مقاله شماره هشت: نق زدن و غر زدن

نق زدن چیست؟

وقتی ما مشکلی با طرفمان داریم و نمی توانیم آنرا به صورت شفاف و مستقیم با او در میان بگذاریم و از طرفی می خواهیم طوری این مسئله را غیرمستقیم به گوش او برسانیم تا به یک آرامش زودگذر برسیم (یا به اصطلاح دلمان خنک شود!) و انتظار داریم که او خودش را اصلاح نماید.

مثلا نمونه های زیر آشنا هستند:

 خانمی که از دیر آمدن همسرش کلافه شده است، در بدو ورود همسرش این گونه به استقبالش می رود: اه،باز دوباره دیر کردی؟ تو همیشه بی نظم و انضباطی! شد یک کار را درست و سر موقع انجام بدی. روز عروسی هم با همین بی برنامه گی هات آبروی من را بردی!

گاهی این نق زدن ها و غرغرها دلیل خاصی ندارد و چون حال خودمان خراب است میخواهیم حال او را هم بگیریم و فکر می کنیم با این کار حال خودمان خوب می شود!

مثال عامیانه برای تکیه کلام این تیپ آدمها این است: “چرا در گنجه بازه چرا دم خر درازه “

شخصیت زنی به نام “شیرین” در سریال فاخر “شهرزداد” تصویر بسیار زیبایی از یک زن غرغرو را به ما میدهد. اگر این  سریال را ندیده اید، پیشنهاد میکنم حتما آنرا ببینید. زنی از خودراضی و از خودشیفته که تنها دختر یکی از بزرگان و ثروتمندان تهران قدیم است و تصور می کند که از آدم و عالم برتر است. او زن زیبایی است ولی به هیچ وجه اخلاق ندارد. شوهر او “قباد”، پسر عموی اوست که تحت پوشش پدر همسرش دارای یک باشگاه است. او از اخلاق بد همسرش کلافه شده است اما به خاطر نفوذ و قدرت بالای پدرزنش نمی تواند کاری کند. یکی از سکانس های فیلم به این شکل است:

وقتی قباد خوشحال از سر کار بر می گردد به او می گوید چیه رفتی با رفقات عیاشی کردی خوشحالی؟ بدون ما به تو خوش می گذره دیگه!؟! منم که کنیز خونه تو هستم!

قباد تصمیم می گیرد سری بعد غمگین وارد منزل شود. این بار شیرین خانم به او می گوید چیه شادی ها و خندههات مال کسان دیگر است و اخم و بدبختی هات را برای من به ارمغان آوردی؟ برو بیرون همان جایی که قبلا بودی!

قباد با حال معمولی نه خندان و نه ناراحت به منزل برمی گردد تا موجب حساسیت همسرش نشود. شیرین به او می گوید: تو هیچ وقت نسبت به من با احساس برخورد نکردی. تو آدم بشو نیستی.

 

برخی افراد متاسفانه فقط غر میزنند: در هوای بارانی غر می زنند. در هوای آفتابی غر می زنند. در عزا، در عروسی غر می زنند.

برای آنها بعد زمان مطرح نیست و سحرگاه، صبح، ظهر، عصر، شب و حتی نیمه شب فقط غر می زنند.

مسلما این افراد باید فکری به حال خودشان کنند چون علاوه بر خودشان سلامت روحی همسرشان هم در خطر می باشد! مثلا در سریال شهرزاد می بینیم که قباد از نق زدن ها و تحقیرهای همسرش تکنیک فرار را انتخاب می کند و یک کم در منزل آفتابی می شود. او رو به مشروب و الکل می آورد. (البته این توجیه اصلا درست نیست)

جالب است وقتی قباد با همسر دومش -شهرزاد-  است که دارای شخصیت سالم و پخته ای است، مشروب را کنار می گذارد، عاشق شهرزاد می شود و زودتر به خانه برمی گردد. به قول خودش معنای زندگی و عشق را می فهمد.

اثرات نق زدن و غر زدن بسیار مخرب و آزاردهنده است.

  • دافعه زیادی برای اطرافیان ایجاد می نماید. دقت کردید که در جمع فامیل و دوستان هم افراد غرغرو افراد منفوری هستند و معمولا سعی می شود تا برای مهمانی و مسافرت تا حدامکان دعوت نشوند. چون به اصطلاح ضدحال جمع هستند و حال جمع را خراب می کنند.
  • به قول …… روح هر یک از ما دارای یک سطل است که این سطل باید با احساسات مثبت پر شود تا حال ما خوب بشود. وقتی ما مورد تحسین، تقدیر و تشکر قرار می گیریم این مخزن پر می شود. اما با عیب جویی، انتقادهای مخرب و تحقیر این مخزن خالی میشود و ما به اصطلاح احساس پوچی و یاس می کنیم.

با نق زدن روحیه همسرمان را خراب می کنیم، علاوه بر اینکه باعث می شویم که عشق  همسرمان به ما کمتر شود و در صورت تداوم این مسئله این عشق و علاقه کلا از بین برود و تبدیل به نفرت شود!

  • هیچ نتیجه مثبتی ندارد! آیا تا به حال با غر زدن به نتیجه دلخواهتان رسیدید؟

مثلا حاصل غر زدن شرین سریال شهرزاد را می دانید! قباد همسرش از او دلزده شد و اگر از پدر شیرین نمی ترسید، حتما او را طلاق می داد!

 

  • گاهی نتیجه معکوس دارد.

ممکن است همسر ما لج کند و چون با نق زدن احساسش را جریحه دار کرده ایم او هم درصدد انتقام برآید تا حال ما را خراب کند.

مثلا اگر به غر می زدیم که چرا لباسهایت را مرتب نمی کنی او از قصد این کار را بیشتر تکرار کند یا حتی اتاق را بهم بریزد. در واقع مثل کودکی که لج می کند و برخلاف میل م رفتار می کند.

 

راهکار چیست؟

حالا که عواقب و زیانهای غر زدن را متوجه شدیم، می خواهیم راهکاری راجع به آن ارائه دهیم.

  • دقیقا ببینید راجع به چه موضوعی نق می زنید. مسائل حاشیه ای را کنار بگذارید.
  • موضوع را کامل و شفاف روی کاغذ مکتوب کنید. چند بار آنرا مطالعه کنید. حاشیه ها و تحقیرها را کنار بگذارید. بینید چطور می توانید آنرا مودبانه تر بیان کنید.
  • موضوع را بررسی کنید اگر همسر شما نمی تواند اقدامی کند، آنرا مطرح نکنید.
  • به جای نق زدن، به دنبال راهکار برای مسئله مان باشیم! تاکنون هیچ شواهدی مبنی بر اینکه مسئله ای صرفا با نق زدن حل شده باشد، وجود ندارد!

مثلا اگر ۱۵ سال پیش در مجلس عروسی تان، غذا دیر سرو شده است، هر بار که به عروسی می روید، به همسرتان نق نزنید!

  • به جای لحن طلبکارانه، از همسرتان درخواست مودبانه کنید:

همسر عزیزم، می توانی لطف کنی و لباسها را بعد از مهمانی در سر جای خودشان قرار دهید.

  • یا برای اینکه او را در معذوریت بیشتر اما مودبانه قرار دهید، یک یادداشت یا نوشته زیبا برایش بنویسید که:

همسر عزیزم پیشاپیش از اینکه لباسهایت را در سر جایشان قرار می دهی ممنونم.

  • نگاه خود را به مسائل زیباتر کنیم و سعی کنیم حتی نگرش مثبت به مشکلاتمان داشته باشیم.

صحبت های این خانم برایم خیلی زیبا بود.

اه، اکثر شبها از خرخر شوهرم نمی توانم بخوابم. دخترم همیشه موقع شستن ظرفها نق می زند، بچه هم بچه های قدیم! وای این اداره مالیات هم که شورش را درآورده، هر چی دارم باید مالیات بدهم. وای که این بچه ها فقط می ریزن و می پاشند و من بدبخت بیچاره باید آنرا هر روز تمیز و مرتب کنم. وای دوباره ساعت زنگ زد صبح شد و دوباره باید برم سر کارو بدبختی از نو.

خوشحالم که تمام شب صدای خرخر همسرم را می شنوم این یعنی اینکه او زنده است و در کنار من. خدا را شکر که دخترم همیشه موقع شستن ظرفها نق می زند، این یعنی کنار من است و در خیابانها پرسه نمی زند. الحمدا… که کسب و کاری دارم و بابت آن باید مالیات بپردازم. واقعا خوشحالم که سرپناه و خانه ای دارم که باید آنرا تمیز کنم. خوشحالم که دوباره با زنگ ساعت بیدار شدم این یعنی زنده ام و یک روز دیگر فرصت زندگی دارم!

این کلمات امیدبخش منسوب به خانم سعیده قدس بنیانگذار موسسه خیریه محک می باشد. با چنین روحیه ای می توان چنین موسسه خیریه را بنا کرد. واقعا ایشان روحیه بسیار بالایی دارند.

 

لطفا نق نزنید، دنبال راه کار باشید و شفاف و مودبانه مشکلتان را بگویید.

 

اقدامک:

موضوعاتی که اغلب راجع به آنها غر می زدید را در دفتر عشق بنویسید. آنها را در سه دسته زیر طبقه بندی کنید:

  • توسط خودم یا همسرم قابل حل هستند، آنها را مطرح کنید و شیوه ای برای حل آنها ارائه کنید.
  • مواردی که راهی به ذهن تان را نمی رسد را رها کنید.
  • با نگرش مثبت به آن موضوع نگاه کنید و آنرا به این صورت یادداشت کنید:

خوشحالم که ……………………. چون ……………………………..

خدا را شکر که ……………………. چون ……………………………..

  • غر زدن خود را ترک کنید یا حداقل کاهش دهید!
می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره شش: چگونه انتقاد کنیم؟ بخش دوم

در مقاله قبل (چگونه انتقاد کنیم؟ بخش اول)، ۷ گام انتقاد صحیح را مطرح کردیم که به اختصار عبارتند از:

  • سنجش انتقاد قبل از مطرح کردن
  • مکتوب کردن انتقاد
  • انتقاد در خلوت
  • وقت مناسب و گرفتن اجازه برای انتقاد:
  • آگاه کردن طرف از نیت مثبت خومان
  • پرهیز از توهین و کنایه
  • اشاره به نقاط قوت و قدردانی

و در این مقاله به سه گام باقی مانده، اشاره می کنیم.

۸-    به کار بردن ضمیر “من”:

بعد از مراحل فوق وقتی خواستید انتقاد را مطرح نمائید، بگویید “به نظر من …” “از دیدگاه من …” که طرف مقابل یا همسر شما بداند که این مسئله حقیقت محض نبوده و صرفا دیدگاه شماست. با این کار باز هم او بیشتر به ما گوش می دهد. چون میداند که شما آدم خودخواهی نیستید و نظرتان را حقیقت محض یا وحی منزل نمی دانید. منطقی و اهل مذاکره هستید یا مرغ یک پا ندارد!

 

۹-    ارائه راه حل یا پیشنهاد:

شما بعد از انتقاد باید یک درخواست یا پیشنهاد به طرف مقابل یا همسرتان بدهید تا بعد از این اوضاع بهتر شود. یا به عبارتی یک راه حل برای موارد مشابه در آینده بدهید. همانطور که گفتیم قبل از اقدام به انتقاد باید ببینید این انتقاد چقدر مفید است و طرف من چه اقدامی می تواند انجام دهد.

 

 اگر تنها فایده این انتقاد خالی شدن خودمان و آزردن طرفمان است این انتقاد هیچ سودی ندارد و بهتر است از آن صرف نظر کنیم! این نوع انتقادها نه تنها سازنده نیستند، بلکه مخرب هم هستند. مثلا شما انتقادی راجع به سالنی که در آ ن جشن عروسی تان را برگزار کردید. به خصوص با دیدن مجلس عروسی اخیر! می خواهید راجع به این مسئله که سالن عروسی تان در یک قرن گذشته تهویه درستی نداشت و یا شام دیرتر از موعد برای مهمانان سرو شده بود، انتقاد کنید، پیشنهاد شما چه می تواند باشد. “عزیزم در جشن عروسی بعدی مان در خصوص سالن بیشتر دقت کن!؟!” خوب مسلما جشن عروسی ما با همسرمان دیگر تکرار نخواهد شد و اگر هم تکرار شود دیگر ما در آن حضور نداریم تا نتیجه انتقادمان را ببینیم و از آن استفاده کنیم!!! با ادامه این نوع انتقادها احتمال وقوع این مسئله را بیشتر می کنیم!

 

برای مرور این مطالب یک مثال کاربردی می زنیم. شما می خواهید از عدم برنامه ریزی صحیح در سفر اصفهان انتقاد کنید:

“عزیزم از تو واقعا ممنونم که با وجود مشغله زیاد مرخصی گرفتی تا با هم به مسافرت برویم و اوقات خوشی را با بچه ها سپری کنیم. واقعا هزینه های زیادی متقبل شدی متشکرم. واقعا به ما خوش گذشت. اما موضوعی بود که اگر حوصله داشتی می خواستم باهات مطرح کنم:”

بعد از یک مقدمه چینی خوب و تشکر، منتظر جوابش می مانیم، اگر جوابش منفی بود ادامه نمی دهیم. اگر جوابش مثبت بود، به این شرح ادامه می دهیم:

“فقط به یک موضوع از نظر من توجه نشده بود، اگر ما برنامه ریزی دقیق تری انجام می دادیم، می توانستیم با همین هزینه، هتل مناسب تری پیدا کنیم و از جاهای دیدنی بیشتری دیدن کنیم. پیشنهاد من این است اگر صلاح می دانی در مسافرتهای بعدی با توجه به حجم زیاد کارت، بیشتر با من مشورت کنی و یک سری مسئولیت ها مثل جستجو و رزرو هتل را به من واگذار کنی. البته اگر صلاح می دانی. باز هم از اینکه به انتقاد من گوش کردی ممنونم.”

 

حالا همین مثال را به صورت مخرب مطرح می کنیم:

“تو همیشه بی نظم بودی. حتی مسافرت رفتنت هم مثل آدم نیست. این قدر قشنگ برنامه ریزی کرده بودی که همه مکانهای دیدنی را دیدیم! هتلت هم به لحاظ امکانات نوبر بود! یک بچه ۵ ساله هم بهتر از تو میتونست برنامه ریزی کنه! برو از شوهر نسرین خانم یاد بگیر که راه به راه نسرین را مسافرت خارج می برد. زن های مردم شانس دارند!”

همان طور که در انتقاد مخرب دیدیم انواع بمبهای تخریب رابطه عاطفی مثل نق زدن، تحقیر، توهین، ناسپاسی، مطلق دیدن، مقایسه بی مورد و بدبینانه دیدن کاربرد دارد!

 

۱۰-       تشکر مجدد:

از اینکه به انتقاد ما با توجه و حوصله گوش داد و برای این موضوع وقت گذاشته است. از او تشکر و قدردانی کنیم. به عنوان مثال “متشکرم که برایم ارزش قائل شدی و به حرفام گوش دادی. چون این موضوع واقعا منو اذیت میکرد. الان احساس راحتی می کنم. دوستت دارم.”

شاید بگویید انتقاد درست خیلی وقت گیر و مشکل است و ما اصلا به آن عادت نداریم. اما مسلما نتایج درخشانی دارد و ما با تلاش و تمرین و بازهم تمرین می توانیم در آن استاد شویم. اثر مرکب را فراموش نکنیم که:

هر اقدام کوچک اما مثبتی با تداوم و پیوستگی می تواند اثر درخشانی در آینده داشته باشد.

 

پس از انتقاد و راه حل ها، یک نکته مهم این است که در انتقادهای بعدی و بی ربط، پل به گذشته نزنیم. مثلا در آینده اگر خواستیم از دیرآمدن همسرمان در یک مهمانی انتقاد کنیم “نگوییم که تو همیشه بی نظم و ترتیبی! اون از مسافرتت و این هم از به موقع آمدن سر مهمانی! تو و خانواده ات اسطوره وقت شناسی هستید!”لطفا انتقادها را به خانواده و اجداد همسر یا طرفمان مرتبط نکنیم!        

 

از همین الان، تمام تلاش خود را به کار ببرید، اگر خواستید انتقاد کنید، حتما موارد ۱۰ گانه فوق را رعایت کنید و انتقادهای بی مورد را اصلا مطرح نکنید و انتقادهای درست را هم به شیوه فوق مطرح و موارد را یادداشت کنید.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره پنج: چگونه انتقاد کنیم؟ بخش اول

 

چگونه انتقاد کنیم؟ بخش اول

حتما برای شما این مسئله برای شما پیش آمده که بخواهید از همسر یا شخص دیگری انتقاد کنید که علاوه بر حفظ احترام طرفین، انتقادتان نتیجه مثبت و سازنده داشته باشد. قبل از مطرح کردن انتقاد با هر شخصی، نباید یک طرفه به قاضی بریم و راضی برگردیم. خودمان را جای طرفمان بگذاریم و به مسائل از دیدگاه او هم نگاهی کنیم. باید نهایت سعی مان را بکنیم تا احساسات طرف مقابلمان را جریحه دار نکنیم و شخصیت او را زیر سوال نبریم. انتقاد را با ملایمت هرچه تمامتر مطرح کنیم. عواقب و نتایج این انتقاد را خوب بسنجیم. گامهای زیر به ما در انجام یک انتقاد خوب و سازنده کمک می کنند:

  1. مکتوب کردن انتقاد:

    قبل از صحبت کردن بهتر است موضوع انتقادمان را با شرح و تفصیل روی کاغذ بنویسیم. خودمان چند بار آنرا بخوانیم که مسائل گفته شده در بخشهای پیشین در آن رعایت شده باشد. ممکن است به این نتیجه برسیم که انتقاد ما وارد نیست یا حداقل خیلی از شدت آن کم شود. مثلا همسرمان به مهمانی مادر ما دیر رسیده ما تصور می کنیم او این کار را از قصد و بی احترامی به خانواده ما انجام داده است. وقتی از دیدگاه او به مسائل می نگریم، می بینیم با توجه به شغل او و هماهنگی برای شرکت در نمایشگاه هفته بعد، او دارای مشغله زیاد است و اصلا موضوع بی احترامی در کار نیست و انتقاد ما وارد نیست.مسبب اصلی انتقاد ما اوست. به عنوان نمونه از همسرمان به علت نمرات پایین فرزندمان انتقاد کنیم در صورتی که اولا ما هم به اندازه او مقصریم، ثانیا مسبب اصلی فرزند ماست که به علت یک سری مشکلات و اهمال کاری نتیجه خوبی نگرفته است. در این مرحله، به خوبی می توانیم انصاف خودمان را در انتقاد بسنجیم و همچنین مثل یک صافی، توهین یا بی احترامی را از انتقاد حذف کنیم.

  2. سنجش انتقاد قبل از مطرح کردن:

    قبل از انتقاد، جوانب آنرا عاقلانه بسنجیم، ببینیم این انتقاد چه اثرات و عواقب مثبت و منفی دارد. آیا همسر یا طرف انتقادتان مقصر اصلی است. اگر از پسر دختر خاله عمه ناتنی مادر همسرتان در مهمانی دو سال پیش ناراحت هستید چون آهسته و دیر به شما سلام کرده بود، چه فایده ای دارد که با همسرتان این موضوع را مطرح کنید! یا موضوعی که دیگر در زندگی تان تکرار نخواهد شد انتقاد کنید مثل کیفیت برگزاری جشن عروسی تان در ۵ سال پیش!

  3. انتقاد در خلوت:

    انتقاد ما حتما حتما باید در خلوت باشد. هرگز از یک نفر در جمع و دیگران انتقاد نکنید. چون شخصیت و اعتبار او را به شدت زیر سوال می برید. مثلا در یک خانواده وقتی انتقاد میکنیم حتی بچه ها حضور نداشته باشند و بعدا هم از موضوع انتقاد مطلع نشوند. تا انتقاد ما باعث تنرل جایگاه پدر یا مادر در نظرشان نشود. یا اگر از یک دوست انتقاد می کنیم این کار در یک خلوت دو نفره باشد. اگر از فرزندمان انتقاد می کنیم، برادر یا خواهر او حضور نداشته باشد.

  4. وقت مناسب و گرفتن اجازه برای انتقاد:

    وقتی انتقادمان را مکتوب کردیم و از وارد بودن آن اطمینان حاصل کردیم، باید زمان مناسبی برای مطرح کردن آن در نظر بگیریم. یعنی در زمانی که همسرمان خسته، ناراحت، تحت استرس یا عصبانی است این کار را هرگز انجام ندهیم. وقتی او آرام و بانشاط است این کار را انجام دهیم. برای اطمینان از او اجازه بگیریم و بگوییم “وقت داری تا موضوعی را با تو مطرح کنم.” اگر جوابش مثبت بود انتقاد را مطرح می کنیم وگرنه آنرا به زمان دیگری موکول می کنیم. حتی می توانیم استرس و ناراحتی خودمان را هم بیان کنیم. مثلا بگوییم ” خودم هم برای گفتن این موضوع ناراحتم ولی فکر می کنم این موضوع خیلی مهم باشد.”

  5. آگاه کردن از نیت مثبت خومان:

    باید به همسرمان بگوییم که نیت و قصد ما از انتقاد چیست و حتما تاثیر مثبت این مسئله را برای او صریح و روشن بازگو کنیم. یعنی قصد ما اذیت و یا چوقولی نیست! به عنوان نمونه می گوییم “می خواهم راجع به موضوعی که چند وقت است مرا آزار می دهد با تو صحبت کنم. ممکنه فکر کنی کمی حساس شدم اما بدان، نیت من نزدیکتر شدن ما به هم دیگر است تا رابطه مان عاشقانه تر و بهتر شود.”

  6. پرهیز از توهین و کنایه:

    شان و منزلت طرفمان را موقع انتقاد حفظ کنیم و هرگز توهین نکنیم. با توهین و کنایه، هیچ مسئله ای نه تنها حل نشده و نمی شود، بلکه مشکلات اضافه می شود. با توهین و کنایه  فقط حرمت بین شما و طرفتان از بین می رود. یک نمونه کنایه: “شما خانوادگی وقت شناسید! همیشه سر موقع همه جا حاضر میشید.” یک نمونه توهین:  “به اندازه یک بچه ۵ ساله جرات و جنم نداری.”

  7. اشاره به نقاط قوت و قدردانی:

    وقتی انتقاد میکنیم نباید اول ناراحتی و انتقادمان را مطرح کنیم. اول از نکات مثبت و کارهای ارزشمند همسر یا طرف مقابلمان حسن جویی می کنیم و بعد انتقاد را مطرح می کنیم. یعنی حتما به نقاط قوت و مثبت وکارهایی که او به خوبی انجام داده است اشاره می کنیم. این کار دو فایده دارد اولا همسر ما یا شخصی که از او انتقاد می کنید متوجه می شود که نگرش شما سطحی و بدبینانه نیست چون جنبه های مثبت را هم دیده اید. ثانیا در برابر انتقاد شما جبهه گیری نمی کند و احتمال اینکه به انتقاد شما گوش کند و سعی در رفع آن داشته باشد خیلی بیشتر می شود. هرچه حسن جویی یا اشاره به نکات مثبت همسر ما خاص تر و صادقانه تر باشد، موثرتر است.

پس از یادآوری نکات مثبت و کارهای مفیدش برای شما، از او تشکر و قدردانی کنیم. مثلا “همسر عزیزم، از تو متشکرم که هر روز بچه ها را سر وقت به مدرسه می رسانی، در جلسات اولیاء و مربیان شرکت می کنی و در درسها هم به آنها کمک می کنی.”

در مقاله بعدی، ادامه موضوع انتقاد را مطرح می کنیم.

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره چهار: گام های عملی جهت بهبود روابط عاطفی– بخش دوم

در مقاله قبلی (سوم) به گام های عملی اول و دوم یعنی “قبل از حرف زدن بیاندیشید” و “برای تفاوت ها ارزش قائل شویم” به تفصیل پرداختیم. در این مقاله به دوگام دیگر جهت بهبود روابط عاطفی می پردازیم.

مقاله سوم: گام های عملی جهت بهبود روابط عاطفی – بخش اول

۳-    خوب گوش کردن را تمرین کنید.

خوب گوش کردن به چه معناست؟ آیا همین که به صورت همسر یا طرف مقابل نگاه کنیم اما وجودمان و روحمان در جای دیگری باشد، به معنای گوش دادن موثر است؟ بهبود روابط عاطفی  با تمام وجود به حرف های همسرمان گوش دهیم، وسط کلام به او نگوییم که “حرفات تمام شد” “همه حرفاتو گفتی؟” به ویژه برای خانم ها بسیار مهم است که مرد زندگیشان به حرفهای آنها خوب گوش کند حتی اگر راهکاری ارائه ندهد. چنان به حرفهای همسرمان گوش کنیم که انگار در یک مذاکره مهم هستیم و می خواهیم از نقطه نظر طرف مقابل آگاه شویم. مسلما در این حالت علاوه بر رعایت ادب و خوب گوش دادن سعی می کنیم با سوالات مناسب دیدگاه طرف را کاملا درک و ابهامات خودمان را هم درک کنیم. ما اغلب در این مورد ضعف هایی داریم و لازم است تمرین هایی داشته باشیم:

  • یک نفر از زوجین صحبت کند، دیگری خوب گوش کند، وسط حرف همسرتان نپرید، بعد شخص شنونده همان صحبت هایی را که شنیده است برای گوینده به زبان خوش بازگو کند. اوایل می بینید که صحبت شنیده شده با گفته شده خیلی متفاوت است! اما با تمرین پیشرفت میکنیم و متوجه می شویم بسیاری از سوء تفاهم های ما با همسرانمان یا اطرافیانمان ناشی از درک اشتباه است! فایده دیگر این تمرین، ایجاد هماهنگی و همدلی و درک بیشتر بین ما و همسرمان است.
  • موقع صحبت همسرمان اگر حواسمان پرت شد، دوباره سعی کنیم که تمرکز کنیم به محیط برگردیم و به صحبت های او گوش بدهیم.
  • هر جای صحبت او که برای ما گنگ بود، از همسرمان توضیح بیشتری بخواهیم یا بگوییم “منظورت این بود؟”

 

۴-    هرگز موقع عصبانیت، تصمیمی نگیریم، حرفی نزنیم و اقدامی انجام ندهیم.

وقتی ما عصبانی هستیم مغز ما به صورت احساسی تصمیم می گیرد. عصبانیت کنترل نشده را می توان به گلوله برفی تشبیه نمود که از بالای کوه می غلتد و با پایین آمدن خود بزرگ و بزرگ تر میشود و اگر کنترل نشود به یک توپ بزرگ تبدیل میشود که می تواند همه چیز را نابود کند. اما اگر بتوانیم آنرا در همان ابتدا کنترل کنیم آن گلوله کوچک نمی تواند خسارت چندانی وارد کند. پس از این به بعد موقع عصبانیت یاد آن گلوله برف کوچک در سرازیری بیافتیم که اگر شتاب بگیرد رابطه عاطفی بین ما و همسرمان  و حرمتهای بین ما را چنان تخریب می کند که قابل برگشت نباشد. یا حتی از آن بدتر به زد و خورد فیزیکی منجر شود. گاهی این صدمات جبران پذیر نیست یا سخت قابل جبران است. بهتر است در هنگام عصبانیت از آن محل دور شویم مثلا اگر از همسرمان درمنزل عصبانی شویم، بهتر است از منزل خارج شویم کمی قدم بزنیم ببینیم مشکل دقیقا کجاست و عصبانیت ما از همسرمان به دلیل چیست. مثلا از اینکه او  پیگیر درس بچه نبوده و فرزند شما در یک درس نمره خیلی پایینی کسب کرده است. وقتی منطقی تر به موضوع نگاه می کنیم متوجه می شویم که ما هم به عنوان یکی از والدین به اندازه همسرمان مقصر هستیم و دلیل عصبانی شدنمان ما الکی بوده و نیازی به خشمگین شدن نبود. حال اگر با حالت عصبانی با همسرمان صحبت می کردیم احتمالا کار به ناسزا و جاهای باریک میکشید.

یک داستان جالب با دو رفتار مختلف:

یک روز در حالی که مشغول صرف صبحانه با همسر و دختر  پنج ساله مان هستیم و به جلسه مهم کاری امروز می اندیشیم، ناگهان با شیطنت دختر کوچولوی ما،  فنجان قهوه روی شلوار ما می ریزد،

ادامه داستان با دو رفتار متفاوت:

رفتار اول: ما به شدت عصبانی می شویم و برای خالی شدن تصمیم می گیریم و اقدام می کنیم پس کودکمان را به شدت تنبیه می کنیم و سر همسرمان هم فریاد می زنیم. همسرمان هم به شدت از دست ما ناراحت می شود. کودک به شدت گریه می کند. خیلی سردرگم و عصبانی هستیم. کت و شلوار را عوض میکنیم. مدتی زمان می برد تا همسرمان کودک را آرام کند. بالاخره با عجله به سمت مهد کودک رانندگی میکنیم تا از جلسه باز نمانیم یک موتوری جلوی ما می پیچد، تا آمدن افسر و کشیدن کروکی می فهمیم که از زمان جلسه گذشته است. با هزار بدبختی به شرکت می رسیم که رئیسمان با توپ پر به استقبالمان می آید و ما هم از خجالتش درمیاییم و خلاصه اخراج! عصر متوجه میشویم همسرمان هم با کودکمان ما را ترک کرده است! عجت روز نحس و بیخودی بود! چون موقع عصبانیت حرف زدیم، تصمیم گرفتیم و اقدام هم کردیم!

رفتار دوم: ما به شدت عصبانی هستیم، اما آنرا بروز نمی دهیم. محل را ترک کرده، کت و شلوار را عوض میکنیم. یک آدامس برای حفظ آرامش مان می جویم. کودک را با آرامش به مهد می رسانیم و بعد از آن در جلسه مقتدر ظاهر می شویم، نتیجه بسیار خوب است. رئیس راضی است و ضمن تشکر از ما برای ما پاداش می نویسد. عصر با آرامش به دختر دوست داشتنی مان تذکر می دهیم که هنگام صرف صبحانه بیشتر دقت کند. امروز عالی بود چون موقع عصبانیت حرفی نزدیم، تصمیمی نگیریم و اقدامی نکردیم!

از همین حالا نهایت تلاشمان را به کار می بریم تا وقتی عصبانی شدیم، دیگر حرفی نزنیم، تصمیمی نگیریم و اقدامی نکنیم. بلکه محیط را ترک کنیم و با خود بیاندیشیم که چرا عصبانی هستیم و علت واقعی عصبانی شدن ما چیست، سهم ما از این موضوع چقدر است آیا خودمان مقصر اصلی ماجرا نیستیم! و باز هم حتما موارد را جهت بهبود روابط عاطفی مان یادداشت کنیم!

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره سه: گام های عملی جهت بهبود روابط عاطفی – بخش اول

شاید برای شما هم در زندگی مشترک این مسئله به وجود آمده باشد که تفاوت در نگرشها و سلایق عامل اختلاف بین شما و همسرتان شده باشد و موقع مطرح کردن و حل آن ، نه تنها اختلاف حل نشده باشد بلکه جرو بحث جدی هم رخ داده باشد! در حقیقت هنگام درست کردن ابرو، چشم را هم کور کرده اید!
قبل از تشریح، گام های عملی جهت بهبود روابط عاطفی باید این نکته را در نظر بگیریم که پیاده سازی این گام ها نیاز به زمان دارد و در کوتاه مدت ممکن نیست. الگوی رفتاری ما و همسرمان، سالهای سال به عنوان عادت شکل گرفته و مغز ما نیز با تغییر مخالف است اما با تمرین و پیوستگی می توان به نتیجه دلخواه یعنی بهبود روابط عاطفی برسیم.
«موفقیت فرایندی است درازمدت که از ایجاد تغییرات کوچک در خودمان بدست می آید.»
دارن هاردی نویسنده کتاب اثر مرکب

۱- قبل از حرف زدن خوب بیندیشیم

درک متقابل رفتار و احساسات در زندگی مشترک و صمیمیت از اهداف یک رابطه عاطفی می باشد. ما می خواهیم خودمان باشیم و ارزشهای خودمان را هم داشته باشیم، علایقمان را مطرح نماییم و در یک کلمه صداقت داشته باشیم. اما این مسئله نباید منجر به شکستن حریم ها و شرمساری کردن طرف مان باشد. پس باید توجه ویژه به چگونگی و زمان مطرح نمودن موضوع داشته باشیم.
به عنوان مثال با توجه به منفی بون خانواده دوست نزدیک همسرمان که باعث میشود ما هم روحیه خوبی نداشته باشیم و احساس بدبختی کنیم! لذا تصمیم می گیریم این موضوع و تصمیم متعاقب آن یعنی قطع یا محدود کردن رابطه با ایشان را با همسرمان مطرح کنیم.
می توان این مسئله را در اوج خستگی و استرس او بیان کنیم و یا از این ادبیات با لحن خشن استفاده کنیم: ” دوستات هم مثل خودت منفی بافند و آدم را یاد بدبختی هاش می اندازند، سلیقه ات در انتخاب دوست نوبره!” احتمالا می توانید خودتان دیالوگ بعدی را حدس بزنید! و اینکه شب برای خوابیدن دنبال جا باشید!
راهکار دوم آنست که مسئله را با همسرمان در یک بعد از ظهر تعطیل که روحیه خوبی دارد با این ادبیات مطرح کنیم “عزیزم بابت تمام زحماتی که برای زندگی مشترکمان میکشی ممنونم. می خواستم موضوع کوچکی را باهات مطرح کنم. من می دونم که پریسا دوست نزدیک توست و رابطه شما خیلی قدیمی و صمیمیه. اما پریسا و همسرش پرهام علیرغم ویژگی های بسیار خوب مثل شخصیت خوب ومهمان نوازی اما کمی نگاه منفی و بدبینانه به مسائل دارند که موجب میشه ما هم روحیه مثبت، امیدوارانه و جسور خودمان را از دست بدهیم. می خواستم با تو مشورت کنم که تا حدی رفت و آمد را با آنها کم کنیم. نظرت چیه؟”
در راهکار دوم همسر ما به صورت بالغانه و عاقلانه به موضوعی که ما مطرح نمودیم می اندیشد و سعی می کند جواب منطقی به دور از لجبازی به ما بدهد تا ما را قانع کند یا با خواسته ما موافقت کند.

۲- برای تفاوت ها ارزش قائل شویم

همه ما با توجه به خانواده، وراثت، نوع تربیت، جنسیت، محیط و بسیاری عوامل دیگر تفاوت های بسیاری در نوع نگرش، دیدگاه و سلایق داریم که قطعا مشابه با همسرمان نیست. حتی در مورد یک واقعیت برداشت های گوناگونی داشته باشیم. مثلا هوای اتاق ۲۵ درجه سانتی گراد است، سه فرد مختلف در آن اتاق حضور دارند، نفر اول میگوید وای چه هوای گرمی! نفر دوم احساس راحتی می کند و معتقد است هوا بسیار مطبوع است و بالاخره نفر سوم احساس سرما می کند! با توجه به برداشت های گوناگون، عکس العملها و واکنش های متفاوتی نسبت به یک واقعیت واحد نشان می دهند. جالب این است که هیچ کدام هم اشتباه نمی کنند.
راهکار برای بهبود روابط عاطفی این است که در درجه اول تفاوت ها را بپذیریم و تصور نکنیم که برداشت شخصی ما یعنی کل حقیقت و یا همیشه حق با ماست. همدلی داشته باشیم و گاهی کوتاه بیاییم و نخواهیم طرفمان را متقاعد کنیم. با توجه به توضیحات فوق دیدگاه طرفمان را درک نماییم.
بگذارید تا با یک مثال مسئله همدلی و سازگاری را تشریح کنیم:
شما برای گذراندن یک روز تعطیل ترجیح نی دهسد که از یک موزه بازدید کنید و همسر شما علاقه شدید به شرکت در کنسرت خواننده محبوب پاپش می باشد. از طرفی شما از موزیک پاپ متنفر می باشید! چکار باید کرد؟
پاسخ خیلی روشن و آسان است باید شما و همسرتان به سلیقه هم احترام بگذارید یک هفته به موزه بروید و هفته دیگر به کنسرت و حتی اگر به کنسرت علاقه نداریم این بی علاقگی را با حالات چهره و غرولند و نق زدن بروز ندهیم تا هم به خودمان و همسرمان خوش بگذرد و لحظات خوبی داشته باشیم و از کنار هم بودن لذت ببریم و رابطه عاطفی تان شما بهبود می یابد. درک متقابل به همین راحتی است!

تمرین عملی:

۱– ظرف یک ماه آینده، دو مورد فوق را با همسرتان در زندگی تان پیاده کنید و نتایج بهبود رابطه عاطفی تان را با ماه قبل از آن مقایسه کنید. بهتر است مواردی که رعایت کرده اید یا مانند گذشته برخورد کرده اید را به تفکیک بنویسید.
۲- تمرین فوق را به مدت دوسال ادامه دهید و نتایج را هفتگی و ماهانه بررسی و یادداشت نمایید.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره دو: بهبود روابط عاطفی و اجتماعی متناسب با تیپ ادراکی افراد

[blog style=”def” cols=”2″ posts_per_page=”0″ offset=”0″ pagination=”no” ad_id=”0″ ad_count=”3″ ad_repeat=”yes”]

چرا شناخت تیپ ادراکی افراد میتواند  در بهبود روابط عاطفی و اجتماعی به ما کمک کند؟

شاید شما هم با این مشکل برخورد کرده باشید که با وجود ابراز عشق به شریک عاطفی تان مثلا با دادن یک هدیه، او اظهار میکند که عشقی از ما دریافت نکرده است یا ما به او علاقه نداریم! و بگوید تو اگر واقعا به من علاقه داشتی  آنرا به من میگفتی! ما متعجب می شویم چون خود ما از کادو یا یادداشت عاشقانه بسیار لذت می بریم و  از دست همسرمان ناراحت و او را به قدرنشناسی متهم می کنیم.  جواب این سوال در شناخت تیپ ادراکی خودمان و همسرمان نهفته است! با شناخت تیپ ادراکی همسرمان گام موثری در بهبود روابط عاطفی بر میداریم.

تیپ ادراکی افراد چیست و چگونه در بهبود رابطه عاطفی به ما کمک میکند؟

تیپ ادراکی درواقع همان نحوه برقراری ارتباط افراد با سایرین و محیط پیرامونی میباشد. مثلا برخی افراد بیشتر با قوه بصری خود با محیط ارتباط برقرار میکنند که به آنها افراد بصری میگوییم. برخی دیگر با گوش و قوه شنوایی خود محیطشان را درک میکنند که اصطلاحا سمعی نامیده میشوند. دسته آخر دنیا را نه به صورت بصری و نه به صورت سمعی درک میکنند، ایشان با حس لامسه دنیا را درک می کنند. البته ذکر این نکته ضروریست که اگر فردی در یک تیپ ادراکی (مثل بصری) قرار گرفت به این معنا نیست که دریافت و ادراک از طریق شنوایی یا لامسه او صفر است بلکه باید بدانیم که بخش اعظم و قابل توجه ادراک او از محیط با قوه بصری و چشمان اوست.

انواع تیپهای ادراکی کدامند و چگونه می توان آنها را شناخت؟

افراد به لحاظ تیپ ادراکی یا همان نحوه برقراری ارتباط  به سه دسته کلی بصری، سمعی و لمسی تقسیم می شوند. در ادامه به تشریح آنها می پردازیم.

۱-      افراد بصری:

اولین کانال ارتباطی و ادراک در این افراد چشمان آنهاست. آنها حتی ذهن بصری دارند و افکارشان نیز همراه با تصاویر است. معمولا تندتر از افراد عادی صحبت می کنند و از زبان بدن استفاده زیادی میکنند (به ویژه حرکات دست و گردن). در حقیقت آنچه را میبینند برایشان مهم است. ترجیح می دهند برای تفریح به مکان های زیبا بروند و در توصیف هایشان نیز کلماتی مثل “چه زیبا چه قشنگ چه زشت ” به کار می برند. با شنیدن و آمار و ارقام میانه خیلی خوبی ندارند. این افراد سریع تر از افراد عادی عاشق میشوند و اغلب کینه ای نیستند.

 

۲-      افراد سمعی:

افراد سمعی با گوش هایشان دنیا را درک می کنند. حس شنوایی در آنها غالب است. اغلب این افراد شمرده و موزون صحبت می کنند و در انتخاب کلمات دقت دارند. به موسیقی و آواز علاقه دارند.  از واژه هایی مانند “گوش کن. چه صدای گوش خراشی چه ساکت چه شلوغ چه لحنی” در صحبت هایشان استفاده می کنند. این افراد با تلفن زیاد صحبت می کنند و رادیو را به تلویزیون ترجیح می دهند. نمونه بارز تیپ سمعی،  افراد نابینا هستننند که حتی با شنیدن صدای  پای اشخاص می توانند آنها را شناسایی کنند و یاد گیری فوق العاده ای از طریق شنیدن دارند.۳

۳-      افراد لمسی:

این افراد متفاوت از دو گروه قبل و به صورت ملموس امور را درک می نمایند. اغلب شخصیت درونگرا، متین  و منطقی دارند.آرام حرکت می کنند و حتی تفکرشان آرام و با طمانینه است. تکیه کلام های ایشان “سخت سنگین سبک نرم زبرو سایر صفات مربوط به حس لامسه ” است.

بهترین راه ارتباطی با تیپهای ادراکی گوناگون کدامند؟

ذکر این نکته ضروریست که کلید نفوذ به قلب افراد گوناگون متفاوت است و ابتدا ما باید تیپ ادراکی طرف مقابلمان را خوب درک کنیم و قفل قلب هر فرد را با کلید متناسب او باز کنیم.

۱-      ارتباط با افراد  بصری:

اگر میخواهید ارتباط خوبی با آنها برقرار کمید باید کمی تندتر صحبت کنید و از زبان بدن (حرکات  دست و چهره و راه رفتن) کمک بگیرید. این افراد دعوت به سینما یا تئاتر را زودتر می پذیرند. اگر خواستیم با ایشان مذاکره مهمی کنیم حتما سعی کنیم به صورت حضوری باشد.

موثرترین و بهترین راه ابراز علاقه به همسر تیپ بصری اهدای کادو و یادداشت های عاشقانه می باشد.

۲-      ارتباط با افراد سمعی:

چون ارتباط افراد سمعی بیشتر از طریق گوش است، در مذاکرات حضوری با آنها توجه ویژه به کلمات و لحن صدای خودتان داشته باشید و شمرده و زیبا حرف بزنید. چون آنها جذب افراد خوش صحبت و خوش کلام می شوند. به آنها زیاد تلفن بزنید و با کلام تاییدشان کنید.

جهت بهبود روابط عاطفی با همسر سمعی، حتما به او بگویید که دوستش دارید و عاشقش هستید. با کلام او را تایید کنید  و از او قدردانی کنید.

 

۳-       ارتباط با افراد لمسی:

برای ارتباط بهتر با این افراد باید حس لامسه آنها را درگیر کنید و لمسشان کنید مثلا محکم و صمیمانه با آنها دست بدهید یا برای تایید شانه شان را لمس نمایید.

 در ارتباط زناشویی و بهبود روابط عاطفی با همسر لمسی، برای ابراز عشق و علاقه به همسرتان دستش را بگیرید، او را در آغوش بگیرید و ببوسید!

تمرین عملی برای کاربرد تیپهای ادراکی در بهبود رابطه عاطفی و اجتماعی

  • تیپ ادراکی خود و همسرتان را شناسایی کنید.
  • با توجه به تیپ ادراکی همسرتان با او رابطه برقرار کنید و به او ابراز علاقه کنید و نتایج بهبود رابطه عاطفی را در دفتری یادداشت کنید.
  • تیپ ادراکی همکار یا طرف مذاکره تان را پیدا کنید و تکنیک های این مقاله را به کار ببرید و نتایج بهبود رابطه کاری یا اجتماعی را در دفتری یادداشت کنید.

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره یک: بهبود روابط عاطفی

 

 

بهبود روابط عاطفی چیست؟

حتما برای شما یا در زندگی نزدیکان یا اقوامتان دیده باشید که پس از یک نامزدی پرشور و عشق، پس از مدتی روابط زوجین به سمت یکنواختی پیش می رود مثلا همانهایی که در دوران روزی یک ساعت یا دو ساعت باهم صحبت میکردند در طول کل روز حتی ده دقیقه باهم صحبت نمیکنند. حس میکنید بین آنها عشقی وجود ندارد و دچار یکنواختی کسالت باری شده اند و یا این مسئله را در زندگی خودتان به گونه ای دیگر تجربه کرده اید.

بهبود روابط عاطفی به شما کمک میکند که به این مسئله (کاهش عشق) عمقی تر وارد شوید، آنرا درک و حل کنید. مثلا بدانید به علت کاهش هیجان زناشویی این مسئله طبیعی است و تکنیک های کاربردی اما ساده برای حل این مشکل وجود دارد. یکی از راهکارهای آن قرارهای عاشقانه به صورت هفتگی یا ماهانه است تا این تصور پیش نیاید که عشقی بین طرفین وجود ندارد. گاهی اوقات زندگی در زیر یک سقف، یکسری تفاوتها در ماهیت شخصیت زنان و مردان و یا تفاوتها در تیپ شخصیتی آنها علت بعضی از اختلافهاست. یکی دیگر از علتها،  مسائل و سوتفاهم هایی است که بین زوجین پیش می آید و چون غالبا به صورت عاقلانه و بالغانه حل نمیشود باعث دلخوری و دوری زوجین میشود.

چرا بهبود روابط عاطفی مهم است و به آن نیاز داریم؟

رابطه عاطفی به مشابه یک موجود زنده یا کودک نیاز به مراقبت و توجه دارد و از آن به هیچ وجه نباید غافل شد. در غیر این صورت و حاد شدن موضوع مسئله ای که با کمی درایت و تدبیر قابل حل بود امکان دارد به طلاق واقعی، طلاق عاطفی، روابط موازی و خارج از چهارچوب خانواده منجر شود که قابل جبران نباشد. تبعات بد این مسئله فقط به زوجین محدود نشده و رابطه عاطفی ضعیف بین والدین و فرزندان میتواند اثرات سوء روی زندگی حال و آینده فرزندان هم داشته باشد به عنوان مثال افت تحصیلی، ترک تحصیل و حتی رو آوردن به افراد ناباب جهت تامین نیاز عاطفی که در محیط خانواده تامین نشده است.

برای چه کسانی کاربرد دارد؟ آیا فقط مختص زوجین است؟

همانطور که روابط عاطفی محدود به زوجین و نامزدها نمیشود و روابط خانوادگی مانند رابطه بین فرزندان و والدین، بین خواهران و برادران و … میباشد و قطعا سایر اعضای خانواده را شامل میشود.  بهبود روابط عاطفی میتواند کانون خانواده را گرمتر نماید.

چه روشهایی جهت بهبود روابط وجود دارد؟

روشهای زیادی جهت بهبود روابط عاطفی وجود دارند که در این مقاله و مقالات آینده مورد بحث قرار میگیرند. به عنوان مثال تکنیکهای روانشناسی، شخصییت شناسی و درک رفتار متقابل از جمله آنها میباشد.

چند روش آسان وکاربردی جهت بهبود روابط عاطفی

  1. قرار عاشقانه : به صورت هفتگی یا دو هفته یا حداکثر ماهانه حتما زمانی را برای ابراز علاقه و احساسات عاشقانه در نظر بگیرید. میتوانید به پارک، رستوران، کافی شاپ، یک گالری هنری،  موزه و یا سایر جاهای مورد علاقه تان سر بزنید و خاطرات شیرینی را خلق کنید یا یاد خاطرات خوب را زنده کنید. این نکته را به خاطر بسپارید که برای خوش بودن در کنار هم الزامی به خرج کردن افراطی و صرف هزینه های گزاف نیست!
  2. همانگونه که قرار عاشقانه از الزامات بهبود رابطه عاطفی است حتما زمانی را برای مطرح کردن مسائلی که موجب رنجش شما از همسرتان گردیده است را در نظر بگیرید تا کدورتها برطرف شوند و روی هم انباشته نشوند. دقت کنید که این زمان نباید در هنگام خستگی، بیماری یا فشار و استرس باشد تا دو طرف بتوانند عاقلانه مسائل را حل و فصل نمایند. دقت کنید که واقعیت ماجرا را بگویید نه برداشت و قضاوتتان از ماجرا. مثلا اگر با همسرتان قرار گذاشتید و او دیر به سر قرار آمد بدون مقدمه و توضیح به او بگویید “چرا اصلا برای من ارزش قائل نیستی؟” یا “تو همیشه دیر میای؟” یا “هیچ وقت منظم نیستی!”

به همسرمان بگوییم :

“عزیزم امروز قرارمون ساعت ۶ بود ولی شما ساعت ۷ آمدی؟ میشه دلیلش را به من بگی؟ کاری پیش آمد؟ دیر آمدی من نگران شدم لطفا دفعه بعد به من اطلاع بده.”

خود شما دوست دارید همسرتان موضوع را با کدام بیان فوق با شما مطرح نماید.

نکته مهم این است که شاید شما اشتباه کرده باشید و مثلا قرار همان ساعت ۷بوده است!

پس هیچ گاه شخصیت طرف را نشانه نروید. شاید یک اشتباه کوچک رخ داده باشد اما احترام مابین شما دچار خدشه جدی میشود.

۳٫ هدیه: برای همسرتان گل یا هدیه بگیرید. قیمت هدیه مهم نیست اما بهتر است با سلایق همسرتان منطبق باشد مثلا اگر همسرتان به رنگ صورتی علاقه دارد سعی کنید رنگ هدیه به صورتی نزدیک باشد. یا اگر به گل رز علاقه دارد برایش گل رز بخرید. در عوض شما هم وظیفه دارید مشتاقانه از همسرتان بابت هدیه اش تشکر کنید.

یک نکته مهم اینست که ابراز علاقه یکطرفه نباشد و خانم به همسرش هم اظهار علاقه نماید. برخی خانم ها به اشتباه  فکر میکنند با ابراز عشق به همسرشان از چشم او می افتند یا زن باید بی توجه به همسرش باشد تا عطش عشق مرد فروکش نکند که باور خطرناکی است اما نوع ابراز عشق خانم به آقا باید متفاوت و توام با احترام باشد.

این جمله زیبا را فراموش نکنید:

«مردان جایی می روند که دوستشان داشته باشند و به آنها احترام بگذارند.»

در مقالات بعدی این بحث را ادامه میدهیم.

 

 

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید