشق های آنی

اگر فرد عاشق دارای تعادل روانی و سلامت روحی نباشد، ممکن است بعد از جواب منفی به کارهای ناشایست دست بزند. مثلا پسر تهدید میکند که اگر جواب منفی از معشوقه اش بگیرد، دست به خودکشی می زند یا برخی از این افراد، متاسفانه بعد از جواب منفی خانواده معشوقه شان را تهدید می کنند.

البته خانم ها و دختران هم از این مسئله در امان نیستند. آنها عاشق مرد یا پسری می شوند که هیچ تناسبی با آنها ندارد و علیرغم هشدارهای فراوان پدر و مادرشان، با آن فرد ازدواج می کنند و متاسفانه در سالهای بعد دچار آسیبهای جدی می شوند و یا طلاق می گیرند.

فرد عاشق به سایر مسائل از قبیل درس و کار بی‌تفاوت می‌شویم. یادم هست زمانی که دانشجو بودم و هم‌اتاقی من عاشق خانمی در دانشگاه شده بود، بی‌خیال درس و امتحان بود و حتی تا مرز مشروطی هم رفت!

حال اگر عشق یک‌طرفه باشد، به احتمال قوی، آتش این عشق کم‌کم سرد می‌شود و فرد بعد از مدتی دوباره به زندگی عادی برمی‌گردد. اما اگر عشق و علاقه دوطرفه باشد، هر دو طرف گرم‌ترمی‌شوند و رابطه ادامه می‌یابد و به احتمال قوی به ازدواج ختم شود.

منطق و عشق

اغلب ازدواج ها با احساس شروع می‌شوند، البته افراد عاقل منطق را هم در این انتخاب خود وارد می‌کنند. سرخوشی ناشی از عشق و ازدواج بعد از گذشت حدود ۱ تا ۳ سال کم‌رنگ‌ترمی‌شود و همسرانی که تا دیروز در آسمان‌ها و ابرها سیر می‌کردند، پایشان به زمین می‌رسد و از رؤیا بیدار می‌شوند. حالا با چشمانشان حقیقت یکدیگر و نقص ها و اختلاف‌ها را شفاف می‌بینند.

اگرچه گروهی نادر از زوجین هم هستند که با چشمان باز انتخاب کرده‌اند و بعد از دوره سرخوشی می‌دانند که چگونه باید به نیازهای همسرشان جواب دهند. اما متأسفانه اکثر زوجین گمان می‌کنند که زندگی مشترک همین است و بخشی مدارا می‌کنند اما از زندگی‌شان راضی نیستند و بخشی هم متاسفانه از هم جدا می شوند.

 

  1. چرا-عشق-از-بین-می-رود؟

عشق حقیقی

تفاوت عشق حقیقی و پایدار با عشق اولیه چیست؟

عشق آنی دارای عمر کوتاهی است و در طی زمان از بین میرود و یا حتی تبدیل به نفرت شود. وابسته به مسائل ظاهری، هیجان و هورمون است؛ این عشق برای شروع یک رابطه عاطفی لازم است اما کافی نیست! این عشق و احساس باید با منطق همراه شود تا مبدل به عشق حقیقی و جاودان شود.

وقتی زوجین با این عشق حقیقی و جاویدان درکنار هم زندگی می کنند، با صمیمیت و عاشقانه  با هم زندگی می کنند. آنها اختلافاتی هم با هم دارند. اما این اختلافات طوری بالغانه با هم حل می کنند که به زندگی عاطفی هم خدشه ای وارد نکنند. مقاله چگونه اختلافات را مدیریت و کنترل کنیم.

عشق را جاودانه کنیم!

عشق جاودان و حقیقی، عشقی است که با انتخاب طرفین برای تغییرات مثبت به وجود می‌آید. این تغییرات شامل اصلاح عادات و رفتارهای اشتباه است و همچنین ازخودگذشتگی برای عشق ورزیدن به همسر می‌باشد.

عشق حقیقی به ما می‌آموزد که گذشته را نمی‌توان تغییر داد اما می‌توان از آن درس گرفت و حال و آینده را با آن تغییر داد.

اما خوشبختانه می‌توان با یادگیری زبان عشق، با درایت و تلاش دوباره عشق را در قلب‌ها زنده کرد. مثلا:

  • حتما ساعاتی را در هفته به هم اختصاص دهید. به جاهای دیدنی بروید و برای هم خاطره خلق کنید.
  • برای همسرتان هدیه و گل بخرید.
  • حتما ساعاتی را برای بررسی مشکلاتتان در نظر بگیرید.
  • به هم خوب گوش کنید.
  • موقع عصبانیت هیچ تصمیمی نگیرید، حرفی نزنید و اقدامی نکنید.

مقالات بهبود روابط عاطفی، گامهای بهبود روابط عاطفی بخش اول و بخش دوم را اقدامات بالا را به طور مشروح بیان کرده اند.

 

نتیجه گیری پایانی:

هرگز با یک نگاه و یک شناخت سطحی، ازدواج نکنید. این عشق سطحی مانند بوی خوش یک عطر به زودی می پرد و شما می مانید یک دنیا حسرت.

اگر احساس می کنید که هیجان و عشق در زندگی شما کاهش یافته است،

نگران نباشید این یک فرایند طبیعی است و راهکار هم دارد. می توانید با اقداماتی نظیر اختصاص وقت، اهدای کادو و … این عشق را در زندگی تان دوباره احیا کنید و از زندگی عاشقانه تان لذت ببرید!

 

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره یازده: چرا مردان دروغ می گویند؟

قبل از پرداختن به موضوع چرا مردان دروغ می گویند، داستانی جالب اما تلخ را برای شما نقل می کنم:

مهتاب و پژمان دارای یک فرزند هستند و حدود ۵ سال است که با هم زندگی می کنند. پژمان به همسرش مهتاب می گوید که از طرف شرکت باید به ماموریت دو روزه در شهرستان برود. حدود ظهر همکار پژمان با منزل تماس می گیرد و از مهتاب خانم می خواهد که با خود پژمان صحبت کند. مهتاب می گوید: “که خودتان می دانید که همسر من از طرف شرکت به ماموریت رفته است و منزل نیست. لطفا با موبایلش تماس بگیرید.” همکار پژمان با تعجب جواب داد: “نه ایشان گفتند امروز مرخصی گرفته اند تا به کارهای شخصی شان رسیدگی می کنند! در ضمن موبایلشان هم در دسترس نیست.”

مهتاب سراسیمه پرسید شوخی می کنید! همکار شوهرش پاسخ داد: “نه واقعا عرض می کنم.” مهتاب پس از قطع تماس با دستان لرزان سریع موبایل شوهرش را گرفت اما او در دسترس نبود. اضطراب و فشار عجیبی سرتاپای مهتاب را گرفته بود. به شرکت مجدد زنگ زد تا از مرخصی همسرش کاملا مطمئن شود، بله همسرش به مرخصی رفته بود نه ماموریت!

چرا مرد زندگی من دروغ می گوید؟

زن به شدت دلواپس و دودل بود. نمی دانست باید چه تصمیمی بگیرد. سوال اصلی او از خودش این بود که چرا بعد از چند سال زندگی مشترک، شوهرش چنین دروغ بزرگی به او گفته بود، آیا او بعد از این می تواند به شوهرش اعتماد کند؟ الان همسرش کجاست و پیش کیست؟ آیا او به من خیانت کرده است؟ و سوالهای بیشمار دیگر….

دروغ یک گناه بسیار زشت

امام علی (ع) فرمودند: نشانه ایمان این است که راستگویى را هر چند به زیان تو باشد بر دروغگویى، گرچه به سود تو باشد، ترجیح دهى.

نهج البلاغه

اینکه دروغ گویی به لحاظ دین و اخلاق به هیچ وجه پسندیده نیست بر همگان روشن و واضح است. اما در این مقاله می خواهیم بررسی کنیم که چرا مردان در زندگی مشترکشان دروغ می گویند و آیا رفتار زن  هم می تواند دروغگویی مرد را تشدید کند.

 

 

untitled-1

 

انواع مردان دروغگو:

مردان به لحاظ دروغ گویی به سه دسته تقسیم می شوند:

۱-   دروغ گویان مادر زاد:

این افراد متاسفانه از کودکی به دروغ گویی عادت کرده اند و به راحتی آب خوردن دروغ می گویند. سر مسائل جزیی و کلی دروغ می گویند. این افراد اغلب دچار یک نوع اختلال روانی هستند. آنها از دروغ گویی شان اصلا احساس ندامت و پشیمانی نمی کنند. او با دوستانش به استخر برای تفریح با دوستانش رفته است اما وقتی همسرش از او در این باره سوال می نماید، مرد بدون علت موجهی می گوید که من ماشین را برای سرویس برده بودم!

۲-  دروغ گویان محافظه کار:

این مردان عادت به دروغ گویی ندارند. اما وقتی که احساس کنند با صداقت تحت فشار و انتقاد قرار می گیرند، دروغگویی را در پیش می گیرند. آنها گاهی از دروغشان احساس عذاب وجدان می کنند و برخی دیگر در میانسالی این عادت را کنار می گذارند. مثلا مردی را در نظر بگیرید که پولی را که برای خرید یکی از وسایل منزل در نظر گرفته بود را گم می کند. چون می داند با گفتن حقیقت به همسرش مورد انتقاد و تحقیر او قرار می گیرد برای فرار از این انتقاد و تحقیر، برای خرید این وسیله مثلا ماشین لباسشویی، به دروغ رو می آورد. مثلا آن مدل ماشین لباسشویی که ما پسند کرده بودیم، در بازار موجود نیست!

۳- دروغ  گویان حامی:

این مردان در واقع دروغگو نیستند. آنها برای حمایت از همسرشان این کار انجام می دهند. مردی را در نظر بگیرید که در شغلش ضرر سنگین مالی می کند. او این موضوع را از همسرش کتمان می کند. تا همسرش را ناراحت نکند و او دچار اضطراب و نگرانی نشود.

اما مسئله اصلی این است که او از درون نگران و ناراحت است و همسرش علت اصلی این موضوع را نمی داند و شاید برداشتهای دیگری داشته باشد. او شوهرش را به مسافرت دعوت می کند اما مرد به خاطر شرایط بد مالی نمی پذیرد. مسئله وقتی خیلی پیچیده می شود که اولین طلبکار به خانه فرد مراجعه می کند یا نامه اخطار بانک برای اقساط عقب افتاده به در منزل می رسد.

زن احساس می کند که چرا این قدر با همسرش غریبه بوده که او مسئله به این مهمی را با او مطرح نکرده است. و او محرم اسرار همسرش نبوده است.

راهکار دروغگویی مردان چیست؟

همانطور که در بخش قبل اشاره کردیم. سه نوع دروغگویی شایع است و اگر شما هم با همسرتان این مشکل را دارید، اول بررسی کنید که همسرتان جزو کدام یک از دروغگویان است و بر اساس نوع آن اقدام لازم را انجام دهید:

الف) دروغگوی مادرزاد:

بدترین نوع دروغگویی است. متاسفانه شما در این نوع دروغگویی اقدام خاصی نمی توانید بکنید. چون همسرتان با این عادت بزرگ شده است. توصیه می شود که حتما به یک مشاور خوب مراجعه کند.

ب) دروغگوی محافظه کار:

خوشبختانه نقش شما در درمان این نوع دروغگویی بسیار پررنگ است. خوب به رفتارهایتان فکر کنید. وقتی همسرتان کار اشتباهی را انجام می داد و حقیقت را به شما می گفت، عکس العمل شما چگونه بود؟ او را به باد انتقاد می گرفتید و یا او را بی عرضه خطاب می کردید یا به نوعی تحقیر می کردید؟ به طوری که دفعات بعد از بازگو کردن مسئله خودداری می کرد.

شاید مقصر اصلی این نوع دروغگویی های مرد، همسرش باشد. شما باید بدانید که همه انسانها خطا می کنند و شما با انتقاد مخرب از شوهرتان، فقط اعتماد به نفس و شخصیت او را زیر سوال می برید. از طرف دیگر او دیگر شما را پشتیبان و همدل خودش نمی داند.

به شما پیشنهاد می کنم که در زمان مناسب و با شیوه درست از همسرتان انتقاد کنید. مقالات چگونه انتقاد کنیم بخش اول و بخش دوم کمک شایانی به شما در این مسئله می کند. همچنین مقاله دهم چگونه اختلافات  خانوادگی را مدیریت و حل کنیم؟ مطالب جالب و کاربردی برای اینکه نظرات خودتان را با همسرتان در میان بگذارید، ارائه می کند.

دروغگوی حامی

باز هم نقش شما به عنوان شریک زندگی ، در رفع این نوع دروغگویی بسیار موثر است. شما باید دوستانه این موضوع را با همسرتان مطرح کنید که ازدواج یعنی شراکت در شادی ها و غم ها. پس دلیلی وجود ندارد که او برخی مشکلات را از شما پنهان کند. رابطه تان را با او آنقدر صمیمی کنید که او شما را یک دوست خوب بداند.

وقتی او مسئله اش را با شما مطرح کرد، اگر توانستید به او راه حل پیشنهاد کنید وگرنه او را دلداری بدهید یا شنونده خوبی برای حرفهایش باشید. می توانید مقاله شماره چهار: گام های عملی جهت بهبود روابط عاطفیبخش دوم جهت شنونده خوبی بودن مرور کنید.

با این کار قطعا هم رابطه عاطفی تان محکم تر خواهد شد و همسرتان هم در بحران های زندگی، حقیقت را با شما مطرح خواهد کرد. امیدوارم دلایل اینکه چرا مردان دروغ می گویند، برای شما آشکار شده باشد.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره ده: چگونه اختلافات خانوادگی را مدیریت و حل کنیم؟

حل اختلاف چگونه و چطور باشد؟ چگونه اختلافات خانوادگی را مدیریت و حل کنیم؟

حتما به دفعات برای شما پیش آمده که از دست یک دوست، یکی از اعضای خانواده، نامزد و همسرتان رنجیده باشید.

مثلا با او سر ساعت مشخصی قرار گذاشته باشید ولی او دیر سر قرار حاضر شده باشد.

یا او در جمع با شما سلام و احوالپرسی گرمی نکرده باشد. یا کلا از یک رفتار او ناراحت شده باشید.

 

 

رفتار نادرست ما برای حل اختلاف

عکس العمل ما برای حل اختلاف چیست؟

در صدد تلافی برمی آییم و مقابله به مثل می کنیم. آن رفتار را ندید می گیریم،

اما ته دلمان با او راست نیست. با اخم و ناراحتی به او نشان می دهیم که از او ناراحت هستیم

تا شاید رفتارش را اصلاح کند و او هم به مدد علم غیب و تله پاتی متوجه شود

که ما از کدام رفتار او و چرا رنجیده ایم! و در سایر موارد رفتارش را اصلاح نماید! حل اختلاف انجام شود!

جواب شما اگر مشابه موارد بالا باشد، به شما قول می دهم که به احتمال بالایی نتیجه دلخواهتان را نگرفته اید! راهکار اساسی  و منطقی چیست که هم ما مسئله مان (حل اختلاف) را مطرح کرده باشیم و هم احترام و صمیمیت بین ما و همسرمان حفظ شده باشد؟

 

 

 

فرق واقعیت با برداشت در حل اختلاف

قبل از اینکه من جواب سوال فوق را بدهم، می خواهم توجه شما را به یک حقیقت جالب جلب کنم:

همه ما با توجه به خانواده، وراثت، نوع تربیت، جنسیت، محیط و بسیاری عوامل دیگر تفاوت های بسیاری در نوع نگرش، دیدگاه و سلایق داریم که قطعا مشابه با افراد دیگر از جمله اعضای خانواده مان، دوستان صمیمی مان و همسرمان نیست.

 

 

برداشت های گوناگون از یک واقعیت

حتی در مورد یک واقعیت برداشت های گوناگونی داشته باشیم. مثلا هوای اتاق ۲۵ درجه سانتی گراد است، سه فرد مختلف در آن اتاق حضور دارند، نفر اول میگوید وای چه هوای گرمی! نفر دوم احساس راحتی می کند و معتقد است هوا بسیار مطبوع است و بالاخره نفر سوم احساس سرما می کند!

 

افراد با توجه به احساس های مختلفی که از یک واقعیت واحددارند، برداشت های گوناگونی هم خواهند داشت و در نهایت عکس العملها و واکنش های متفاوتی نسبت به یک واقعیت واحد نشان می دهند. جالب این است که هیچ کدام هم اشتباه نمی کنند!

 

در مثال فوق نفر اول که احساس گرما می کند نمی تواند به نفر سوم که احساس سرما میکند، بگوید تو اشتباه احساس میکنی. سالها پیش وقتی در دانشگاه درس می خواندم. به یاد دارم که در یک روز واقعا سرد دی ماه که در بیرون برف می بارید و ما از سرما با کاپشن به خود پیچیده بودیم، استاد ما فقط با یک پیراهن سرمه ای رنگ در کلاس گفت که بچه ها هوای کلاس به نظر من گرم و گرفته است. لطفا پنجره ها را باز کنید!

 

تفاوت فرهنگ ها

مثال دیگر یک رفتار در یک فرهنگ نشانه احترام است و در فرهنگ دیگری ممکن است نشانه بی احترامی باشد. مثلا نشان دادن انگشت شست در یک فرهنگ نشانه دوست داشتن (لایک) است و در فرهنگ دیگر مفهوم خوبی ندارد!

 

 

اغلب انتقاد نادرست باعث اختلاف می شود!

گاهی انتقادهای نادرست و یا در زمان و مکان نادرست موجب ایجاد اختلاف می شود. برای مطالعه بیشتر به مقالات

چگونه انتقاد کنیم – بخش اول و چگونه انتقاد کنیم – بخش دوم مراجعه فرمایید.

 

 

چگونه اختلافات خانوادگی را مدیریت و حل کنیم؟ با یک مثال واقعی

حالا که با تفاوت حقیقت و برداشت آشنا شدید، به ادامه موضوع می پردازم. ببینید ممکن است که شما با همسر یا نامزدتان راس ساعت ۵ عصر قرار می گذارید و او حدود یک ساعت دیر برسد. گرمای هوا، ازدحام جمعیت، برخی مزاحمتها و نگرانی از اینکه چرا همسرتان دیر کرده است، شما را به شدت ناراحت و کلافه کرده است. شما چه کار می کنید:

  • قلبا از دست او خیلی عصبانی هستید. اما به روی او نمی آورید.
  • احساس میکنید که به شما بی احترامی شدیدی کرده است و تصمیم می گیرید آنرا تلافی کنید مثلا دفعه بعد شما یک یا دو ساعت دیر کنید!
  • این موضوع را عادی تلقی می کنید چون معتقدید به عللی از جمله ترافیک و شلوغی خیابانها او تاخیر کرده است و خود شما هم شاید یک روز دیر کنید.
  • معتقد هستید که آدم با ید رک و پوست کنده و با توپ و تشر حرفش را بزند. پس به او می گویید” آخه مرد حسابی! باز ما را اینجا کاشتی. مگه ما علافیم! کی می خواهی نظم و ترتیب را یاد بگیری؟!”
  • و …

به نظر شما راهکار درست چیست؟ اختلافات خانوادگی را مدیریت و حل کنیم؟

خوب همانطور که توضیح دادم افراد مختلف از یک حقیقت واحد، برداشت یکسانی ندارند. پس ممکن است رفتاری که برای من توهین حساب می شود، برای او توهین نباشد.

چگونه اختلافات خانوادگی را مدیریت و حل کنیم

حل اختلاف خانوادگی

 

  

 

روش واقعیت، برداشت و پیشنهاد!

سوال مهم: چگونه اختلافات خانوادگی را مدیریت و حل کنیم؟

 

راهکار طلایی این است که ما باید برای شخصی که از او ناراحت هستیم،

اول حقیقت و واقعیت محض را در نهایت ادب و احترام بیان کنیم.

دوم احساس و برداشت خود را از آن حقیقت بگوییم.

و در آخر پیشنهادی برای آن موضوع به طرف ارائه کنیم.

 

حال برمی گردیم به مثال دیر کردن همسرمان و فرمول واقعیت، برداشت یا احساس و پیشنهاد را برای آن مرور می کنیم:

 

  • واقعیت: عزیزم قرار ما ساعت ۵ بود، درسته؟ مشکلی برای شما پیش آمد که دیر کردی؟
  • احساس: شما جواب تلفن را مرا ندادی و از طرفی خودت هم تماس نگرفتی و من واقعا برات نگران بودم که نکنه اتفاقی برات افتاده باشد. هوای گرم و شلوغی هم واقعا منو کلافه کرده بود!
  • پیشنهاد: لطفا از این بعد سعی کن سر وقت سر قرارت حاضر بشی و همچنین اگر مشکلی برات پیش آمد که دیرمی رسی حتما به من اطلاع بده.

 

 جوابهای احتمالی همسر ما:

  • خیلی متاسفم که ناراحتت کردم اما من به شما پیامک دادم که دیر می رسم چون برای من کاری در شرکت پیش آمد. شارژ موبایلم تمام شده بود که نتوانستم باهات تماس بگیرم یا جواب تلفنت را بدم. ببخشید.
  • مگر دیروز قرار نشد که به خاطر موضوع طرح تراقیک ساعت ۶ قرارمون باشه. مومبایل من در کیفم بود و اصلا متوجه تماس شما نشدم. از تو عذر می خوام.
  • تاخیر من به خاطر خرابی ماشین بود. ببخشید که حواسم به موبایلم نبود.

احتمالا متوجه شدید که فرمول طلایی واقعیت-برداشت- پیشنهاد تا چه حد می تواند در زندگی شما کارایی داشته باشد. پس از این به بعد حتما آنرا برای حل مسائل به کار بگیرید و از نتایج درخشان آن بهره مند گردید!

 

 

اقدامک

  • هر هفته مسائلی را که با همسر یا نامزدتان پیش می آید، را در دفتری یادداشت کنید و با فرمول واقعیت-برداشت- پیشنهاد با او مطرح نمایید.
  • تمرین بالا را برای سایر اعضای خانواده و نزدیکان هم به کار بگیرید.

 

 

 

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره نه: چرا توهین و تحقیر؟

توهین و تحقیرچیست؟

شاید  شما هم زوجهایی را دیده باشید که یک اختلاف جزیی دارند اما به جای پرداختن به اصل موضوع به تحقیر و تخریب هم می پردازند و چه بسا گرهی که با دست باز می شد دیگر با دندان هم باز نشود. این مسئله به ویژه هنگام عصبانیت رخ می دهد.

مثلا آقا و خانمی را در یک پاساژ دیدم که خانم یک لباس را پسندیده بود. همسرش به او اشاره کرد که این لباس کمی گران است و بهتر است کمی بیشتر بگردند. خانم اول اصرار کرد. چون فایده ای نداشت، با لحن تندی گفت خودت و خانواده ات اصالتا خسیس هستید. پدرم از اول می گفت شما در شان خانواده ما نیستید، من باور نکردم! بدبخت اگر بابای من بهت پول قرض نمی داد یا ضامنت برای وام بانک نمی شد، اون خونه را هم نمیتونستی بگیری! و ادامه داستان را می توانید حدس بزنید.

در سریال فاخر شهرزاد، شیرین همسر قباد، دائما مادر و خانواده قباد را تحقیر می کرد، به او فحش می داد و به قباد هم گوشزد می کرد که اگر پدر من نبود، تو الان یک آدم آس و پاس بودی!

روزی به طور تصادفی از روبروی یک دادگاه خانواده رد می شدم. خانمی در حال خروج از در بود، حدود ۵ متر آقایی با عصبانیت دنبال ایشان می آمد و می گفت تو با آن خانواده فقیرت کارت به جایی رسیده که مهریه ات را به اجرا می گذاری! خانم هم در جواب گفت تو برو و با خواهر بی شعورت زندگی کن …

با خودم گفتم همین تحقیرها و توهین ها کار آنها را به اینجا کشیده است یا لااقل یکی از دلایل اصلی این موضوع بوده است.

 

معمولا چه زمانی و چرا توهین و تحقیر می کنیم؟

به طور کلی زمانی ما شروع به توهین و تحقیر می کنیم که عصبانی باشیم یا احساس کنیم به ما بی احترامی کرده اند یا شخصیت و خانواده ما زیر سوال است:

  • توهین معمولا در زمان خشم و عصبانیت شدید رخ می دهد. معمولا ما در این حالت کنترل رفتار و اعمال خود را از دست داده ایم و بسیار غیرمنطقی برخورد می کنیم.
  • همچنین اگر کسی به ما بی احترامی کند یا فحش بدهد، امکان دارد ما هم در جواب او، به غلط با توهین و بی احترامی جواب بدهیم. هر چند کار طرف مقابلمان به هیچ وجه توجیه پذیر نیست اما ما جواب او را نباید با بی احترامی و توهین داد. اگر یک سگ ما را گاز بگیرد ما هم او را گاز می گیریم!
  • وقتی ما نمی توانیم یک انتقاد را تحمل کنیم، (حالا ممکن است این انتقاد سازنده یا مخرب باشد) اگر دارای عزت نفس کافی نباشیم، به احتمال زیاد شروع به توهین و تحقیر فرد انتقاد کننده می کنیم.

 

توهین و تحقیر چه مضراتی دارد؟

توهین و تحقیر دارای مضرات زیاد و اغلب جبران ناپذیری است:

۱-     ایجاد کینه و نفرت:

مسلما شما نسبت کسی که به شما توهین می کند، احساس نفرت و بدی دارید. او حتی اگر بعدا از شما عذرخواهی کند، شما آن احساس اولیه را نسبت به او نخواهید داشت. مثل میخی که در دیوار بکوبیم. حتی اگر آن میخ را از دیوار دربیاوریم، اثرش روی دیوار باقی می ماند.

این مسئله به ویژه در روابط عاطفی زوجین خیلی پررنگ است. وقتی شما به همسرتان توهین می کنید، یقینا محبت و عشق او نسبت به شما کم می شود. حتی اگر از او عذر خواهی هم کنید این اثر منفی کم می شود اما از بین نمی رود.

اگر به دنبال بهبود روابط عاطفی با همسرتان هستید، توهین و تحقیر را برای همیشه فراموش کنید.

 

۲-    از بین رفتن حرمت ها:

علاوه بر ایجاد نوعی احساس منفی از نوع کینه و نفرت، پرده حرمت بین دو نفر دریده می شود. در یک رابطه عاطفی خوب، احترام یکی از ارکان رابطه است. تصور کنید که یکی از ارکان و پایه های ازدواج از بین می رود.

علاوه بر آن دفعه بعد که اختلاف و جروبحث پیش بیاید، زوجین خیلی راحت تر به هم بی احترامی می کنند. چون آن پرده حرمت دریده شده است و متاسفانه هر دفعه این توهین و بی احترامی شدت می یابد.

 

۳-   تاثیر نامطلوب در تربیت فرزندان:

همچنین فرزندان شما وقتی می بینند که بین والدین احترام متقابل وجود ندارد. آنها هم به والدین شان احترام نخواهند گذاشت و حتی ممکن است با کوچکترین اختلافی با والدین، به آنها بی احترامی و توهین  کنند!

به یاد داشته باشید که یادگیری کودکان از رفتار ما خیلی بیشتر و موثرتر از کلمات و نصایح ماست.

 

 

چه راهکاری برای توهین و تحقیر وجود دارد؟

  • وقتی عصبانی هستیم، خشم خود را کنترل کنیم. گلوله برفی کوچک در سرازیری را به خاطر بیاوریم که هر لحظه بزرگتر و مخرب تر می شود. برای توضیح بیشتر به مقاله شماره چهار مراجعه کنید.

به طور خلاصه موقع عصبانیت حرفی نزنیم، تصمیمی نگیریم و اقدامی نکنیم.

 

  • اگر کسی به ما توهین یا بی احترامی کرد، تا حد امکان جواب او را ندهیم. سعی کنیم محل را ترک کنیم. یا اگر تحت فشار بودیم و دیدیم اگر حرفی نزنیم منفجر می شویم، فقط به این یک جمله اکتفا کنیم: “ادب شما در همین حده دیگه!”

به خاطر بیاوریم که پیامبر اسلام به عیادت کسی رفت که قبلا بر سر ایشان خاکستر و آشغال می ریخت. یا مالک اشتر بعد از اینکه شخصی به او توهین کرد به مسجد رفت و برای آن شخص دعا کرد.

حضرت مسیح می فرمایند: به دشمنان تان عشق بورزید، به آنهایی که از شما متنفرند نیکی کنید، برای آنهایی که نفرینتان می کنند طلب آمرزش کنید و برای کسانی که با شما بدرفتارند، دعا کنید.

برای خودمان مرور کنیم که حرف یک فرد بی ادب هیچ ارزشی ندارد و با حرفهای زشت او چیزی از ما کم نمی شود. همچنین ما با رفتار صحیح خودمان بزرگواری و عزت نفس بالایمان را نشان داده ایم.

 

  • حتما باز هم موکدا توصیه می شود که اختلافها و انتقادها را زمانی مطرح کنیم که طرف مقابل یا همسرمان تحت فشار، استرس، ناراحتی یا خستگی نباشد.

وقتی او خسته و ناراحت هست، منطقی فکر نمی کند و علاوه بر آن احساس می کند که ما اصلا حال و روز او را درک نمیکنیم و خلاصه برای انتقاد وقت گیر آورده ایم! و امکان دارد با کلمات نه چندان شایسته جواب ما را بدهد!

 

  • اگر اختلاف یا مشکلی با فردی داشتیم، این اختلاف یا مشکل را مربوط به عملکرد و رفتار آن شخص در لحظه ای خاص مرتبط بدانیم نه کل شخصیت و خانواده او.

اگر به طور مثال، همسر ما در قرارش دیر کرد و ما در هوای گرم و یک خیابان شلوغ منتظرش بودیم، وقتی او را دیدیم نگوییم “که شما خانوادگی بی مسئولیت هستید.”

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره هشت: نق زدن و غر زدن

نق زدن چیست؟

وقتی ما مشکلی با طرفمان داریم و نمی توانیم آنرا به صورت شفاف و مستقیم با او در میان بگذاریم و از طرفی می خواهیم طوری این مسئله را غیرمستقیم به گوش او برسانیم تا به یک آرامش زودگذر برسیم (یا به اصطلاح دلمان خنک شود!) و انتظار داریم که او خودش را اصلاح نماید.

مثلا نمونه های زیر آشنا هستند:

 خانمی که از دیر آمدن همسرش کلافه شده است، در بدو ورود همسرش این گونه به استقبالش می رود: اه،باز دوباره دیر کردی؟ تو همیشه بی نظم و انضباطی! شد یک کار را درست و سر موقع انجام بدی. روز عروسی هم با همین بی برنامه گی هات آبروی من را بردی!

گاهی این نق زدن ها و غرغرها دلیل خاصی ندارد و چون حال خودمان خراب است میخواهیم حال او را هم بگیریم و فکر می کنیم با این کار حال خودمان خوب می شود!

مثال عامیانه برای تکیه کلام این تیپ آدمها این است: “چرا در گنجه بازه چرا دم خر درازه “

شخصیت زنی به نام “شیرین” در سریال فاخر “شهرزداد” تصویر بسیار زیبایی از یک زن غرغرو را به ما میدهد. اگر این  سریال را ندیده اید، پیشنهاد میکنم حتما آنرا ببینید. زنی از خودراضی و از خودشیفته که تنها دختر یکی از بزرگان و ثروتمندان تهران قدیم است و تصور می کند که از آدم و عالم برتر است. او زن زیبایی است ولی به هیچ وجه اخلاق ندارد. شوهر او “قباد”، پسر عموی اوست که تحت پوشش پدر همسرش دارای یک باشگاه است. او از اخلاق بد همسرش کلافه شده است اما به خاطر نفوذ و قدرت بالای پدرزنش نمی تواند کاری کند. یکی از سکانس های فیلم به این شکل است:

وقتی قباد خوشحال از سر کار بر می گردد به او می گوید چیه رفتی با رفقات عیاشی کردی خوشحالی؟ بدون ما به تو خوش می گذره دیگه!؟! منم که کنیز خونه تو هستم!

قباد تصمیم می گیرد سری بعد غمگین وارد منزل شود. این بار شیرین خانم به او می گوید چیه شادی ها و خندههات مال کسان دیگر است و اخم و بدبختی هات را برای من به ارمغان آوردی؟ برو بیرون همان جایی که قبلا بودی!

قباد با حال معمولی نه خندان و نه ناراحت به منزل برمی گردد تا موجب حساسیت همسرش نشود. شیرین به او می گوید: تو هیچ وقت نسبت به من با احساس برخورد نکردی. تو آدم بشو نیستی.

 

برخی افراد متاسفانه فقط غر میزنند: در هوای بارانی غر می زنند. در هوای آفتابی غر می زنند. در عزا، در عروسی غر می زنند.

برای آنها بعد زمان مطرح نیست و سحرگاه، صبح، ظهر، عصر، شب و حتی نیمه شب فقط غر می زنند.

مسلما این افراد باید فکری به حال خودشان کنند چون علاوه بر خودشان سلامت روحی همسرشان هم در خطر می باشد! مثلا در سریال شهرزاد می بینیم که قباد از نق زدن ها و تحقیرهای همسرش تکنیک فرار را انتخاب می کند و یک کم در منزل آفتابی می شود. او رو به مشروب و الکل می آورد. (البته این توجیه اصلا درست نیست)

جالب است وقتی قباد با همسر دومش -شهرزاد-  است که دارای شخصیت سالم و پخته ای است، مشروب را کنار می گذارد، عاشق شهرزاد می شود و زودتر به خانه برمی گردد. به قول خودش معنای زندگی و عشق را می فهمد.

اثرات نق زدن و غر زدن بسیار مخرب و آزاردهنده است.

  • دافعه زیادی برای اطرافیان ایجاد می نماید. دقت کردید که در جمع فامیل و دوستان هم افراد غرغرو افراد منفوری هستند و معمولا سعی می شود تا برای مهمانی و مسافرت تا حدامکان دعوت نشوند. چون به اصطلاح ضدحال جمع هستند و حال جمع را خراب می کنند.
  • به قول …… روح هر یک از ما دارای یک سطل است که این سطل باید با احساسات مثبت پر شود تا حال ما خوب بشود. وقتی ما مورد تحسین، تقدیر و تشکر قرار می گیریم این مخزن پر می شود. اما با عیب جویی، انتقادهای مخرب و تحقیر این مخزن خالی میشود و ما به اصطلاح احساس پوچی و یاس می کنیم.

با نق زدن روحیه همسرمان را خراب می کنیم، علاوه بر اینکه باعث می شویم که عشق  همسرمان به ما کمتر شود و در صورت تداوم این مسئله این عشق و علاقه کلا از بین برود و تبدیل به نفرت شود!

  • هیچ نتیجه مثبتی ندارد! آیا تا به حال با غر زدن به نتیجه دلخواهتان رسیدید؟

مثلا حاصل غر زدن شرین سریال شهرزاد را می دانید! قباد همسرش از او دلزده شد و اگر از پدر شیرین نمی ترسید، حتما او را طلاق می داد!

 

  • گاهی نتیجه معکوس دارد.

ممکن است همسر ما لج کند و چون با نق زدن احساسش را جریحه دار کرده ایم او هم درصدد انتقام برآید تا حال ما را خراب کند.

مثلا اگر به غر می زدیم که چرا لباسهایت را مرتب نمی کنی او از قصد این کار را بیشتر تکرار کند یا حتی اتاق را بهم بریزد. در واقع مثل کودکی که لج می کند و برخلاف میل م رفتار می کند.

 

راهکار چیست؟

حالا که عواقب و زیانهای غر زدن را متوجه شدیم، می خواهیم راهکاری راجع به آن ارائه دهیم.

  • دقیقا ببینید راجع به چه موضوعی نق می زنید. مسائل حاشیه ای را کنار بگذارید.
  • موضوع را کامل و شفاف روی کاغذ مکتوب کنید. چند بار آنرا مطالعه کنید. حاشیه ها و تحقیرها را کنار بگذارید. بینید چطور می توانید آنرا مودبانه تر بیان کنید.
  • موضوع را بررسی کنید اگر همسر شما نمی تواند اقدامی کند، آنرا مطرح نکنید.
  • به جای نق زدن، به دنبال راهکار برای مسئله مان باشیم! تاکنون هیچ شواهدی مبنی بر اینکه مسئله ای صرفا با نق زدن حل شده باشد، وجود ندارد!

مثلا اگر ۱۵ سال پیش در مجلس عروسی تان، غذا دیر سرو شده است، هر بار که به عروسی می روید، به همسرتان نق نزنید!

  • به جای لحن طلبکارانه، از همسرتان درخواست مودبانه کنید:

همسر عزیزم، می توانی لطف کنی و لباسها را بعد از مهمانی در سر جای خودشان قرار دهید.

  • یا برای اینکه او را در معذوریت بیشتر اما مودبانه قرار دهید، یک یادداشت یا نوشته زیبا برایش بنویسید که:

همسر عزیزم پیشاپیش از اینکه لباسهایت را در سر جایشان قرار می دهی ممنونم.

  • نگاه خود را به مسائل زیباتر کنیم و سعی کنیم حتی نگرش مثبت به مشکلاتمان داشته باشیم.

صحبت های این خانم برایم خیلی زیبا بود.

اه، اکثر شبها از خرخر شوهرم نمی توانم بخوابم. دخترم همیشه موقع شستن ظرفها نق می زند، بچه هم بچه های قدیم! وای این اداره مالیات هم که شورش را درآورده، هر چی دارم باید مالیات بدهم. وای که این بچه ها فقط می ریزن و می پاشند و من بدبخت بیچاره باید آنرا هر روز تمیز و مرتب کنم. وای دوباره ساعت زنگ زد صبح شد و دوباره باید برم سر کارو بدبختی از نو.

خوشحالم که تمام شب صدای خرخر همسرم را می شنوم این یعنی اینکه او زنده است و در کنار من. خدا را شکر که دخترم همیشه موقع شستن ظرفها نق می زند، این یعنی کنار من است و در خیابانها پرسه نمی زند. الحمدا… که کسب و کاری دارم و بابت آن باید مالیات بپردازم. واقعا خوشحالم که سرپناه و خانه ای دارم که باید آنرا تمیز کنم. خوشحالم که دوباره با زنگ ساعت بیدار شدم این یعنی زنده ام و یک روز دیگر فرصت زندگی دارم!

این کلمات امیدبخش منسوب به خانم سعیده قدس بنیانگذار موسسه خیریه محک می باشد. با چنین روحیه ای می توان چنین موسسه خیریه را بنا کرد. واقعا ایشان روحیه بسیار بالایی دارند.

 

لطفا نق نزنید، دنبال راه کار باشید و شفاف و مودبانه مشکلتان را بگویید.

 

اقدامک:

موضوعاتی که اغلب راجع به آنها غر می زدید را در دفتر عشق بنویسید. آنها را در سه دسته زیر طبقه بندی کنید:

  • توسط خودم یا همسرم قابل حل هستند، آنها را مطرح کنید و شیوه ای برای حل آنها ارائه کنید.
  • مواردی که راهی به ذهن تان را نمی رسد را رها کنید.
  • با نگرش مثبت به آن موضوع نگاه کنید و آنرا به این صورت یادداشت کنید:

خوشحالم که ……………………. چون ……………………………..

خدا را شکر که ……………………. چون ……………………………..

  • غر زدن خود را ترک کنید یا حداقل کاهش دهید!
می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره هفت: نقش شبکه های مجازی در روابط خانوادگی و ارائه راهکارها

وقتی در مترو نشسته بودم، خانم جوانی با لحن اعتراض آمیز به مرد مسنی در کنارش می گفت: “بابا واقعا از دست علی خسته شدم، عصر که از سر کار برمی گرده تا شب سرش در گوشیه. بعدش هم که سریع شام را میخوره یا دوباره میره سراغ گوشی یا می خوابد. آخه این چه زندگیه؟ نه حرفی نه صحبتی! من می خوام با او صحبت کنم. اما اون هیچ توجهی به من نمیکنه. نمی دونم چی توی این گوشی و تلگرام هستش که بیشتر از من برایش اهمیت دارند.”

فهمیدم علی همسر آن خانم و آن مرد مسن، پدرش است. پدرش با لحنی غمگین و صورتی عبوس جواب داد:”باید با علی صحبت کنم.”

فرزند شما به جای انجام تکالیفش یا تعامل با شما، سرش مدام در موبایل و تبلت است. لحظه ای را تصور کنید که شما و فرزندتان روی مبل نشسته اید. او با تبلتش مشغول بازی است (بازی پر طرفدار کلش). به او میگویید: “پسر عزیزم میشه میوه ها را از یخچال بیاری؟” او هم با لحنی تند می گوید: “هیس به من اتک شده! (یعنی حمله شده)”چنان غرق در بازی و تبلش است که انگار هیچ چیز دیگری در این دنیا وجود ندارد!

همسر شما موقع صحبت با شما دائما گوشی خود را چک می کند و آنقدر روی گوشی متمرکز است که شما یک حرف ساده را باید چند بار تکرار کنید تا او متوجه شود.

احتمالا این داستان ها، خاطرات مشابهی را برای شما تداعی کند. راهکار چیست؟ فلسفه شبکه های اجتماعی در ابتدا این بود که بدون توجه به بعد مسافت، افراد با هم ارتباط داشته باشند. باهم تبادل افکار کنند و انتقال اطلاعات وغیره به سهولت (با چند کلیک) و فوری انجام شود.

اما متاسفانه فرهنگ استفاده از این تکنولوژی همزمان با آن وارد ایران نشد. در بدو ورود، این تکنولوژی فوق العاده جذاب بود. لذا به صورت گسترده و گاهی اشتباه مورد استفاده قرار گرفت. حال باید برای اثرات منفی آن راهکاری بیاندیشیم! لذا در این مقاله به بررسی و راهکارهایی راجع به شبکه های اجتماعی و روابط عاطفی پرداختیم.

البته کارکردهای مثبت زیادی هم میتوان برای این شبکه های مجازی متصور شد. مثلا برای یک موضوع تخصصی روانشناسی به دنبال یک مقاله خاص می گشتم. در اینترنت مقاله بطور کامل قابل دانلود نبود. موضوع را در گروه تخصصی تلگرام که در آن عضو بودم مطرح کردم و یکی از اعضای گروه با بزرگواری آنرا برای من فرستاد.

یا کسانی که در کار خرید و فروش هستند می توانند به سرعت کاتالوگ یا پیش فاکتور را برای مشتریانی که  کیلومترها از آنها دور هستند، بفرستند.

 

اگرچه در کل دنیا شبکه های مجازی طرفداران زیادی دارند، واقعیت تلخ این است که اغلب ما ایرانی ها به این شبکه نوعی وابستگی شدید و اعتیاد پیدا کرده ایم!

 

این شبکه های مجازی، به جای اینکه یک ابزار در خدمت ما باشند عملا وقت و فکر ما را اشغال کرده اند. یا به جای اینکه بخشی از زندگی ما باشند، کل زندگی واقعی ما شده اند.

 

بعضا افراد بزرگسال مراحل بالای کلش آف کلنز (بازی آنلاین و پرطرفدار این روزها) را با قیمت های نجومی (ده تا پانزده میلیون تومان و حتی بالاتر) خریداری می کنند. در حالی که می توانند با آن هزینه، مشکل بزرگی از زندگی خودشان یا افراد دیگری را حل کنند.

اما راهکار چیست؟

۱-     محدودیت ساعات استفاده:

چون اینترنت، فیس بوک، تلگرام و … جزیی از زندگی ما هستند و کارکردهای مفیدی هم برای ما دارند. (مثل ارسال یک اطلاعات به صورت فوری) بدون شک نمی توانیم استفاده از این شبکه های مجازی را کاملا کنار بگذاریم. اما می توانیم استفاده از آن را محدود به ساعات خاصی کنیم. مثلا یک بار در نیمه روز و یک بار بعد از صرف شام.

برای شما اتفاق افتاده که به قصد یک تفریح ۱۰ دقیقه ای به تلگرام خود (قدیما وایبر!) سر بزنید و ناگهان متوجه شوید که حدود ۲ ساعت مشغول آن بوده اید و از یک کار ضروری و مهم تان باز مانده اید! پس در طول روز سعی کنید مجموع ساعاتی که به این شبکه های اجتماعی اختصاص می دهید را محدود کنید مثلا نیم تا یک ساعت.

 البته شاید اطلاع از اخبار لحظه ای جزیی از شغل شما باشد مثلا بورس. یا شغل شما ایجاب میکند که سرگروه یک گروه تلگرام باشید یا در اینستاگرام خود هر روز پست های مرتبط با شغلتان قرار دهید. در این حالت موضوع کاملا متفاوت است و زمانی را که به این موضوع اختصاص می دهید جزو زمان کاری شما محسوب می شود.

۲-    در اوقات و ساعات مشخصی اصلا این شبکه ها را چک نکنیم.

پیشنهاد من این است که در ابتدای صبح و قبل از خواب، این شبکه ها را  چک نکنیم. چون اول صبح ما بسیار پر انرژی هسنیم و چون معمولا انرژی مثبتی را دریافت نمی کنیم، انرژی ما تحلیل می رود و ممکن است روز خوبی نداشته باشیم. در لحظات قبل از خواب هم تحقیقات نشان داده است که نور صفحه گوشی یا تبلت موجب بیخوابی ما خواهد شد و اگر خواب خوبی نداشته باشیم، فردا روحیه خوبی هم نخواهیم داشت.

همچنین به هیچ وجه گوشی یا تبلت را سر سفره شام یا نهار نبریم. ابتکار جالب یک مادربزرگ را به خاطر بیاوریم که هنگام ورود به مهمانی، همه گوشی ها و تبلت ها را جمع کرد تا همه با فراغ بال به گفتگو و شوخی با هم بپردازند.

وقتی همسر ما با ما صحبت میکند، سر ما در گوشی یا تبلت ما نباشد. اگر واقعا باید پیغام مهمی را بخوانیم یا بفرستیم، از همسرمان عذرخواهی کرده، این کار را انجام دهیم و بعد با تمام وجود به صحبتهای همسرمان گوش کنیم.

۳-    در همه گروه های موجود عضو نباشیم!

گروه هایی که مطالب جالب یا مفیدی ندارند را ترک کنید. اگر ندانستن اخبار به شغل شما لطمه نمی زند، عضو گروه های خبری نباشید. معمولا اخبار منفی بوده و روحیه شما را خراب می کنند.

گروه هایی که در آنها عضو هستیم را محدود کنیم تا از یک طرف وقت کمتری را برای مرور آنها صرف کنیم و از طرفی بسیاری از پستها در گروه های گوناگون تکراری هستند! همچنین در بسیاری از این گروه ها افراد مختلف باهم سلام و احوالپرسی می کنند!

 

۴-    هرگز شبکه های مجازی (مثل تلگرام) را جایگزین  دیدار حضوری نکنید:

به پدر و مادرتان در مناسبت های مختلف باید سر بزنید. هرگز پیامک یا تبریک و احوالپرسی از طریق شبکه های مجازی مانند تلگرام را با ملاقات حضوری جایگزین نکنید. نوعی انتقال انرژی و صمیمیت در دیدار حضوری وجود دارد که به هیچ وجه با شبکه های مجازی به وجود نمی آید.

۵-   شبکه های اجتماعی را جایگزین مطالعه کتاب نکنیم!

اگرچه ممکن است پستها و اظهارنظرات مفیدی در شبکه های اجتماعی مطرح شوند و اطلاعات ما را در موضوعی تا حدودی بالا ببرند. اما معمولا این پستها کوتاه و سطحی هستند و نمی توانند اطلاعات جامعی را به ما منتقل کنند. حتما ما اگر اطلاعات کاملی در موضوعی خاص مثل تربیت فرزند می خواهیم یا باید به یک متخصص مراجعه کنیم یا یک کتاب خوب مطالعه کنید.

 

۶-    با یک پست جوگیر نشوید!

همانطور که در بالا اشاره شد، اگر به توصیه ای برخوردید که برایتان جالب بود یا از شخص بسیار معتبری نقل قول شده بود، وحی منزل به حساب نیاورید و بی چون و چرا در انجام آن اهتمام نورزید!

به عنوان مثال، در یک پست از قول پروفسور یونگ (روانشناس برجسته سوئیسی) می خوانید “برای اینکه فرزند شما دچار عقده و کمبود نشود، به هیچ خواسته او نه نگویید.”

بعد از مدتی متوجه می شوید که فرزند شما خیلی لوس شده و دیگر از پس خواسته های او برنمی آیید. وقتی به یک مشاور مراجعه می کنید و می فهمید که کارتان کاملا اشتباه بوده و اتفاقا باید به بعضی از خواسته های فرزندتان نه بگویید تا او با اولین ناکامی یا شکست از زندگی سرخورده نشود. بعدا متوجه می شوید که مطلب فوق را اصلا پروفسور یونگ مطرح نکرده است یا منظور ایشان بسیار متفاوت از آن پست کذایی بوده است.

خود من بارها یک سخن را از قول افراد مختلف خوانده ام: داریوش، کوروش کبیر، اسکندر و ناپلئون!

 

۱-     با یک پست جوگیر نشوید!

همانطور که در بالا اشاره شد، اگر به توصیه ای برخوردید که برایتان جالب بود یا از شخص بسیار معتبری نقل قول شده بود، وحی منزل به حساب نیاورید و بی چون و چرا در انجام آن اهتمام نورزید!

به عنوان مثال، در یک پست از قول پروفسور یونگ (روانشناس برجسته سوئیسی) می خوانید “برای اینکه فرزند شما دچار عقده و کمبود نشود، به هیچ خواسته او نه نگویید.”

بعد از مدتی متوجه می شوید که فرزند شما خیلی لوس شده و دیگر از پس خواسته های او برنمی آیید. وقتی به یک مشاور مراجعه می کنید و می فهمید که کارتان کاملا اشتباه بوده و اتفاقا باید به بعضی از خواسته های فرزندتان نه بگویید تا او با اولین ناکامی یا شکست از زندگی سرخورده نشود. بعدا متوجه می شوید که مطلب فوق را اصلا پروفسور یونگ مطرح نکرده است یا منظور ایشان بسیار متفاوت از آن پست کذایی بوده است.

خود من بارها یک سخن را از قول افراد مختلف خوانده ام: داریوش، کوروش کبیر، اسکندر و ناپلئون!

 

  • رعایت حریم ها در شبکه های اجتماعی

سعی کنید در شبکه های اجتماعی مطالب غیراخلاقی نگذارید، به شایعات بی اساس دامن نزنید.

هر عکسی را به عنوان عکس پروفایلتان قرار ندهید.

اگر همکاری از جنس مخالفتان دارید در شبکه های مجازی با او هر مطلبی را در اشتراک نگذارید. از ارسال پیام های گرم و عاشقانه جددا خودداری کنید. ممکن است که رابطه شما با ایشان کاملا در چهارچوب اخلاق باشد اما ممکن است همسر شما تصادفا صفحه اجتماعی شما را ببیند و برای او سوءتفاهم به وجود بیاید. همچنین به خاطر داشته باشیم که هیچ یک از ما معصوم نیستیم و احتمال لغزش برای ما وجود دارد.

 

یک راهکار استفاده از شبکه های اجتماعی در جهت بهبود روابط عاطفی

ما به بسیاری از کارکردهای منفی و مخرب شبکه های اجتماعی در روابط عاطفی اشاره کردیم.

خوب است که گاهی با پیام های محبت آمیز از همسرتان تشکر کنید یا به او عشق بورزید یا از یک ویژگی خوب او تعریف نمایید. با این کار او را شگفت زده خواهید کرد. می توانید از تصاویر زیبا و سخنان انگیزشی بزرگان هم استفاده کنید.

اما باز هم تاکید می کنم که این رویه را جایگزین ابراز احساسات و عشق به صورت شفاهی و حضوری نکنید!

بهتر است مناسبت های خاص مثل روز ازدواج و تاریخ تولد همسرتان و سایر اعضای خانواده و دوستانتن را در گوشی تان ذخیره کنید تا هر سال آنرا به شما یادآوری کند. امروزه اکثر بانکها یا موسسات، در روز تولدمان برای ما پیامک تبریک می فرستند. و برای همسر ما تلخ است که بعد از بانک به او تبریک بگوییم. و تلخ تر از آن این است که حتی بانک هم سالگرد تولد همسرمان را فراموش نکرده ولی ما آنرا فراموش کردیم!

بعد از تبریک خصوصی و صمیمی، در صورت صلاحدیدمی توانیم این تبریک را در گروه های این خانوادگی هم مطرح کنیم.چون رابطه ما با همسرمان یک رابطه کاملا شخصی و خصوصی است. البته در مورد تولد دوستان این مورد بیشتر توصیه می شود، تبریک در گروه می تواند باعث صمیمیت و دوستی عمیق تر شود.

  • اگر کتاب خوبی خواندیم، آنرا به دیگران معرفی کنیم. مطالب آموزشی معتبر را انتشار دهیم.

اقدامک

۱- از همین امروز تعدادی از اپلیکیشن هایی که خیلی از آنها استفاده نمیکنید را از روی گوشی تان پاک کنید.

۲- در  اپلیکیشن های ضروری و موجود روی گوشی مان نیز، از گروه های غیر ضروری خارج شویم.

۳- چند روز بررسی کنیم که چقدر زمان در این شبکه های مجازی سپری می کنیم. سعی کنیم هر هفته یک ربع از این زمان کم کنیم. تلاش کنیم حداکثر زمان اختصاصی به این شبکه ها را به نیم تا یک ساعت در روز محدود کنیم.

۴- در مواقعی که ذکر شد از گوشی خود استفاده نکنید. (مثل صبح، قبل از خواب، نهار، شام، صحبت جدی با همسر)

۵- اثرات کاهش استفاده از شبکه های مجازی و رعایت موارد فوق را یادداشت نمایید.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره شش: چگونه انتقاد کنیم؟ بخش دوم

در مقاله قبل (چگونه انتقاد کنیم؟ بخش اول)، ۷ گام انتقاد صحیح را مطرح کردیم که به اختصار عبارتند از:

  • سنجش انتقاد قبل از مطرح کردن
  • مکتوب کردن انتقاد
  • انتقاد در خلوت
  • وقت مناسب و گرفتن اجازه برای انتقاد:
  • آگاه کردن طرف از نیت مثبت خومان
  • پرهیز از توهین و کنایه
  • اشاره به نقاط قوت و قدردانی

و در این مقاله به سه گام باقی مانده، اشاره می کنیم.

۸-    به کار بردن ضمیر “من”:

بعد از مراحل فوق وقتی خواستید انتقاد را مطرح نمائید، بگویید “به نظر من …” “از دیدگاه من …” که طرف مقابل یا همسر شما بداند که این مسئله حقیقت محض نبوده و صرفا دیدگاه شماست. با این کار باز هم او بیشتر به ما گوش می دهد. چون میداند که شما آدم خودخواهی نیستید و نظرتان را حقیقت محض یا وحی منزل نمی دانید. منطقی و اهل مذاکره هستید یا مرغ یک پا ندارد!

 

۹-    ارائه راه حل یا پیشنهاد:

شما بعد از انتقاد باید یک درخواست یا پیشنهاد به طرف مقابل یا همسرتان بدهید تا بعد از این اوضاع بهتر شود. یا به عبارتی یک راه حل برای موارد مشابه در آینده بدهید. همانطور که گفتیم قبل از اقدام به انتقاد باید ببینید این انتقاد چقدر مفید است و طرف من چه اقدامی می تواند انجام دهد.

 

 اگر تنها فایده این انتقاد خالی شدن خودمان و آزردن طرفمان است این انتقاد هیچ سودی ندارد و بهتر است از آن صرف نظر کنیم! این نوع انتقادها نه تنها سازنده نیستند، بلکه مخرب هم هستند. مثلا شما انتقادی راجع به سالنی که در آ ن جشن عروسی تان را برگزار کردید. به خصوص با دیدن مجلس عروسی اخیر! می خواهید راجع به این مسئله که سالن عروسی تان در یک قرن گذشته تهویه درستی نداشت و یا شام دیرتر از موعد برای مهمانان سرو شده بود، انتقاد کنید، پیشنهاد شما چه می تواند باشد. “عزیزم در جشن عروسی بعدی مان در خصوص سالن بیشتر دقت کن!؟!” خوب مسلما جشن عروسی ما با همسرمان دیگر تکرار نخواهد شد و اگر هم تکرار شود دیگر ما در آن حضور نداریم تا نتیجه انتقادمان را ببینیم و از آن استفاده کنیم!!! با ادامه این نوع انتقادها احتمال وقوع این مسئله را بیشتر می کنیم!

 

برای مرور این مطالب یک مثال کاربردی می زنیم. شما می خواهید از عدم برنامه ریزی صحیح در سفر اصفهان انتقاد کنید:

“عزیزم از تو واقعا ممنونم که با وجود مشغله زیاد مرخصی گرفتی تا با هم به مسافرت برویم و اوقات خوشی را با بچه ها سپری کنیم. واقعا هزینه های زیادی متقبل شدی متشکرم. واقعا به ما خوش گذشت. اما موضوعی بود که اگر حوصله داشتی می خواستم باهات مطرح کنم:”

بعد از یک مقدمه چینی خوب و تشکر، منتظر جوابش می مانیم، اگر جوابش منفی بود ادامه نمی دهیم. اگر جوابش مثبت بود، به این شرح ادامه می دهیم:

“فقط به یک موضوع از نظر من توجه نشده بود، اگر ما برنامه ریزی دقیق تری انجام می دادیم، می توانستیم با همین هزینه، هتل مناسب تری پیدا کنیم و از جاهای دیدنی بیشتری دیدن کنیم. پیشنهاد من این است اگر صلاح می دانی در مسافرتهای بعدی با توجه به حجم زیاد کارت، بیشتر با من مشورت کنی و یک سری مسئولیت ها مثل جستجو و رزرو هتل را به من واگذار کنی. البته اگر صلاح می دانی. باز هم از اینکه به انتقاد من گوش کردی ممنونم.”

 

حالا همین مثال را به صورت مخرب مطرح می کنیم:

“تو همیشه بی نظم بودی. حتی مسافرت رفتنت هم مثل آدم نیست. این قدر قشنگ برنامه ریزی کرده بودی که همه مکانهای دیدنی را دیدیم! هتلت هم به لحاظ امکانات نوبر بود! یک بچه ۵ ساله هم بهتر از تو میتونست برنامه ریزی کنه! برو از شوهر نسرین خانم یاد بگیر که راه به راه نسرین را مسافرت خارج می برد. زن های مردم شانس دارند!”

همان طور که در انتقاد مخرب دیدیم انواع بمبهای تخریب رابطه عاطفی مثل نق زدن، تحقیر، توهین، ناسپاسی، مطلق دیدن، مقایسه بی مورد و بدبینانه دیدن کاربرد دارد!

 

۱۰-       تشکر مجدد:

از اینکه به انتقاد ما با توجه و حوصله گوش داد و برای این موضوع وقت گذاشته است. از او تشکر و قدردانی کنیم. به عنوان مثال “متشکرم که برایم ارزش قائل شدی و به حرفام گوش دادی. چون این موضوع واقعا منو اذیت میکرد. الان احساس راحتی می کنم. دوستت دارم.”

شاید بگویید انتقاد درست خیلی وقت گیر و مشکل است و ما اصلا به آن عادت نداریم. اما مسلما نتایج درخشانی دارد و ما با تلاش و تمرین و بازهم تمرین می توانیم در آن استاد شویم. اثر مرکب را فراموش نکنیم که:

هر اقدام کوچک اما مثبتی با تداوم و پیوستگی می تواند اثر درخشانی در آینده داشته باشد.

 

پس از انتقاد و راه حل ها، یک نکته مهم این است که در انتقادهای بعدی و بی ربط، پل به گذشته نزنیم. مثلا در آینده اگر خواستیم از دیرآمدن همسرمان در یک مهمانی انتقاد کنیم “نگوییم که تو همیشه بی نظم و ترتیبی! اون از مسافرتت و این هم از به موقع آمدن سر مهمانی! تو و خانواده ات اسطوره وقت شناسی هستید!”لطفا انتقادها را به خانواده و اجداد همسر یا طرفمان مرتبط نکنیم!        

 

از همین الان، تمام تلاش خود را به کار ببرید، اگر خواستید انتقاد کنید، حتما موارد ۱۰ گانه فوق را رعایت کنید و انتقادهای بی مورد را اصلا مطرح نکنید و انتقادهای درست را هم به شیوه فوق مطرح و موارد را یادداشت کنید.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره پنج: چگونه انتقاد کنیم؟ بخش اول

 

چگونه انتقاد کنیم؟ بخش اول

حتما برای شما این مسئله برای شما پیش آمده که بخواهید از همسر یا شخص دیگری انتقاد کنید که علاوه بر حفظ احترام طرفین، انتقادتان نتیجه مثبت و سازنده داشته باشد. قبل از مطرح کردن انتقاد با هر شخصی، نباید یک طرفه به قاضی بریم و راضی برگردیم. خودمان را جای طرفمان بگذاریم و به مسائل از دیدگاه او هم نگاهی کنیم. باید نهایت سعی مان را بکنیم تا احساسات طرف مقابلمان را جریحه دار نکنیم و شخصیت او را زیر سوال نبریم. انتقاد را با ملایمت هرچه تمامتر مطرح کنیم. عواقب و نتایج این انتقاد را خوب بسنجیم. گامهای زیر به ما در انجام یک انتقاد خوب و سازنده کمک می کنند:

  1. مکتوب کردن انتقاد:

    قبل از صحبت کردن بهتر است موضوع انتقادمان را با شرح و تفصیل روی کاغذ بنویسیم. خودمان چند بار آنرا بخوانیم که مسائل گفته شده در بخشهای پیشین در آن رعایت شده باشد. ممکن است به این نتیجه برسیم که انتقاد ما وارد نیست یا حداقل خیلی از شدت آن کم شود. مثلا همسرمان به مهمانی مادر ما دیر رسیده ما تصور می کنیم او این کار را از قصد و بی احترامی به خانواده ما انجام داده است. وقتی از دیدگاه او به مسائل می نگریم، می بینیم با توجه به شغل او و هماهنگی برای شرکت در نمایشگاه هفته بعد، او دارای مشغله زیاد است و اصلا موضوع بی احترامی در کار نیست و انتقاد ما وارد نیست.مسبب اصلی انتقاد ما اوست. به عنوان نمونه از همسرمان به علت نمرات پایین فرزندمان انتقاد کنیم در صورتی که اولا ما هم به اندازه او مقصریم، ثانیا مسبب اصلی فرزند ماست که به علت یک سری مشکلات و اهمال کاری نتیجه خوبی نگرفته است. در این مرحله، به خوبی می توانیم انصاف خودمان را در انتقاد بسنجیم و همچنین مثل یک صافی، توهین یا بی احترامی را از انتقاد حذف کنیم.

  2. سنجش انتقاد قبل از مطرح کردن:

    قبل از انتقاد، جوانب آنرا عاقلانه بسنجیم، ببینیم این انتقاد چه اثرات و عواقب مثبت و منفی دارد. آیا همسر یا طرف انتقادتان مقصر اصلی است. اگر از پسر دختر خاله عمه ناتنی مادر همسرتان در مهمانی دو سال پیش ناراحت هستید چون آهسته و دیر به شما سلام کرده بود، چه فایده ای دارد که با همسرتان این موضوع را مطرح کنید! یا موضوعی که دیگر در زندگی تان تکرار نخواهد شد انتقاد کنید مثل کیفیت برگزاری جشن عروسی تان در ۵ سال پیش!

  3. انتقاد در خلوت:

    انتقاد ما حتما حتما باید در خلوت باشد. هرگز از یک نفر در جمع و دیگران انتقاد نکنید. چون شخصیت و اعتبار او را به شدت زیر سوال می برید. مثلا در یک خانواده وقتی انتقاد میکنیم حتی بچه ها حضور نداشته باشند و بعدا هم از موضوع انتقاد مطلع نشوند. تا انتقاد ما باعث تنرل جایگاه پدر یا مادر در نظرشان نشود. یا اگر از یک دوست انتقاد می کنیم این کار در یک خلوت دو نفره باشد. اگر از فرزندمان انتقاد می کنیم، برادر یا خواهر او حضور نداشته باشد.

  4. وقت مناسب و گرفتن اجازه برای انتقاد:

    وقتی انتقادمان را مکتوب کردیم و از وارد بودن آن اطمینان حاصل کردیم، باید زمان مناسبی برای مطرح کردن آن در نظر بگیریم. یعنی در زمانی که همسرمان خسته، ناراحت، تحت استرس یا عصبانی است این کار را هرگز انجام ندهیم. وقتی او آرام و بانشاط است این کار را انجام دهیم. برای اطمینان از او اجازه بگیریم و بگوییم “وقت داری تا موضوعی را با تو مطرح کنم.” اگر جوابش مثبت بود انتقاد را مطرح می کنیم وگرنه آنرا به زمان دیگری موکول می کنیم. حتی می توانیم استرس و ناراحتی خودمان را هم بیان کنیم. مثلا بگوییم ” خودم هم برای گفتن این موضوع ناراحتم ولی فکر می کنم این موضوع خیلی مهم باشد.”

  5. آگاه کردن از نیت مثبت خومان:

    باید به همسرمان بگوییم که نیت و قصد ما از انتقاد چیست و حتما تاثیر مثبت این مسئله را برای او صریح و روشن بازگو کنیم. یعنی قصد ما اذیت و یا چوقولی نیست! به عنوان نمونه می گوییم “می خواهم راجع به موضوعی که چند وقت است مرا آزار می دهد با تو صحبت کنم. ممکنه فکر کنی کمی حساس شدم اما بدان، نیت من نزدیکتر شدن ما به هم دیگر است تا رابطه مان عاشقانه تر و بهتر شود.”

  6. پرهیز از توهین و کنایه:

    شان و منزلت طرفمان را موقع انتقاد حفظ کنیم و هرگز توهین نکنیم. با توهین و کنایه، هیچ مسئله ای نه تنها حل نشده و نمی شود، بلکه مشکلات اضافه می شود. با توهین و کنایه  فقط حرمت بین شما و طرفتان از بین می رود. یک نمونه کنایه: “شما خانوادگی وقت شناسید! همیشه سر موقع همه جا حاضر میشید.” یک نمونه توهین:  “به اندازه یک بچه ۵ ساله جرات و جنم نداری.”

  7. اشاره به نقاط قوت و قدردانی:

    وقتی انتقاد میکنیم نباید اول ناراحتی و انتقادمان را مطرح کنیم. اول از نکات مثبت و کارهای ارزشمند همسر یا طرف مقابلمان حسن جویی می کنیم و بعد انتقاد را مطرح می کنیم. یعنی حتما به نقاط قوت و مثبت وکارهایی که او به خوبی انجام داده است اشاره می کنیم. این کار دو فایده دارد اولا همسر ما یا شخصی که از او انتقاد می کنید متوجه می شود که نگرش شما سطحی و بدبینانه نیست چون جنبه های مثبت را هم دیده اید. ثانیا در برابر انتقاد شما جبهه گیری نمی کند و احتمال اینکه به انتقاد شما گوش کند و سعی در رفع آن داشته باشد خیلی بیشتر می شود. هرچه حسن جویی یا اشاره به نکات مثبت همسر ما خاص تر و صادقانه تر باشد، موثرتر است.

پس از یادآوری نکات مثبت و کارهای مفیدش برای شما، از او تشکر و قدردانی کنیم. مثلا “همسر عزیزم، از تو متشکرم که هر روز بچه ها را سر وقت به مدرسه می رسانی، در جلسات اولیاء و مربیان شرکت می کنی و در درسها هم به آنها کمک می کنی.”

در مقاله بعدی، ادامه موضوع انتقاد را مطرح می کنیم.

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره چهار: گام های عملی جهت بهبود روابط عاطفی– بخش دوم

در مقاله قبلی (سوم) به گام های عملی اول و دوم یعنی “قبل از حرف زدن بیاندیشید” و “برای تفاوت ها ارزش قائل شویم” به تفصیل پرداختیم. در این مقاله به دوگام دیگر جهت بهبود روابط عاطفی می پردازیم.

مقاله سوم: گام های عملی جهت بهبود روابط عاطفی – بخش اول

۳-    خوب گوش کردن را تمرین کنید.

خوب گوش کردن به چه معناست؟ آیا همین که به صورت همسر یا طرف مقابل نگاه کنیم اما وجودمان و روحمان در جای دیگری باشد، به معنای گوش دادن موثر است؟ بهبود روابط عاطفی  با تمام وجود به حرف های همسرمان گوش دهیم، وسط کلام به او نگوییم که “حرفات تمام شد” “همه حرفاتو گفتی؟” به ویژه برای خانم ها بسیار مهم است که مرد زندگیشان به حرفهای آنها خوب گوش کند حتی اگر راهکاری ارائه ندهد. چنان به حرفهای همسرمان گوش کنیم که انگار در یک مذاکره مهم هستیم و می خواهیم از نقطه نظر طرف مقابل آگاه شویم. مسلما در این حالت علاوه بر رعایت ادب و خوب گوش دادن سعی می کنیم با سوالات مناسب دیدگاه طرف را کاملا درک و ابهامات خودمان را هم درک کنیم. ما اغلب در این مورد ضعف هایی داریم و لازم است تمرین هایی داشته باشیم:

  • یک نفر از زوجین صحبت کند، دیگری خوب گوش کند، وسط حرف همسرتان نپرید، بعد شخص شنونده همان صحبت هایی را که شنیده است برای گوینده به زبان خوش بازگو کند. اوایل می بینید که صحبت شنیده شده با گفته شده خیلی متفاوت است! اما با تمرین پیشرفت میکنیم و متوجه می شویم بسیاری از سوء تفاهم های ما با همسرانمان یا اطرافیانمان ناشی از درک اشتباه است! فایده دیگر این تمرین، ایجاد هماهنگی و همدلی و درک بیشتر بین ما و همسرمان است.
  • موقع صحبت همسرمان اگر حواسمان پرت شد، دوباره سعی کنیم که تمرکز کنیم به محیط برگردیم و به صحبت های او گوش بدهیم.
  • هر جای صحبت او که برای ما گنگ بود، از همسرمان توضیح بیشتری بخواهیم یا بگوییم “منظورت این بود؟”

 

۴-    هرگز موقع عصبانیت، تصمیمی نگیریم، حرفی نزنیم و اقدامی انجام ندهیم.

وقتی ما عصبانی هستیم مغز ما به صورت احساسی تصمیم می گیرد. عصبانیت کنترل نشده را می توان به گلوله برفی تشبیه نمود که از بالای کوه می غلتد و با پایین آمدن خود بزرگ و بزرگ تر میشود و اگر کنترل نشود به یک توپ بزرگ تبدیل میشود که می تواند همه چیز را نابود کند. اما اگر بتوانیم آنرا در همان ابتدا کنترل کنیم آن گلوله کوچک نمی تواند خسارت چندانی وارد کند. پس از این به بعد موقع عصبانیت یاد آن گلوله برف کوچک در سرازیری بیافتیم که اگر شتاب بگیرد رابطه عاطفی بین ما و همسرمان  و حرمتهای بین ما را چنان تخریب می کند که قابل برگشت نباشد. یا حتی از آن بدتر به زد و خورد فیزیکی منجر شود. گاهی این صدمات جبران پذیر نیست یا سخت قابل جبران است. بهتر است در هنگام عصبانیت از آن محل دور شویم مثلا اگر از همسرمان درمنزل عصبانی شویم، بهتر است از منزل خارج شویم کمی قدم بزنیم ببینیم مشکل دقیقا کجاست و عصبانیت ما از همسرمان به دلیل چیست. مثلا از اینکه او  پیگیر درس بچه نبوده و فرزند شما در یک درس نمره خیلی پایینی کسب کرده است. وقتی منطقی تر به موضوع نگاه می کنیم متوجه می شویم که ما هم به عنوان یکی از والدین به اندازه همسرمان مقصر هستیم و دلیل عصبانی شدنمان ما الکی بوده و نیازی به خشمگین شدن نبود. حال اگر با حالت عصبانی با همسرمان صحبت می کردیم احتمالا کار به ناسزا و جاهای باریک میکشید.

یک داستان جالب با دو رفتار مختلف:

یک روز در حالی که مشغول صرف صبحانه با همسر و دختر  پنج ساله مان هستیم و به جلسه مهم کاری امروز می اندیشیم، ناگهان با شیطنت دختر کوچولوی ما،  فنجان قهوه روی شلوار ما می ریزد،

ادامه داستان با دو رفتار متفاوت:

رفتار اول: ما به شدت عصبانی می شویم و برای خالی شدن تصمیم می گیریم و اقدام می کنیم پس کودکمان را به شدت تنبیه می کنیم و سر همسرمان هم فریاد می زنیم. همسرمان هم به شدت از دست ما ناراحت می شود. کودک به شدت گریه می کند. خیلی سردرگم و عصبانی هستیم. کت و شلوار را عوض میکنیم. مدتی زمان می برد تا همسرمان کودک را آرام کند. بالاخره با عجله به سمت مهد کودک رانندگی میکنیم تا از جلسه باز نمانیم یک موتوری جلوی ما می پیچد، تا آمدن افسر و کشیدن کروکی می فهمیم که از زمان جلسه گذشته است. با هزار بدبختی به شرکت می رسیم که رئیسمان با توپ پر به استقبالمان می آید و ما هم از خجالتش درمیاییم و خلاصه اخراج! عصر متوجه میشویم همسرمان هم با کودکمان ما را ترک کرده است! عجت روز نحس و بیخودی بود! چون موقع عصبانیت حرف زدیم، تصمیم گرفتیم و اقدام هم کردیم!

رفتار دوم: ما به شدت عصبانی هستیم، اما آنرا بروز نمی دهیم. محل را ترک کرده، کت و شلوار را عوض میکنیم. یک آدامس برای حفظ آرامش مان می جویم. کودک را با آرامش به مهد می رسانیم و بعد از آن در جلسه مقتدر ظاهر می شویم، نتیجه بسیار خوب است. رئیس راضی است و ضمن تشکر از ما برای ما پاداش می نویسد. عصر با آرامش به دختر دوست داشتنی مان تذکر می دهیم که هنگام صرف صبحانه بیشتر دقت کند. امروز عالی بود چون موقع عصبانیت حرفی نزدیم، تصمیمی نگیریم و اقدامی نکردیم!

از همین حالا نهایت تلاشمان را به کار می بریم تا وقتی عصبانی شدیم، دیگر حرفی نزنیم، تصمیمی نگیریم و اقدامی نکنیم. بلکه محیط را ترک کنیم و با خود بیاندیشیم که چرا عصبانی هستیم و علت واقعی عصبانی شدن ما چیست، سهم ما از این موضوع چقدر است آیا خودمان مقصر اصلی ماجرا نیستیم! و باز هم حتما موارد را جهت بهبود روابط عاطفی مان یادداشت کنیم!

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره سه: گام های عملی جهت بهبود روابط عاطفی – بخش اول

شاید برای شما هم در زندگی مشترک این مسئله به وجود آمده باشد که تفاوت در نگرشها و سلایق عامل اختلاف بین شما و همسرتان شده باشد و موقع مطرح کردن و حل آن ، نه تنها اختلاف حل نشده باشد بلکه جرو بحث جدی هم رخ داده باشد! در حقیقت هنگام درست کردن ابرو، چشم را هم کور کرده اید!
قبل از تشریح، گام های عملی جهت بهبود روابط عاطفی باید این نکته را در نظر بگیریم که پیاده سازی این گام ها نیاز به زمان دارد و در کوتاه مدت ممکن نیست. الگوی رفتاری ما و همسرمان، سالهای سال به عنوان عادت شکل گرفته و مغز ما نیز با تغییر مخالف است اما با تمرین و پیوستگی می توان به نتیجه دلخواه یعنی بهبود روابط عاطفی برسیم.
«موفقیت فرایندی است درازمدت که از ایجاد تغییرات کوچک در خودمان بدست می آید.»
دارن هاردی نویسنده کتاب اثر مرکب

۱- قبل از حرف زدن خوب بیندیشیم

درک متقابل رفتار و احساسات در زندگی مشترک و صمیمیت از اهداف یک رابطه عاطفی می باشد. ما می خواهیم خودمان باشیم و ارزشهای خودمان را هم داشته باشیم، علایقمان را مطرح نماییم و در یک کلمه صداقت داشته باشیم. اما این مسئله نباید منجر به شکستن حریم ها و شرمساری کردن طرف مان باشد. پس باید توجه ویژه به چگونگی و زمان مطرح نمودن موضوع داشته باشیم.
به عنوان مثال با توجه به منفی بون خانواده دوست نزدیک همسرمان که باعث میشود ما هم روحیه خوبی نداشته باشیم و احساس بدبختی کنیم! لذا تصمیم می گیریم این موضوع و تصمیم متعاقب آن یعنی قطع یا محدود کردن رابطه با ایشان را با همسرمان مطرح کنیم.
می توان این مسئله را در اوج خستگی و استرس او بیان کنیم و یا از این ادبیات با لحن خشن استفاده کنیم: ” دوستات هم مثل خودت منفی بافند و آدم را یاد بدبختی هاش می اندازند، سلیقه ات در انتخاب دوست نوبره!” احتمالا می توانید خودتان دیالوگ بعدی را حدس بزنید! و اینکه شب برای خوابیدن دنبال جا باشید!
راهکار دوم آنست که مسئله را با همسرمان در یک بعد از ظهر تعطیل که روحیه خوبی دارد با این ادبیات مطرح کنیم “عزیزم بابت تمام زحماتی که برای زندگی مشترکمان میکشی ممنونم. می خواستم موضوع کوچکی را باهات مطرح کنم. من می دونم که پریسا دوست نزدیک توست و رابطه شما خیلی قدیمی و صمیمیه. اما پریسا و همسرش پرهام علیرغم ویژگی های بسیار خوب مثل شخصیت خوب ومهمان نوازی اما کمی نگاه منفی و بدبینانه به مسائل دارند که موجب میشه ما هم روحیه مثبت، امیدوارانه و جسور خودمان را از دست بدهیم. می خواستم با تو مشورت کنم که تا حدی رفت و آمد را با آنها کم کنیم. نظرت چیه؟”
در راهکار دوم همسر ما به صورت بالغانه و عاقلانه به موضوعی که ما مطرح نمودیم می اندیشد و سعی می کند جواب منطقی به دور از لجبازی به ما بدهد تا ما را قانع کند یا با خواسته ما موافقت کند.

۲- برای تفاوت ها ارزش قائل شویم

همه ما با توجه به خانواده، وراثت، نوع تربیت، جنسیت، محیط و بسیاری عوامل دیگر تفاوت های بسیاری در نوع نگرش، دیدگاه و سلایق داریم که قطعا مشابه با همسرمان نیست. حتی در مورد یک واقعیت برداشت های گوناگونی داشته باشیم. مثلا هوای اتاق ۲۵ درجه سانتی گراد است، سه فرد مختلف در آن اتاق حضور دارند، نفر اول میگوید وای چه هوای گرمی! نفر دوم احساس راحتی می کند و معتقد است هوا بسیار مطبوع است و بالاخره نفر سوم احساس سرما می کند! با توجه به برداشت های گوناگون، عکس العملها و واکنش های متفاوتی نسبت به یک واقعیت واحد نشان می دهند. جالب این است که هیچ کدام هم اشتباه نمی کنند.
راهکار برای بهبود روابط عاطفی این است که در درجه اول تفاوت ها را بپذیریم و تصور نکنیم که برداشت شخصی ما یعنی کل حقیقت و یا همیشه حق با ماست. همدلی داشته باشیم و گاهی کوتاه بیاییم و نخواهیم طرفمان را متقاعد کنیم. با توجه به توضیحات فوق دیدگاه طرفمان را درک نماییم.
بگذارید تا با یک مثال مسئله همدلی و سازگاری را تشریح کنیم:
شما برای گذراندن یک روز تعطیل ترجیح نی دهسد که از یک موزه بازدید کنید و همسر شما علاقه شدید به شرکت در کنسرت خواننده محبوب پاپش می باشد. از طرفی شما از موزیک پاپ متنفر می باشید! چکار باید کرد؟
پاسخ خیلی روشن و آسان است باید شما و همسرتان به سلیقه هم احترام بگذارید یک هفته به موزه بروید و هفته دیگر به کنسرت و حتی اگر به کنسرت علاقه نداریم این بی علاقگی را با حالات چهره و غرولند و نق زدن بروز ندهیم تا هم به خودمان و همسرمان خوش بگذرد و لحظات خوبی داشته باشیم و از کنار هم بودن لذت ببریم و رابطه عاطفی تان شما بهبود می یابد. درک متقابل به همین راحتی است!

تمرین عملی:

۱– ظرف یک ماه آینده، دو مورد فوق را با همسرتان در زندگی تان پیاده کنید و نتایج بهبود رابطه عاطفی تان را با ماه قبل از آن مقایسه کنید. بهتر است مواردی که رعایت کرده اید یا مانند گذشته برخورد کرده اید را به تفکیک بنویسید.
۲- تمرین فوق را به مدت دوسال ادامه دهید و نتایج را هفتگی و ماهانه بررسی و یادداشت نمایید.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید