تعریف و تحسین

چگونه از دیگران تعریف کنیم که چاپلوسی تلقی نشود؟

حتما برای شما هم پیش آمده است که بخواهید از کسی تعریف و تحسین کنید،

اما فکر کنید که طرفتان این کار را چاپلوسی تلقی کند.

بنابراین از تعریف و تحسین صرف نظر کرده و عطایش را به لقایش بخشیده اید!

مزایای تعریف و تحسین

در باب مزایای تعریف و تحسین صحیح مطالب زیادی شنیده و خوانده ایم.

لذا به همین نکته بسنده می کنم که با تعریف و تحسین صادقانه می توانید محبت خود را در دل طرف زیاد کنید.

که این طرف می تواند همسر، نامزد، فرزند، همکار، دوست و … باشد.

همچنین به نوعی اعتماد به نفس او را تقویت می کنید و او نقاط قوتش را بهتر می شناسد.

چرا تعریف و تحسین می کنیم؟

اغلب ما از کودکی یاد گرفته ایم که جهت رسیدن  به منافع خود از شخص مقابل را تحسین کنیم!

مثلا کودکی که هوس یک بستنی خوشمزه در هوای گرم تابستان کرده،

روبه پدرش می گوید بابای خوب و مهربانم میشه یک بستنی برای من بخری!

در واقع با این تعریف پدرش به نوعی در رودربایستی قرار می گیرد و اغلب بستنی را برای فرزندش می خرد!

 

تعریف و تحسین

تعریف و تحسین

تفاوت تعریف و تحسین با چاپلوسی

تعریف و تحسین صادقانه و از ته قلب است. یعنی شما انتظار و توقع خاصی از طرف مقابلتان بابت تعریفتان ندارید.

یعنی از طرفتان انتظار یا توقعی در آینده نزدیک ندارید.

در مجموعه پاورچین اگر خاطرتان باشد، دو کارمند با بازی درخشان آقایان مهران مدیری و جواد رضویان برایر رئیسشان دائما چاپلوسی می کردند تا پاداش و مزایا بگیرند!

تعریف و تحسین صادقانه است. یعنی شما از یک ویژگی واقعی در طرف تعریف می کنید.

نه ویژگی که در او وجود ندارد یا شاخص نیست.

مثلا به فردی که اضافه وزن فاحش دارد، بگوییم که شما واقعا اندام زیبایی دارید!

طرف ما این تعریف ما را نوعی چاپلوسی یا حتی تمسخر تلقی می کند!

چگونه از طرف مقابل تعریف کنیم؟

۱- اسم شخص را بیان کنیم.

۲- ویژگی یا خصوصیت خوب شخص را بگوییم.

۳- علتی برای آن ویژگی خوب شخص ذکر کنیم. وقتی برای تعریفمان علت ذکر می کنیم مسئله عدم صداقت را برای طرف مقابلمان از بین می بریم.

تعریف و تحسین

تعریف و تحسین

انواع تعریف و تحسین

۱-تعریف و تحسین رودررو

تعریف رودررو و مستقیم به طرف مقابل می گوییم. در حضور خودش از او تعریف می کنیم.

مثلا دوستی که علی رغم مشغله زیاد به شما در انجام پروژه تان کمک می کند.

شما در حضور خودش به او می گویید علی جان دوست عزیزم از تو واقعا ممنون تو واقعا دوست فداکاری هستی

چون در این مدت علی رغم مشغله های خودت، کمک شایانی به من کردی.

۲- تعریف و تحسین پشت سر یا غیرمستقیم

در تعریف و تحسین غیر مستقیم شما از طرف مورد نظرتان در حضور دوستان و خانواده اش و بدون حضور او تعریف می کنید.

یا به عبارت دیگر در جمعی که او حضور ندارد از او تعریف می کنید.

مزایای تعریف و تحسین پشت سر یا غیرمستقیم

تعریف و تحسین پشت سر یا غیرمستقیم چندین حسن بزرگ دارد:

۱- این کار برخلاف غیبت و بدگویی، کار فوق العاده ‍پسندیده ای است.

۲- افرادی که در جمع تعریف شما را از فرد غایب می شوند،

شما را فردی قابل اعتماد و پایبند به اخلاق می یابند.آنها می دانند که شما روزی هم پشت سر انها از ایشان تعریف می کنید.

۳- شما بنیانگذار یک عادت خوب و مطلوب شده اید که جایگزین گناه زشت غیبت است.

۴- از همه مهمتر اینکه وقتی بعدا شخص غایب می فهمد که شما پشت سرش از او تعریف کرده اید،

فوق العاده خوشحال می شود و شما را دوست واقعی خودش می داند. قطعا صمیمیتی مثال زدنی با شما پیدا می کند.

۵- هم برای خود شخص و هم برای دیگران این تعریف شما واقعی و به دور از چاپلوسی تلقی می گردد.

چه مواقعی پشت سر شخص تعریف و تحسین داشته باشیم

مثلا می توانید از همسرتان در پیش خانواده اش تعریف کنید.

می توانید مطمئن شوید که ایشان این تعریف را به او منتقل می کنند.

فایده دیگر این است که خانواده همسرتان شما را بیشتر دوست خواهند داشت و حتی بیشتر پشتیبان و طرفدار شما شوند!

در جمع دوستانتان از دوست صمیمی تان که غایب است، تعریف کنید. دوستان حتما این تعریف را به گوش او می رسانند.

دوست واقعی در غیاب شما از شما تعریف می کند!

 

اگر شنونده تعریف از یک نفر در غیاب او بودید، چکار کنید؟

اگر شما تعریفی از یک نفر که در جمع حضور نداشت شنیدید،

در اولین فرصت که به صورت حضوری او را دیدید یا با او تلفنی صحبت کردید، این تعریف و تحسین را به گوش او برسانید.

با این کار محبت و دوستی را بین آن دو نفر و خودتان زیاد می کنید.

این کار به لحاظ معنوی هم ارزش زیادی دارد و علاوه بر ثواب، حال خوبی پیدا می کنید.

بیاییم به جای کار ناپسند سخن چینی، عمل  پسندیده رساندن تعریف و تحسین را جهت بهبود و تحکیم روابط را جایگزین کنیم.

 

اقدامک

۱-تعریف و تحسین رودررو را با صداقت و از صمیم قلب داشته باشیم.

با ذکر اسم، ویژگی خوب شخص و در نهایت علت تعریف را ذکر می کنیم.

۲-علاوه بر تعریف رودرروی شخص، می توانیم در غیاب او، از او تعریف و تحسین کنیم تا اثر فوق العاده ای بر او بگذاریم

و ثابت کنیم که دوست واقعی او هستیم که حتی در غیابش او را فراموش نکرده ایم.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

موانع رسیدن به هدف چیست؟ چرا به هدفمان نمی رسیم؟

موانع رسیدن به هدف چیست؟ چرا به هدفمان نمی رسیم؟

 

 

موانع هدف

 

باتوجه به اهمیت موضوع و درخواست ارزشمند مخاطبان سایت در این مقاله تصمیم گرفتیم، راجع به موانع هدف گذاری صحبت کنم.

در مقاله قبلی راجع به هدف گذاری در سال جدید، صحبت کردیم.

موانع رسیدن به هدف:

۱-    چرا به هدف­مان نمی رسیم؟  هدف خیلی دوردست و مشکل

همان طور که گفتم هدف شما باید واضح، جسورانه و شدنی باشد. هدفهای خیلی بالا و رویایی، به سختی محقق می شوند و اعتماد به نفس و روحیه شما را پایین می آورند.

بهتر است چند هدف کوچک و کوتاه مدت داشته باشید که با رسیدن به آنها روحیه و اعتماد به نفس بیشتری برای اهداف بزرگتر به دست بیاورید.

مثلا بیش از یک سال از فارغ التحصیلی شما گذشته، اگر هنوز مدرک تان را دریافت نکرده اید، یک هدف شما می تواند همین باشد که تا پایان هفته وقت بگذارید و کارهای فارغ اتحصیلی تان را انجام دهید.

یا خیلی وقت است که دوست دارید با همسرتان به یک رستوران بروید و باهم صحبت کنید، در اولین فرصت یا تعطیلی این کار را انجام دهید!

راهکار هدف خیلی دوردست و مشکل:

الف) هدفهای کوچکتر و آسانتری هم در لیست اهداف خود داشته باشید.

ب) واقع بینی بیشتر در مورد اهداف خودتان داشته باشید. سنگ بزرگ علامت نزدن است.

 

۲-    چرا به هدف­مان نمی رسیم؟  عدم انگیزه کافی یرای هدف

شاید شما دوست داشته باشید که درآمدتان سال بعد ۲ برابر شود. اما این انگیزه در شما این قدر قوی نیست که حتی روزی یک ساعت زودتر بلند شوید و در رابطه با کارتان مطالعه کنید. و انتظار معجزه هم دارید!

یا بخواهیم رابطه بهتری با همسر و فرزندتان داشته باشیم. اما حتی حاضر نیستیم که روزی نیم ساعت از چک کردن شبکه های اجتماعی و تماشای تلویزون کم کنیم و آن وقت را به همسر و فرزندمان اختصاص بدهیم تا هدفمان محقق شود.

راهکار عدم انگیزه کافی یرای هدف:

با خود خوب بیاندیشیم که چرا به دنیا آمده ایم؟ هدف و رسالت ما در این زندگی چیست؟

اگر امروز به ما بگویند که آخرین روز زندگی شماست، چه حسی داریم و حسرت چه چیزهایی را می خوریم؟ یا به چه کسانی بیشتر اهمیت می دهیم و با او وقت می گذاریم.

انگیزه واقعی خودتان را پیدا کنید تا موانع رسیدن به هدفتان را از پیش رو بردارید.

اگرچه بهتر است انگیزه های خوب برای هدف­مان داشته باشیم، اما لازم نیست انگیزه ما خیلی مقدس باشد. مثلا شاید انگیزه شما این باشد که به یک فرد منفی باف که آرمانهای شما را مسخره می کرد، خودتان را ثابت کنید!

با انگیزه کافی، از جان و دل برای آرمانتان می جنگید و موانع هدف­تان را از پیش رو بر میدارید!

۳-    چرا به هدف­مان نمی رسیم؟  داشتن انگیزه اما کمبود تلاش

گاهی اوقات شما انگیزه دارید، اما تلاش لازم را نمی کنید. عادت به تلاش زیاد ندارید.

برای غلبه به این مانع هدف شما باید تلاش و کوشش را یک عادت برای خودتان بکنید.

نمی توانید انتظار داشته باشید که با روزی ۱۲ ساعت خواب، درآمدتان چند برابر شود!

راهکار داشتن انگیزه اما کمبود تلاش

به خودتان بگویید اگر من به اندازه کافی تلاش نکنم، به هدف و جایگاهی که دوست دارم نخواهم رسید.

با افراد موفق نشست و برخاست کنید تا از آنها برای موفقیت انگیزه بگیرید.

 

موانع هدف

موانع هدف

۴-    چرا به هدف­مان نمی رسیم؟  تلاش و کوشش اما در مسیر نادرست

شاید با خودتان بگویید که  اقشارشریف و زحمتکشی مثل کارگران ساختمانی وجود دارند که با وجود کار و تلاش زیاد درآمد آنچنانی ندارند.

اما یک فرد دیگر با زحمت کمتر اما دقت، ذکاوت و دانش از راه درست درآمد بیشتری دارد.

من هم با شما موافقم. تلاش شما باید هدفمند و درست باشد.

مثلا اگر براین بهبود رابطه عاطفی تان با همسرتان آموزش ها ی صحیح نبینید، علی رغم تلاش فراوان شاید نتیجه ای خاصی نخواهید گرفت!

یا به جای مطالعه کتاب های مفید و شرکت در کلاسهای خوب در این زمینه، فقط به چند توصیه در تلگرام بسنده کنید!

گاهی پارو زدن در خلاف جهت آب، نه تنها ما را جلو نمی برد، بلکه ما را خسته میکند.

راهکار تلاش و کوشش اما در مسیر نادرست:

 مسیر درست رسیدن به هدفتان را یاد بگیرید، کتابهای خوب مطالعه کنید.

آموزشهای خوب ببینید و با افراد کارآمد مشورت کنید.  حتی ازتجربیات دیگران و خودتان استفاده کنید.

 

 

۵-    چرا به هدف­مان نمی رسیم؟  تلاش ناکافی در مسیر صحیح

گاهی هدفمند و در مسیر درست پارو می زنید، اما این پارو زدن با انرژی لازم همراه نیست. به جای اینکه ظرف یک روز به مقصد برسید، یک هفته ای به مقصد می رسید. گاهی آن هدف یا مقصد در یک زمان خاص برای ما ارزشمند است، نه در زمان دیگری.

مثلا اگر شما در زمان معینی، یک محصول را تولید کنید، از رقبا پیش می افتید. اما اگر این محصول را چند ماه دیرتر وارد بازار کنید، رقبا مشابه این محصول را روانه بازار کرده اند و محصول شما بازار خوبی نخواهد داشت.

اگر روش تربیتی درست فرزندتان تا سن خاصی بکار ببرید، می­توانید او را خوب تربیت کنید. اما اگر در این کار تعلل بورزید و شخصیت او شکل بگیرد و با افراد ناباب دوست بشود، شاید روش تربیتی خوب شما دیگر نتیجه لازم را ندهد.

راهکار تلاش ناکافی در مسیر صحیح:

تصور کنید که با اهمال کاری و عدم تلاش لازم چه فرصتهای طلایی را در آینده از دست می دهید که حسرت آنرا خواهید خورد.

خودتان به لحاظ فیزیکی، روحی و روانی شارژ کنید!

حتما حتما فعالیت فیزیکی را در برنامه خودتان بگمجانید. وقتی را برای ورزش و فعالیت بدنی در نظر بگیرید

با دوستان نزدیک، اعضای فامیل برای گپ و گفت و تفریح زمان بگذارید.

 

 

 

۶-    چرا به هدف­مان نمی رسیم؟  عدم برنامه زمان بندی و اهمال کاری در انجام کار

یکی دیگر از موانع رسیدن به هدف، عدم برنامه ریزی صحیح است. این قدر کارها را به تعویق می اندازیم که کارهای مهم و فوری دیگر انجام نمی شوند.

 

راهکار عدم برنامه زمان بندی و اهمال کاری در انجام کار

قانون ۵ دقیقه: اگر کاری را که دوست ندارید، به مدت ۵ دقیقه شروع به انجامش کنید، احتمالا آن کار را تا انتها انجام می دهید.

تعیین پاداش و تنبیه برای انجام کارها:

اگر کاری را انجام دادید به کاری که علاقه دارید بپردازید. مثلا من اگر این فصل کتاب را مطالعه کردم، یک ربع شبکه های اجتماعی را چک خواهم کرد. یا یک بستنی می خورم! و یا …

کار امروز را هرگز به فردا موکول نکن!

 

 

۷-    موازی کاری و انجام چند کار باهم

مثلا چک کردن همزمان ایمیل ها و نوشتن یک گزارش کاری

بعضی از افراد فکر می کنند که با موازی کاری و  انجام همزمان چندکار درزمان صرفه جویی می کنند.

اما با قاطعیت باید بگویم که دقیقا اصل این موضوع صادق است! شما چند برابر زمان صرف خواهید کرد!

همانطور که بیشترین مصرف سوخت یک هواپیما موقع صعود و فرود آن است. بیشترین انرزی ذهن هم هنگام ورود به یک موضوع خاص است و هممچنین موقعی که می خواهد یک موضوع را جمع بندی کند.

در حال نوشتن یک گزارش کاری، یک ایمیل باز می کنید. به این نتیجه می رسید که باید با همکارتان مشورت کنید.

پیش او می روید، راجع به تعطیلات صحبت می کنید، کلا فراموش می کنید که برای چه نزد او آمده بودید!

گزارش را روی میز می بینید و می بینید  که یک ساعت دیگر باید آنرا تحویل بدهید! مشغول نوشتن گزارش می شوید که موبایلتان زنگ می زند. چشم تان به صفحه مانیتور می افتد و ایمیل بی پاسخ!

سه ساعت وقت صرف کرده اید، اما بی حاصل! هیچ یک از کارها درست انجام نشده است!

 

اقدامک:

بررسی کنید که کدامیک از عوامل بالا باعث شده اند که شما به هدفتان نرسید. راهکار مرتبط با آن را به کار بگیرید.

در برداشتن آن مانع، سرسخت باشید!

یادمان باشد:

یک شبه نمی توان سرنوشت را عوض کرد، اما می توان یک شبه مسیر را اصلاح کرد.

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
چگونه هدف گذاری کنیم

چگونه در سال جدید هدف گذاری کنیم و به آنها برسیم؟

 

چگونه در سال جدید هدف گذاری کنیم و به آنها برسیم؟

با رسیدن بهار و شروع سال نو، تصمیم می گیریم که هدف گذاری موثری داشته باشیم و اهدافمان را به واقعیت تبدیل کنیم.

 

 

اولین گام هدف گذاری: نوشتن اهداف

توشتن اهداف در واقع اولین گام رسیدن به اهداف است. اول باید خوب بیاندیشیم تا ببینیم واقعا از زندگی چه می خواهیم.

با مکتوب کرن اهداف ناخودآگاه ما متوجه می شود که چه می خواهیم، مقصد کجاست و به دنبال راه و مسیری برای تحقق آرمان ما خواهد بود.

 

 

چگونه هدف گذاری کنیم

هدف گذاری

انواع هدفها

ا- هدفهای مادی و فیزیکی:

شما می توانید انواع اهداف مادی خود را بنویسید. اهداف مادی کمی هستند و قابل اندازه گیری هستند.

مثل بدست آوردن ثروت، ارتقای شغلی، افزایش درآمد، کاهش وزن، خرید یک مسکن و ….

 ۲- هدفهای معنوی:

شما در کنار اهداف مادی، می توانید آرمانهای غیرمادی هم داشته باشید. مثل بهبود روابط عاطفی با فرزند، همسر، خانواده ، احساس شادی بیشتر، کنترل بیشتر روی اعصاب و …

 

 

 

هدف گذاری باید شفاف و روشن باشد.

بهتر است که اهداف شما تا حدامکان کیفی نباشد (موفق، خوشبخت) و تا حد امکان کمی باشند.

می خواهم خوشبخت تر باشم. خیلی انتزاعی و گنگ است. اصلا شفاف نیست.

می خواهم در آمد سالانه ۲۰ میلیون را در سال بعد به ۴۰ میلیون در سال برسانم. یک هدف شفاف و روشن است.

 

 

می خواهم رابطه ام با همسرم بهبود یابد. خیلی روشن و واضح نیست. به جای آن هدف بگذارید که

تعداد جروبحث های شدید با همسرم را در ماه نصف کنم. اختلافات را با همسرم عاقلانه حل کنم.

 

 بهتر است اهدافتان را با جزییات کامل در ذهن تان تجسم کنید.

مثلا اگر هدف شما خرید یک اتومبیل است، با تمام جزئیات مثل رنگ، مدل، چرم روی صندلی ها را در ذهنتان تجسم کنید.

بارها این تجسم را در ذهنتان داشته باشید.

 

 

طبقه بندی زمانی اهداف

ما باید مهلتی جهت رسیدن به اهداف تعیین کنیم. تا خودمان را شرطی کنیم که در یک بازه زمانی معین به اهدافمان برسیم.

  • اهداف بلندمدت ۵ تا ۱۰ ساله
  • اهداف میان مدت ۱ تا ۲ ساله
  • اهداف کوتاه مدت هفتگی یا ماهانه

بهتر است برای هر هدف بلندمدت، چند هدف میان مدت داشته باشیم و برای هر هدف میان مدت هم به چند هدف کوتاه مدت تقسیم شود.

مثالی برای شما می زنم. اگر ما بخواهیم یک مسیر طولانی مثلا تهران به مشهد را طی کنیم.

 مسیر را به چند مسیر کوتاهنر تقسیم می کنیم: تهران به سمنان، سمنان به شاهرود، شاهرود به نیشابور و در نهایت نیشابور به مشهد. برای اهداف هم می توان چنین رویه ای را در پیش بگیریم.

 

 

مزیت طبقه بندی اهداف

یک هدف بزرگ مثل یک مسیر طولانی و صعب العبور به نظر می آید. باشکستن یک هدف بزرگ به چند هدف کوچک، راه شما هموارتر به نظر می آید.

 

 

تلاش کوچک اما پیوسته بعد از هدف گذاری

جملات زیر را از زبان بسیاری از افراد شنیدم:

فیلم راز را دیدم و هدف گذاری کردم و آنها را در ذهنم بارها تحقق یافته دیدم. اما بعد از چند سال هیچ اتفاقی برای من نیافتاد!

اهدافم را روی کاغذ نوشتم، اما بعد از چند ماه هیچ کدام از اهدافم محقق نشدند!

 

راز شکست بسیاری از افراد در هدف گذاری شاید همین مسئله باشد! به حدی که از هرگونه هدف گذاری و تجسم آن گریزان هستند!

شما علاوه بر نوشتن اهداف باید تصمیم بگیرید که برای آرمانتان دست به کار شوید.

لطفا اقدام کنید.

هر روز یک اقدام کوچک بعد از هدف گذاری

هر روز یک اقدام کوچک در جهت رسیدن به هدفتان انجام دهید. این اقدام های کوچک شما باید پیوسته و مستمر باشد.

مثلا می خواهید زبان خود را تقویت کنید. روزی ۱۵ دقیقه، ۱۰ لغات جدید را یاد بگیرید.

 

 

هر روز یک اقدام کوچک  برای یک هدف مادی یا فیزیکی

شما می خواهید وزن تان را کاهش دهید، هر روز باید کمی تحرک و فعالیت فیزیکی داشته باشید. همچنین مصرف غذاهای چرب و پرکالری را کمتر کنید.

این کار  در دررازمدت خیلی موقرتر از رژیم های بسار سخت است که مثلا یک ماه هر روز را فقط با یک خرما سپری کنید!

 

 

هر روز یک اقدام کوچک  برای یک هدف معنوی

شما می خواهید رابطه تان را با همسرتان بهبود دهید.

کتابها و مطالب آموزشی خوب در این زمینه مطالعه می کنید. به سمینارها و کلاسهای آموزشی معتبر می روید.

از همه مهم تر به مطالب آموزشی که یاد گرفته اید، عمل می کنید.

هر روز کاری برای بهبود رابطه تان کاری می کنید. یک روز برای همسرتان گل می خرید. روز دیگر برای او یک یادداشت عاشقانه در جایی که انتظارش را ندارد می گذاریم.

 

هدف شما باید جسورانه اما امکان پذیر باشد.

برخی از افراد، هنگام هدف گذاری جوگیر می شوند. آنها اهدافشان خیلی خیلی دست بالا می گیرند.

مثلا فردی که به سختی ماهانه یک میلیون درآمد دارد، هدف گذاری کند که از ماه بعد ۱۰۰ میلیون تومان در بیاورد! آن هم بدون تخصص و مهارت خاصی!

من قبول دارم که باید جاه طلبانه هدفگذاری کنیم. اما نه به صورتی که احتمال رسیدن به آن نزدیک صفر باشد!

مثلا برخی از زوجین تصور می کنند که در یک رابطه خوب و آرمانی، هیچ وقت نباید با همسرشان اختلاف پیدا کنند. این مسئله امکان ندارد که یک زوج درهیچ موضوعی باهم اختلاف نظر نداشته باشند!

بلکه هدف امکان پذیر این است که اختلافات را به شیوه بالغانه و بدون جروبحث حل کنند.

 

 

اما نکته مهم این است که ما هر روز اقدامی در جهت هدفمان انجام بدهیم.

گامهای کوچک اما پیوسته در درازمدت معجزه می کنند و ما را به هدفمان می رسانند.

 

اقدام کوچک اما پیوسته برای هدف

اقدام برای هدف

 

این جمله را به خاطر بسپارید:

یک شبه نمی توان سرنوشت را عوض کرد، اما می توان یک شبه مسیر را اصلاح کرد.

 

اقدامک برای هدف گذاری

اهداف امسال خود را به صورت شفاف، جسورانه اما شدنی روی کاغذ بنویسید و هر روز برای تحقق آنها گامی بردارید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره چهارده: چگونه شوهرم را عاشق خود کنم

 

در مقاله قبلی در مورد جذابیت به لحاظ ظاهری صحبت کردیم. در این مقاله راجع به این موضوع بحث می کنیم که چطور با رفتار خود جذابیت خود را افزایش دهیم. یا چگونه شوهرم را عاشق خود کنم:

برای جذابیت و محبوب بودن فقط نیاز نیست که به ظاهر خود بپردازیم. گاهی با اصلاح برخی رفتارهای خود می توانیم جذابیت خود را به نحو قابل ملاحظه ای افزایش بدهیم.

آیا مردان فقط عاشق زیبایی می شوند؟

در یکی از سمینارها خانمی عبوس، که دائم از شرایط مختلف گلایه می کرد و غر میزد. عنوان می کرد که علی رغم چندین عمل زیبایی متاسفانه خواستگار جدیدی ندارد. خیلی تلاش کردم به او بفهمانم که مشکل اصلی او در رفتارش است و نه ظاهرش. اما متاسفانه متوجه این موضوع نشد!

عوامل زیر در افزایش جذابیت موثر هستند. می توانید به کمک موارد زیر شوهرتان را عاشق خود کنید:

 

چگونه شوهرم را عاشق خود کنم

عاشق

۱-     لبخند بزنید:

اگر کمی به کسانی که خیلی محبوب هستند، توجه کنید. متوجه می شوید که اغلب آنها خوشرو و خوش برخورد هستند. لبخند جزو جدانشدنی صورت آنهاست!

حتما این جمله را شنیده اید که هر صورتی با لبخند زیباتر است.

خود شما دوست دارید که همسرتان عبوس و اخمو باشد، یا خنده رو و بانشاط؟ در روانشناسی ثابت شده است که وقتی ما با افراد خوش بین و شاد معاشرت می کنیم، روحیه بهتری داریم. برعکس معاشرت با افراد بدبین و اخمو حال ما را خراب می کند. تصور کنید که همسر شما دائما غمگین باشد و بگوید: من می دانم، نمیشه، ما بدبخت می شویم! شاید یاد کارتون سفرهای گالیور افتاده باشید!

اگرچه شاید در همه لحظات زندگی نتوان شاد بود، اما با یک لبخند می توان در اکثر مواقع شاد بود. بازتاب یک لبخند این است من از دیدن تو واقعا شادم و حالم خوب است. با لبخند قطعا دوست داشتنی تر به نظر می رسید!

 

۲-    همسرتان را تایید و تحسین کنید:

میل به مورد توجه قرار گرفتن و تایید شدن در همه افراد وجود دارد. می توانید از این راه هم شوهرتان را عاشق خودتان کنید! جالب است بدانید که ما به طور ناخودگاه شخصی را که از ما تعریف می کند، را دوست داریم و او برای ما شخص جذابی خواهد بود.

البته نکته خیلی مهم این است که تعریف باید واقعی، صادقانه و از صمیم قلب باشد.

تعریفی که از روی ظاهرسازی باشد، تملق و چاپلوسی است. جالب است که تعریفی که از روی صداقت نباشد، نه تنها اثر مثبت ندارد بلکه اثر منفی دارد.  پس از تعریف دروغین حتما خودداری کنید.

چگونه همسرمان را تایید و تحسین کنیم؟

 ابتدا نام او را می گوییم. بعد ویژگی بارز او را ذکر می کنیم و در نهایت علت تعریفمان را بیان می کنیم. مثلا می خواهید از شوهرتان بابت کمک در کارهای منزل تقدیر کنید. مثلا در زمانی که به علت بیماری مادرتان او کمک زیادی به شما کرده است:

فرهاد عزیزم، واقعا از اینکه برای من یک پشتوانه هستی تشکر می کنم. در مدتی که من درگیر معالجه مادرم بودم، تو لطف کردی و به درس و مشق بچه ها رسیدگی کردی. همچنین با وجود مشغله زیاد کارهای منزل را هم انجام دادی. وجود تو برای من یک نعمت الهی است.

این رفتار خوب را به شکل یک عادت برای خودتان دربیاورید. نمی دانم چرا بیشتر زوجین در زمان نامزدی این کارها را ناخودآگاه به خوبی انجام می دهند، اما در زندگی مشترک گویا این رفتار را فراموش می کنند.

فقط در مواقع نیاز همسرتان را تایید نکنید!

اغلب افراد، وقتی که کارشان پیش همسرشان گیر است، از او تایید و تحسین می کنند. مثلا خانمی که یک سرویس طلا را پسندیده است. از شوهرش تعریف می کند تا به خواسته اش برسد. یعنی تعریف بیشتر جنبه تملق پیدا می کند و از صمیم قلب نیست. این زن نمی تواند زن جذابی برای شوهرش باشد.

پس اگر در دفعات اول همسرتان، تعریف و تایید شما را جدی نگرفت، زیاد ناراحت نشوید. او انتظار تعریف بی توقع را دارد! اما با ادامه این روند و پس از مدتی میبینید که چقدر برای او جذابتر شده اید! و شوهرتان عاشق شما شده است.

۳-   به همسرتان احترام بگذارید.

احترام را هم می تواند نوعی تایید در نظر بگیریم. همانطور که گفتم شخصی که به شما توجه می کند و برای شما احترام قائل است. برای شما جذاب است. وقتی همسرتان وارد می شود، به احترام او برخیزید. الفاظ مودبانه در گفتگو با همسرتان به کار ببرید.

به هیچ وجه شوهرتان را تحقیر نکنید.

وقتی همسران به هم احترام می گذارند. فرزندان هم احترام گذاشتن به والدین را یاد می گیرند. این را بدانید که صدای رفتار ما خیلی بلندتر و رساتر از نصایح کلامی ماست. کودکان ما بیشتر از نحوه رفتار ما یاد می گیرند تا صحبت های ما!

پس با احترام به همسر، به دو هدف می رسیم:

اولا برای همسرمان جذاب می شویم و او را عاشق خودمان می کنیم و ثانیا فرزندان ما برای ما احترام قائل می شوند.

۴-    استقبال و بدرقه را فراموش نکنید:

موقع خروج از منزل شوهرتان را بدرقه کنید. تا او با روحیه ای مضاعف به سرکار برود. همچنین از او هنگام ورود به منزل استقبال کنید. با یک نوشیدنی مثل چایی از او با روی باز پذیرایی کنید.

شاید شما یک زن شاغل باشید و اظهار کنید که من با شوهرم به سر کار می روم و گاهی دیرتر از شوهرم به منزل برمی گردم. شما می توانید با خوشحالی از هم خداحافظی کنید. و روزهایی که زودتر می رسید از همسرتان استقبال کنید.

یکی از همسایگان ما خیلی از خانمی و کدبانویی همسرش تعریف می کرد. وقتی علت را از او پرسیدم، عنوان کرد که همسرم همیشه صبح ها مرا بدرقه و عصرها به استقبال من می آید. یکی دیگر از عوامل جذابیت هم مشخص شد.

 

عواملی که در این مقاله ذکر کردیم، برخی از مهم ترین عوامل جذابیت رفتاری هستند که می توانند در جذابیت شما برای همسرتان خیلی موثر باشند. امیدوارم با رعایت آنها نتایج عالی بگیرید و شوهرتان را شیفته خودتان کنید.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره دوازده: چرا عشق از بین می رود؟

شما هم به احتمال قوی در زندگی مشترکتان یا اطرافیان نزدیک با این مسئله مواجه شده اید که زن و شوهر در اوایل آشنایی یا نامزدی، دائم برای هم زنگ و پیامک های زیبا می زدند، مشتاقانه منتظر دیدار یکدیگر بودند. اما اغلب مدتی بعد از آشنایی داستان متفاوت می شود. آنها یک زندگی کسالت بار و یکنواخت را با هم تجربه می کنند. چرا عشق بین آنها از بین می رود و یا این عشق کاهش می یابد.

دیگر از آن عشق ورزی ها، هدایا، تعریف و تمجیدها خبری نیست! گاهی به حدی اوضاع بحرانی می شود که زوجین به کار پناه می برند تا ساعات کمتری در کنار همسرشان باشند. یعنی نه تنها از وجود هم لذت نمی برند، بلکه عامل رنجش و عصبانیت یکدیگر هم هستند که در این صورت پیشنهاد می کنیم حتما به مشاور خانواده مراجعه کنند. چون زندگی شان شرایط بحرانی را تجربه می کند. عشق چه شده است؟

عشق یکی از نیازهای ابتدایی انسان‌هاست و یکی از بزرگ‌ترین نیازهای عاطفی هر انسانی نیاز به عشق ورزیدن و دوست داشته شدن توسط دیگران است. برخی از افراد ممکن است در کسب ‌وکار به درجات بالایی رسیده‌ باشند، اما زندگی خانوادگی خوبی نداشته باشند و اصلاً احساس خوشبختی نکنند چون آن عشق ناب را در زندگی‌شان کم دارند.

این احساس زیبا که یک مرد یا زن حس کند که همسرش عاشق اوست، با هیچ ‌یک از مادیات قابل‌جایگزینی نیست.

اول آشنایی چگونه آغاز می‌شود؟

اول آشنایی و ازدواج معمولاً با یک شوک عشقی آغاز می‌شود. در واقع هورمونی ترشح می شود و فرد عاشق می شود. گاهی این احساس عشق و شرایط روانی عاشق به حدی است که او احساس می کند که بدون معشوقش نمی تواند زندگی کند!

بسیاری از تصمیم های اشتباه و عجولانه افراد در مورد ازدواج در این زمان رخ می دهد. دو نفری که هیچ تشابهی باهم ندارند باهم ازدواج می کنند.

عشق های آنی

اگر فرد عاشق دارای تعادل روانی و سلامت روحی نباشد، ممکن است بعد از جواب منفی به کارهای ناشایست دست بزند. مثلا پسر تهدید میکند که اگر جواب منفی از معشوقه اش بگیرد، دست به خودکشی می زند یا برخی از این افراد، متاسفانه بعد از جواب منفی خانواده معشوقه شان را تهدید می کنند.

البته خانم ها و دختران هم از این مسئله در امان نیستند. آنها عاشق مرد یا پسری می شوند که هیچ تناسبی با آنها ندارد و علیرغم هشدارهای فراوان پدر و مادرشان، با آن فرد ازدواج می کنند و متاسفانه در سالهای بعد دچار آسیبهای جدی می شوند و یا طلاق می گیرند.

فرد عاشق به سایر مسائل از قبیل درس و کار بی‌تفاوت می‌شویم. یادم هست زمانی که دانشجو بودم و هم‌اتاقی من عاشق خانمی در دانشگاه شده بود، بی‌خیال درس و امتحان بود و حتی تا مرز مشروطی هم رفت!

حال اگر عشق یک‌طرفه باشد، به احتمال قوی، آتش این عشق کم‌کم سرد می‌شود و فرد بعد از مدتی دوباره به زندگی عادی برمی‌گردد. اما اگر عشق و علاقه دوطرفه باشد، هر دو طرف گرم‌ترمی‌شوند و رابطه ادامه می‌یابد و به احتمال قوی به ازدواج ختم شود.

منطق و عشق

اغلب ازدواج ها با احساس شروع می‌شوند، البته افراد عاقل منطق را هم در این انتخاب خود وارد می‌کنند. سرخوشی ناشی از عشق و ازدواج بعد از گذشت حدود ۱ تا ۳ سال کم‌رنگ‌ترمی‌شود و همسرانی که تا دیروز در آسمان‌ها و ابرها سیر می‌کردند، پایشان به زمین می‌رسد و از رؤیا بیدار می‌شوند. حالا با چشمانشان حقیقت یکدیگر و نقص ها و اختلاف‌ها را شفاف می‌بینند.

اگرچه گروهی نادر از زوجین هم هستند که با چشمان باز انتخاب کرده‌اند و بعد از دوره سرخوشی می‌دانند که چگونه باید به نیازهای همسرشان جواب دهند. اما متأسفانه اکثر زوجین گمان می‌کنند که زندگی مشترک همین است و بخشی مدارا می‌کنند اما از زندگی‌شان راضی نیستند و بخشی هم متاسفانه از هم جدا می شوند.

 

  1. چرا-عشق-از-بین-می-رود؟

عشق حقیقی

تفاوت عشق حقیقی و پایدار با عشق اولیه چیست؟

عشق آنی دارای عمر کوتاهی است و در طی زمان از بین میرود و یا حتی تبدیل به نفرت شود. وابسته به مسائل ظاهری، هیجان و هورمون است؛ این عشق برای شروع یک رابطه عاطفی لازم است اما کافی نیست! این عشق و احساس باید با منطق همراه شود تا مبدل به عشق حقیقی و جاودان شود.

وقتی زوجین با این عشق حقیقی و جاویدان درکنار هم زندگی می کنند، با صمیمیت و عاشقانه  با هم زندگی می کنند. آنها اختلافاتی هم با هم دارند. اما این اختلافات طوری بالغانه با هم حل می کنند که به زندگی عاطفی هم خدشه ای وارد نکنند. مقاله چگونه اختلافات را مدیریت و کنترل کنیم.

عشق را جاودانه کنیم!

عشق جاودان و حقیقی، عشقی است که با انتخاب طرفین برای تغییرات مثبت به وجود می‌آید. این تغییرات شامل اصلاح عادات و رفتارهای اشتباه است و همچنین ازخودگذشتگی برای عشق ورزیدن به همسر می‌باشد.

عشق حقیقی به ما می‌آموزد که گذشته را نمی‌توان تغییر داد اما می‌توان از آن درس گرفت و حال و آینده را با آن تغییر داد.

اما خوشبختانه می‌توان با یادگیری زبان عشق، با درایت و تلاش دوباره عشق را در قلب‌ها زنده کرد. مثلا:

  • حتما ساعاتی را در هفته به هم اختصاص دهید. به جاهای دیدنی بروید و برای هم خاطره خلق کنید.
  • برای همسرتان هدیه و گل بخرید.
  • حتما ساعاتی را برای بررسی مشکلاتتان در نظر بگیرید.
  • به هم خوب گوش کنید.
  • موقع عصبانیت هیچ تصمیمی نگیرید، حرفی نزنید و اقدامی نکنید.

مقالات بهبود روابط عاطفی، گامهای بهبود روابط عاطفی بخش اول و بخش دوم را اقدامات بالا را به طور مشروح بیان کرده اند.

 

نتیجه گیری پایانی:

هرگز با یک نگاه و یک شناخت سطحی، ازدواج نکنید. این عشق سطحی مانند بوی خوش یک عطر به زودی می پرد و شما می مانید یک دنیا حسرت.

اگر احساس می کنید که هیجان و عشق در زندگی شما کاهش یافته است،

نگران نباشید این یک فرایند طبیعی است و راهکار هم دارد. می توانید با اقداماتی نظیر اختصاص وقت، اهدای کادو و … این عشق را در زندگی تان دوباره احیا کنید و از زندگی عاشقانه تان لذت ببرید!

 

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره هفت: نقش شبکه های مجازی در روابط خانوادگی و ارائه راهکارها

وقتی در مترو نشسته بودم، خانم جوانی با لحن اعتراض آمیز به مرد مسنی در کنارش می گفت: “بابا واقعا از دست علی خسته شدم، عصر که از سر کار برمی گرده تا شب سرش در گوشیه. بعدش هم که سریع شام را میخوره یا دوباره میره سراغ گوشی یا می خوابد. آخه این چه زندگیه؟ نه حرفی نه صحبتی! من می خوام با او صحبت کنم. اما اون هیچ توجهی به من نمیکنه. نمی دونم چی توی این گوشی و تلگرام هستش که بیشتر از من برایش اهمیت دارند.”

فهمیدم علی همسر آن خانم و آن مرد مسن، پدرش است. پدرش با لحنی غمگین و صورتی عبوس جواب داد:”باید با علی صحبت کنم.”

فرزند شما به جای انجام تکالیفش یا تعامل با شما، سرش مدام در موبایل و تبلت است. لحظه ای را تصور کنید که شما و فرزندتان روی مبل نشسته اید. او با تبلتش مشغول بازی است (بازی پر طرفدار کلش). به او میگویید: “پسر عزیزم میشه میوه ها را از یخچال بیاری؟” او هم با لحنی تند می گوید: “هیس به من اتک شده! (یعنی حمله شده)”چنان غرق در بازی و تبلش است که انگار هیچ چیز دیگری در این دنیا وجود ندارد!

همسر شما موقع صحبت با شما دائما گوشی خود را چک می کند و آنقدر روی گوشی متمرکز است که شما یک حرف ساده را باید چند بار تکرار کنید تا او متوجه شود.

احتمالا این داستان ها، خاطرات مشابهی را برای شما تداعی کند. راهکار چیست؟ فلسفه شبکه های اجتماعی در ابتدا این بود که بدون توجه به بعد مسافت، افراد با هم ارتباط داشته باشند. باهم تبادل افکار کنند و انتقال اطلاعات وغیره به سهولت (با چند کلیک) و فوری انجام شود.

اما متاسفانه فرهنگ استفاده از این تکنولوژی همزمان با آن وارد ایران نشد. در بدو ورود، این تکنولوژی فوق العاده جذاب بود. لذا به صورت گسترده و گاهی اشتباه مورد استفاده قرار گرفت. حال باید برای اثرات منفی آن راهکاری بیاندیشیم! لذا در این مقاله به بررسی و راهکارهایی راجع به شبکه های اجتماعی و روابط عاطفی پرداختیم.

البته کارکردهای مثبت زیادی هم میتوان برای این شبکه های مجازی متصور شد. مثلا برای یک موضوع تخصصی روانشناسی به دنبال یک مقاله خاص می گشتم. در اینترنت مقاله بطور کامل قابل دانلود نبود. موضوع را در گروه تخصصی تلگرام که در آن عضو بودم مطرح کردم و یکی از اعضای گروه با بزرگواری آنرا برای من فرستاد.

یا کسانی که در کار خرید و فروش هستند می توانند به سرعت کاتالوگ یا پیش فاکتور را برای مشتریانی که  کیلومترها از آنها دور هستند، بفرستند.

 

اگرچه در کل دنیا شبکه های مجازی طرفداران زیادی دارند، واقعیت تلخ این است که اغلب ما ایرانی ها به این شبکه نوعی وابستگی شدید و اعتیاد پیدا کرده ایم!

 

این شبکه های مجازی، به جای اینکه یک ابزار در خدمت ما باشند عملا وقت و فکر ما را اشغال کرده اند. یا به جای اینکه بخشی از زندگی ما باشند، کل زندگی واقعی ما شده اند.

 

بعضا افراد بزرگسال مراحل بالای کلش آف کلنز (بازی آنلاین و پرطرفدار این روزها) را با قیمت های نجومی (ده تا پانزده میلیون تومان و حتی بالاتر) خریداری می کنند. در حالی که می توانند با آن هزینه، مشکل بزرگی از زندگی خودشان یا افراد دیگری را حل کنند.

اما راهکار چیست؟

۱-     محدودیت ساعات استفاده:

چون اینترنت، فیس بوک، تلگرام و … جزیی از زندگی ما هستند و کارکردهای مفیدی هم برای ما دارند. (مثل ارسال یک اطلاعات به صورت فوری) بدون شک نمی توانیم استفاده از این شبکه های مجازی را کاملا کنار بگذاریم. اما می توانیم استفاده از آن را محدود به ساعات خاصی کنیم. مثلا یک بار در نیمه روز و یک بار بعد از صرف شام.

برای شما اتفاق افتاده که به قصد یک تفریح ۱۰ دقیقه ای به تلگرام خود (قدیما وایبر!) سر بزنید و ناگهان متوجه شوید که حدود ۲ ساعت مشغول آن بوده اید و از یک کار ضروری و مهم تان باز مانده اید! پس در طول روز سعی کنید مجموع ساعاتی که به این شبکه های اجتماعی اختصاص می دهید را محدود کنید مثلا نیم تا یک ساعت.

 البته شاید اطلاع از اخبار لحظه ای جزیی از شغل شما باشد مثلا بورس. یا شغل شما ایجاب میکند که سرگروه یک گروه تلگرام باشید یا در اینستاگرام خود هر روز پست های مرتبط با شغلتان قرار دهید. در این حالت موضوع کاملا متفاوت است و زمانی را که به این موضوع اختصاص می دهید جزو زمان کاری شما محسوب می شود.

۲-    در اوقات و ساعات مشخصی اصلا این شبکه ها را چک نکنیم.

پیشنهاد من این است که در ابتدای صبح و قبل از خواب، این شبکه ها را  چک نکنیم. چون اول صبح ما بسیار پر انرژی هسنیم و چون معمولا انرژی مثبتی را دریافت نمی کنیم، انرژی ما تحلیل می رود و ممکن است روز خوبی نداشته باشیم. در لحظات قبل از خواب هم تحقیقات نشان داده است که نور صفحه گوشی یا تبلت موجب بیخوابی ما خواهد شد و اگر خواب خوبی نداشته باشیم، فردا روحیه خوبی هم نخواهیم داشت.

همچنین به هیچ وجه گوشی یا تبلت را سر سفره شام یا نهار نبریم. ابتکار جالب یک مادربزرگ را به خاطر بیاوریم که هنگام ورود به مهمانی، همه گوشی ها و تبلت ها را جمع کرد تا همه با فراغ بال به گفتگو و شوخی با هم بپردازند.

وقتی همسر ما با ما صحبت میکند، سر ما در گوشی یا تبلت ما نباشد. اگر واقعا باید پیغام مهمی را بخوانیم یا بفرستیم، از همسرمان عذرخواهی کرده، این کار را انجام دهیم و بعد با تمام وجود به صحبتهای همسرمان گوش کنیم.

۳-    در همه گروه های موجود عضو نباشیم!

گروه هایی که مطالب جالب یا مفیدی ندارند را ترک کنید. اگر ندانستن اخبار به شغل شما لطمه نمی زند، عضو گروه های خبری نباشید. معمولا اخبار منفی بوده و روحیه شما را خراب می کنند.

گروه هایی که در آنها عضو هستیم را محدود کنیم تا از یک طرف وقت کمتری را برای مرور آنها صرف کنیم و از طرفی بسیاری از پستها در گروه های گوناگون تکراری هستند! همچنین در بسیاری از این گروه ها افراد مختلف باهم سلام و احوالپرسی می کنند!

 

۴-    هرگز شبکه های مجازی (مثل تلگرام) را جایگزین  دیدار حضوری نکنید:

به پدر و مادرتان در مناسبت های مختلف باید سر بزنید. هرگز پیامک یا تبریک و احوالپرسی از طریق شبکه های مجازی مانند تلگرام را با ملاقات حضوری جایگزین نکنید. نوعی انتقال انرژی و صمیمیت در دیدار حضوری وجود دارد که به هیچ وجه با شبکه های مجازی به وجود نمی آید.

۵-   شبکه های اجتماعی را جایگزین مطالعه کتاب نکنیم!

اگرچه ممکن است پستها و اظهارنظرات مفیدی در شبکه های اجتماعی مطرح شوند و اطلاعات ما را در موضوعی تا حدودی بالا ببرند. اما معمولا این پستها کوتاه و سطحی هستند و نمی توانند اطلاعات جامعی را به ما منتقل کنند. حتما ما اگر اطلاعات کاملی در موضوعی خاص مثل تربیت فرزند می خواهیم یا باید به یک متخصص مراجعه کنیم یا یک کتاب خوب مطالعه کنید.

 

۶-    با یک پست جوگیر نشوید!

همانطور که در بالا اشاره شد، اگر به توصیه ای برخوردید که برایتان جالب بود یا از شخص بسیار معتبری نقل قول شده بود، وحی منزل به حساب نیاورید و بی چون و چرا در انجام آن اهتمام نورزید!

به عنوان مثال، در یک پست از قول پروفسور یونگ (روانشناس برجسته سوئیسی) می خوانید “برای اینکه فرزند شما دچار عقده و کمبود نشود، به هیچ خواسته او نه نگویید.”

بعد از مدتی متوجه می شوید که فرزند شما خیلی لوس شده و دیگر از پس خواسته های او برنمی آیید. وقتی به یک مشاور مراجعه می کنید و می فهمید که کارتان کاملا اشتباه بوده و اتفاقا باید به بعضی از خواسته های فرزندتان نه بگویید تا او با اولین ناکامی یا شکست از زندگی سرخورده نشود. بعدا متوجه می شوید که مطلب فوق را اصلا پروفسور یونگ مطرح نکرده است یا منظور ایشان بسیار متفاوت از آن پست کذایی بوده است.

خود من بارها یک سخن را از قول افراد مختلف خوانده ام: داریوش، کوروش کبیر، اسکندر و ناپلئون!

 

۱-     با یک پست جوگیر نشوید!

همانطور که در بالا اشاره شد، اگر به توصیه ای برخوردید که برایتان جالب بود یا از شخص بسیار معتبری نقل قول شده بود، وحی منزل به حساب نیاورید و بی چون و چرا در انجام آن اهتمام نورزید!

به عنوان مثال، در یک پست از قول پروفسور یونگ (روانشناس برجسته سوئیسی) می خوانید “برای اینکه فرزند شما دچار عقده و کمبود نشود، به هیچ خواسته او نه نگویید.”

بعد از مدتی متوجه می شوید که فرزند شما خیلی لوس شده و دیگر از پس خواسته های او برنمی آیید. وقتی به یک مشاور مراجعه می کنید و می فهمید که کارتان کاملا اشتباه بوده و اتفاقا باید به بعضی از خواسته های فرزندتان نه بگویید تا او با اولین ناکامی یا شکست از زندگی سرخورده نشود. بعدا متوجه می شوید که مطلب فوق را اصلا پروفسور یونگ مطرح نکرده است یا منظور ایشان بسیار متفاوت از آن پست کذایی بوده است.

خود من بارها یک سخن را از قول افراد مختلف خوانده ام: داریوش، کوروش کبیر، اسکندر و ناپلئون!

 

  • رعایت حریم ها در شبکه های اجتماعی

سعی کنید در شبکه های اجتماعی مطالب غیراخلاقی نگذارید، به شایعات بی اساس دامن نزنید.

هر عکسی را به عنوان عکس پروفایلتان قرار ندهید.

اگر همکاری از جنس مخالفتان دارید در شبکه های مجازی با او هر مطلبی را در اشتراک نگذارید. از ارسال پیام های گرم و عاشقانه جددا خودداری کنید. ممکن است که رابطه شما با ایشان کاملا در چهارچوب اخلاق باشد اما ممکن است همسر شما تصادفا صفحه اجتماعی شما را ببیند و برای او سوءتفاهم به وجود بیاید. همچنین به خاطر داشته باشیم که هیچ یک از ما معصوم نیستیم و احتمال لغزش برای ما وجود دارد.

 

یک راهکار استفاده از شبکه های اجتماعی در جهت بهبود روابط عاطفی

ما به بسیاری از کارکردهای منفی و مخرب شبکه های اجتماعی در روابط عاطفی اشاره کردیم.

خوب است که گاهی با پیام های محبت آمیز از همسرتان تشکر کنید یا به او عشق بورزید یا از یک ویژگی خوب او تعریف نمایید. با این کار او را شگفت زده خواهید کرد. می توانید از تصاویر زیبا و سخنان انگیزشی بزرگان هم استفاده کنید.

اما باز هم تاکید می کنم که این رویه را جایگزین ابراز احساسات و عشق به صورت شفاهی و حضوری نکنید!

بهتر است مناسبت های خاص مثل روز ازدواج و تاریخ تولد همسرتان و سایر اعضای خانواده و دوستانتن را در گوشی تان ذخیره کنید تا هر سال آنرا به شما یادآوری کند. امروزه اکثر بانکها یا موسسات، در روز تولدمان برای ما پیامک تبریک می فرستند. و برای همسر ما تلخ است که بعد از بانک به او تبریک بگوییم. و تلخ تر از آن این است که حتی بانک هم سالگرد تولد همسرمان را فراموش نکرده ولی ما آنرا فراموش کردیم!

بعد از تبریک خصوصی و صمیمی، در صورت صلاحدیدمی توانیم این تبریک را در گروه های این خانوادگی هم مطرح کنیم.چون رابطه ما با همسرمان یک رابطه کاملا شخصی و خصوصی است. البته در مورد تولد دوستان این مورد بیشتر توصیه می شود، تبریک در گروه می تواند باعث صمیمیت و دوستی عمیق تر شود.

  • اگر کتاب خوبی خواندیم، آنرا به دیگران معرفی کنیم. مطالب آموزشی معتبر را انتشار دهیم.

اقدامک

۱- از همین امروز تعدادی از اپلیکیشن هایی که خیلی از آنها استفاده نمیکنید را از روی گوشی تان پاک کنید.

۲- در  اپلیکیشن های ضروری و موجود روی گوشی مان نیز، از گروه های غیر ضروری خارج شویم.

۳- چند روز بررسی کنیم که چقدر زمان در این شبکه های مجازی سپری می کنیم. سعی کنیم هر هفته یک ربع از این زمان کم کنیم. تلاش کنیم حداکثر زمان اختصاصی به این شبکه ها را به نیم تا یک ساعت در روز محدود کنیم.

۴- در مواقعی که ذکر شد از گوشی خود استفاده نکنید. (مثل صبح، قبل از خواب، نهار، شام، صحبت جدی با همسر)

۵- اثرات کاهش استفاده از شبکه های مجازی و رعایت موارد فوق را یادداشت نمایید.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقالات علمی

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقالات آموزشی

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقالات

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید