چگونه به سوالهای شخصی پاسخ دهم؟

سوال شخصی چیست؟

شاید برای شما هم پیش آمده باشد، که بعد از مواجهه با یک شکست مادی یا عاطفی، افرادی به ظاهر کنجکاو (اما در واقع فضول) بخواهند درباره علل آن شکست از شما سوال شخصی بپرسند یا علل شخصی این مسئله را از شما جویا شوند.

از طرف دیگر شما با این افراد نسبت فامیلی دارید. و بنا به مصالحی نمیخواهید  به آنها خیلی رک و صریح بگویید که این مسئله شخصی است و به او هیچ ربطی ندارد!

 

 

شما به سوالهای شخصی چگونه پاسخ می دهید؟

مثلا نامزدی شما به هم خورده است. اشخاص به اصطلاح کنجکاو می پرسند که چه اتفاقی افتاد که نامزدی شما به هم خورد. او که فرد به ظاهر موجهی بود!

حال درونی شما از این سوال شخصی خراب می شود. تازه داشتید با این مسئله کنار می آمدید که دوباره داغ دلتان زنده می شود.

به طرف می گویید که ما مناسب هم نبودیم.

او در جواب می گوید که چرا مناسب هم نبودید؟ بیشتر توضیح بده تا شاید من بتونم به تو کمک کنم!

ناراحتی شما بیشتر می شود، بغض می کنید و مستاصل می شوید که چگونه از دست آن شخص خلاص شوید.

با اخم و ناراحتی بیشتر می گویید که به لحاظ شخصیتی یکدیگر را درک نمی کردیم.

اما آن فرد سمج ول کن ماجرا نیست! تصمیم می گیرید که جواب کوبنده ای به او بدهید …

 

 

 

جواب صحیح به سئوال شخصی

بهتر است که شما در مواجه با سوال شخصی اصلا ناراحت نشوید.

خونسرد باشید و یک جواب خیلی ساده اما منطقی و محکم بدهید.

مثلا به او این گونه جواب دهید:

“ما بعد از مدتی به این نتیجه رسیدیم که با هم در موضوعات اصلی زندگی تفاهم نداریم. بهتر است که الان از هم جدا شویم. به جای اینکه بعد از چند سال زندگی مشترک جدا بشیم.”

وقتی فرد دوباره از شما پرسید: چه موضوعاتی؟

شما با حفظ آرامش کامل و خونسردی پاسخ خود را تکرار می کنید: “موضوعات اصلی زندگی”

وقتی چند بار پاسخ را برای شخص کنجکاو تکرار کنید، البته تاکید می کنم با حفظ آرامش و خونسردی، روی او را سفید می کنید! او متوجه می شود که با تحت فشار گذاشتن شما راه به جایی نمیبرد!

پاسخ به سوال شخصی

 

اگر طرف موردنظر سوال شخصی اش را کمی تغییر داد، چه کار کنیم؟

معمولا افراد فضول یا کنجکاو در مسائل دیگران، پشتکار خوبی دارند!

ممکن است با پاسخ دوم یا سوم شما، کمی سوال شخصی شان را تغییر بدهند.

مثلا بگویند که اگر موضوع اختلاف تان را به من بگویید، به احتمال قوی آنرا حل می کنم!

یا با دلسوزی بگویند، حیف جوانهایی که مثل شما به دلیل عدم آگاهی تصمیم اشتباه می گیرید!

پاسخ شما همان پاسخ قبلی با آرامش و خونسردی باشد. یا نهایتا به او بگویید که با یک مشاور خبره مشورت کردیم و تصمیم درست را گرفتیم. از لطف شما ممنون.

 

 

عوض کردن موضوع صحبت جهت پایان دادن به سوال شخصی

می توانید با آرامش و خیلی ماهرانه، موضوع صحبت را عوض کنید.

اگر در ایام دید و بازدید عید کسی این سوال را چند بار از شما پرسید، بعد از دوبار جواب کلی و باآرامش، بگویید خوب عید است و باید شاد باشیم.

اجازه بدهید که از موضوعات خوب که حال دیگران را خوب می کند، صحبت کنیم.

 

 

هیچ وقت در پاسخ به سوال خیلی شخصی خجالت نکشید!

شاید یکی از افراد متشخص فامیل شما بخواهد درآمد دقیق شما را بداند. شما بنا به دلایلی نخواهید جواب دقیق بدهید.

پاسخ شما این گونه باشد: خدا راشکر. حقوق من کفاف خرج و مخارج را می دهد و من راضی هستم.

و بازهم تکنیک تکرار جواب با حفظ  آرامش را در پیش بگیرید.

 

 

سوال شخصی

سوال شخصی

خودمان هم سوال خیلی شخصی از دیگران نپرسیم.

حضرت علی (ع) فرمودند: آنچه را که برای خودت می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را برای خودت نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.

حتی المقدور سوالاتی که احساس می کنیم خیلی شخصی هستند. و طرف هم از جواب دادن به آنها احساس ناراحتی می کند را نپرسیم.

سوالاتی که به ویژه شکستهای مادی و معنوی فرد را کالبد شناسی می کند یا زخم التیام یافته را دوباره تازه می کند، را حتی المقدور نپرسیم.

 

مواظب تله بی ارزشی باشیم، هرسوالی، سوال خیلی شخصی نیست؟

بعضی از ما گاهی به خاطر نداشتن اعتماد به نفس گمان می کنیم که هر سوالی خیلی شخصی است. دیگران همواره به قصد آزار ما، این سوالات را از ما می پرسند.

اعتماد به نفستان را تقویت کنید. ریشه یابی کنید که چرا از اکثر سوالات شخصی آشفته می شوید.

 

شاید با خودتان بگویید که برخی از سوالات برای من خیلی عادی و معمولی هستند، برای شخص دیگری سوال شخصی و آزاردهنده است، آنها را چگونه شناسایی کنم؟

شخصیت افراد متفاوت است. امکان دارد که یک سوال عادی برای شما، سوال آزاردهنده برای بقیه باشد.

در این موارد مععمولا فرد با اکراه جواب می دهد.

از حالات چهره و لحن ناراحت و یا جواب آهسته او، این مسئله را درک کنیم.

 

 

اگر سهوا سوال  شخصی را از کسی پرسیدیم، چکار کنیم؟

خودتان سریع موضوع بحث را عوض کنید.

مثلا حال مادرت چطوره؟ دوست داری که یک خاطره  از آخرین سفرم برایت بگویم.

 

جمع بندی تکنیک جواب به سوال شخصی

اصلا خودتان را ناراحت نکنید. خونسردی و آرامش خودتان را حفظ کنید.

هربار که سوال خیلی شخصی را از شما پرسیدند، یک جواب کلی و منطقی را تکرار کنید.

با حفظ آرامش کامل! با آرامش می توانید موضوع صحبت را هم عوض کنید.

 

اقدامک

تکنیک تکرار جواب با آرامش را د رجواب افراد خیلی کنجکاو به کار ببرید. خودتان از پرسیدن این گونه سوالات جدا اجتناب کنید.

 

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

چرا طلاق می گیرد؟

چرا طلاق …

در این مقاله به این سوال جواب می دهیم که “چرا طلاق گرفتم؟” چه ویژگی ها و مشکلاتی در من باعث طلاق می شود.

بسیاری از افراد که مشکلات عدیده دارند، به جای اینکه اول مشکل خودشان را حل کنند. و بعد به سراغ ازدواج بروند.

گمان می کننند که ازدواج شاه کلید حل مشکل آنهاست. و در فرایند زندگی مشترک به این نقطه می رسند که نه تنها مشکلاتشان حل نشده است، بلکه حادتر هم شده است!

. در مقاله پیشین “چرا طلاق میگیرند” در مورد یکی از علل مهم طلاق که همان برآورده نشدن نیازها و خواسته های دو طرف است، صحبت کردیم.

ازدواج مرحله ای از زندگی است که فرد در آن رشد کند، نه اینکه کمبودهای روحی و شخصیتی خود را درمان کند!

 

علت اصلی طلاق:

علت طلاق هر فرد را بهتر است در چرایی ازدواج او جستجو کرد. به عبارت بهتر فردی که انتظارات غیر منطقی از ازدواجش داشته باشد، ازدواج خوبی نخواهد داشت.

و این ازدواج نادرست به احتمالا به طلاق ختم خواهد شد. پس بهتر است علتهای ازدواج نادرست را بررسی کنیم.

به جای اینکه بگوییم چرا فلانی طلاق گرفت، بهتر است بگوییم که چرا ازدواج کرد!

 

۱-    چرا طلاق می گیرد چون فرد نمیداند از زندگی مشترک خود چه خواهد!

مثلا نمیداند که از همسرش چه نوع رابطه ای را می خواهد. اگر در یک مهمانی شخصی از همسرش تعریف کند.

او ناراحت می شود که چرا همسرم از من تعریف و تشکر نمی کند.

یکی از فامیل برای شوهرش، جشن تولد می گیرد. او احساس بدبختی می کند که چرا چنین رابطه ای بین او و همسرش نیست.۲

۲ – چرا طلاق می گیرد چون شخص الگوی زندگی خودش را ندارد.

همیشه به دیگران نگاه می کند. تا ببیند که آنها چکار می کنند و از چه چیزی لذت می برند.

تا او هم همان کار را تقلید کند. نوعی چشم و هم چشمی کورکورانه که برای زندگی مضر است.

یکی از دوستانش منزل بزرگتر خریداری می کند، او ناراحت می شود. که چرا منزل او کوچکتر است!

نکته جالب شاید این باشد که دارایی این فرد از متوسط جامعه بالاتر است. اما چون نگاه او همیشه معطوف به افراد بالاتر از خودش است. بنابراین احساس رضایت و خوشبختی ندارد.

به این مسئله توجه داشته باشید که شما فقط ظاهر زندگی افراد را می بینید. و از باطن زندگی دیگران آگاه نیستید. شاید مشکلاتی که آنها در زندگی شان دارند، واقعا برای شما غیرقابل تحمل باشد!

۳- چرا طلاق می گیرد به خاطر جستجوی خوشبختی در ناکجا آباد

اگر زندگی خودتان را مرور کنید. سعی کنید بهترین خاطرات و لحظات خود را به خاطر بیاورید.

متوجه خواهید شد که آن لحظات اغلب یک ماجراجویی کوچک یا یک شوخی ساده بوده است! تعداد کمی از خاطرات خوب ما به مسائل مادی برمی گردد.

 یک گل بدون دلیل برای همسرتان خریده اید و یک خاطره شاد خلق شده است.

یا موقع آب دادن حیاط یا شستن فرش ها، همسرتان را خیس کرده اید و بعد کلی خنده اید!

خوشبختی و شادکامی در درون خودتان جستجو کنید و نه در بیرون! در چیزهای کوچک اما صادقانه!

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم                  یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد                    آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

۴- چرا طلاق می گیرد بعلت فقدان یا کمبود اعتماد به نفس

داشتن اعتماد به نفس و رضایت از خود یکی از شروط لازم وضروری جهت ازدواج است. فردی که اعتماد به نفس ندارد. هرگونه حرف و اتفاقی را مرتبط با خود می داند. و اغلب هم برداشت منفی دارد.

مثلا در یک مهمانی، صحبت از عروس صغرا خانم می شود. همه از ادب و زیبایی عروس خانم می گویند. در این بین شهلا با خود فکر می کند، که مادرشوهر و خواهرشوهر او از شرکت در این بحث نیت خاصی داشته اند. و آن نیت تخریب شخصیت با کنایه و تمثیل است!

وقتی مادرشوهرش حتی با صداقت از خوشمزگی غذایش تعریف می کند. او این تعریف صادقانه را نوعی تمسخر برداشت می کند!

 ۵- جدایی و طلاق به علت اعتیاد به مواد مخدر و الکل

یکی از عوامل مهم طلاق، در گذشته اعتیاد بوده است. وقتی از والدین فرد معتاد می پرسند که چرا شما اعلام نکرده بودید، که فرزندتان معتاد بوده است.

والدین فرد جواب می دادند که ما فکر می کردیم که اگر برای پسرمان زن بگیریم. او اعتیادش را کنار می گذارد و مرد سر به راهی خواهد شد!

این مسئله را بدانید که تا شخص معتاد خودش نخواهد که اعتیاد را کنار بگذارد. ازدواج، بهترین کمپ های ترک اعتیاد و … هم نمی توانند موثر واقع شوند.

چرا طلاق

چرا طلاق

دلایل نادرست برای ازدواج منجر به طلاق می شود.

۱-      ازدواج به خاطر ترس از تنهایی

بسیاری از افراد به خاطر ترس از تنهایی ازدواج می کنند! شاید یکی از فواید ازدواج این باشد که شما همدم و مونس دارید.

اما اگر این تنها دلیل او باشد، واقعا خطرناک است. این که همه دوستان و افراد فامیل که همسن من بودند، ازداج کرده اند.

پس من هم باید ازدواج کنم! اگر پدر و مادرم به رحمت خدا بروند، من تنها می مانم.

تا من مجردی خوبی نداشته باشم و در تنهایی هم احساس ارزشمندی نکنم. ازدواج من با ریسک بالایی همراه است.

۲-      ازدواج برای زندگی بهتر اما نامعلوم

بعضی احساس رضایت از زندگی شان ندارند. آنها دقیقا نمی دانند که در زندگی به دنبال چه هستند.

از بدست اوردن هیچ چیز و هیچ موفقیتی احساس رضایت درونی نمی کنند. بعد از کسب مدارج عالی تحصیلی و ثروت و … بازهم احساس رضایت نمیکنند.

آنها در پله آخر می خواهند ازدواج را هم امتحان کنند تا شاید آن حال خوب درونی را کشف کنند.

البته این آدما اغلب افراد شایسته ای در اجتماع هستند. دستاوردهای بزرگی برای اجتماع دارند.

اما آنها باید روی خودشان و شخصیتشان کار کنند. اعتماد به نفس وعزت نفس خودشان را بالا ببرند.

و از خودشان و زندگی شان لذت ببرند.

شاید این افراد، ندانند که

به خاطر برخی مسائل حل نشده ای که دارند و خودشان اطلاع نداند، ازدواج می کنند.

مثلا خانمی که علی رغم ظاهر نسبتا خوبی که داشت، احساس بی ارزشی و زشتی داشت.

بدون در نظر گرفتن معیارهای درست به اولین خواستگار خودش جواب مثبت داده بود. حالا در راهروهای داددگاه خانواده منتظر رای طلاق بود.

نتیجه

گاهی مشکلات شخصیتی خود فرد او را در ازدواج به طلاق سوق می دهد. که چنین فردی باید سریعا به اصلاح و تغییر خود اقدام کند.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

چرا طلاق می گیرند؟

چرا طلاق می گیرند؟ احتمالا شما هم در آشنایان یا اقوام خود افرادی را سراغ دارید که متارکه کرده اند. و این سوال برای شما پیش آمده باشد که چرا برخی ازدواج ها به طلاق ختم می شود؟ علل طلاق زیاد است و ما در چند مقاله به این مقوله می پردازیم.

طلاق مکروه ترین حلال در دین مبین اسلام است. طلاق عرش را به لرزه در می آورد. طلاق همه ابعاد و جنبه های زندگی یک فرد اعم از مادی و معنوی را تحت تاثیر قرار می دهد. این اثرات اغلب طولانی مدت بوده و حتی شاید تا پایان عمر گریبانگیر فرد باشد.

طلاق از گذشته تاکنون:

درگذشته ای نه چندان دور، زندگی ها قوام بیشتری داشت. اگر طلاقی هم رخ می داد، دلایل موجهی مانند اعتیاد، عدم تعهد اخلاقی و … داشت. هرچند که برخی از افراد حتی با وجود مسائل فوق هم به زندگی شان ادامه می دادند.

اما در زمان کنونی، متاسفانه با آمار میانگین  یک طلاق ثبت شده، از هر چهار ازدواج مواجه هستیم. (منبع سایت سازمان ثبت انحوال کشور سال ۹۴) وقتی زوجهای طلاق را بررسی می کنیم. متوجه می شویم که اغلب آنها نه تنها افراد بزهکار یا معتادی نیستند، بلکه افرادی صاحب تحصیلات، شغل مناسب و بعضا جایگاه بالا در اجتماع هستند! 

ریشه های طلاق (آنچه ازدواج را به طلاق ختم می کند):

یکی از عوامل مهم در طلاق و جدایی زوجین، توقعات غیرمنطقی آنها از ازدواج است. دلیل دیگر می تواند عدم ارضای خواسته های درست فرد در زندگی مشترک باشد، یا توقعاتی که توسط همسر فرد برآورده نمی شود. طلاق علل مختلفی می تواند داشته باشد، که برخی از آن به شرح زیر هستند:

  • عدم پاسخگویی به نیازها و توقعات زوجین در زندگی مشترک
  • ازدواج به قصد شفا از عقده ها و تله های روانی و نه رشد و ارتقا شخصیتی
  • ازدواج به قصد زندگی بهتر و نداشتن تصوری از زندگی بهتر
  • عدم شناخت همسر و عدم برقراری ارتباط صحیح با همسر
  • ناتوانی در حل اختلاف به شیوه منطقی
  • عدم مسئولیت پذیری زوج یا زوجین
  • اعتیاد، بزهکاری و محکومیت
  • عدم تعهد اخلاقی و …
  • تربیت نادرست خانواده در ارتباط اجتماعی و حل اختلافات

 

چرا-طلاق

چرا طلاق؟

 برخی طلاق می گیرند به علت عدم پاسخگویی به نیازها و توقعات زوجین در زندگی مشترک

یکی از مهم ترین علل طلاق، عدم ارضای نیازها و توقعات از همسر است. البته باید این توقعات به جا و منطقی باشد. اما وقتی فرد می بیند که خواسته هایش توسط همسرش برآورده نمی شود، از او نارحت و دل چرکین می شود. متاسفانه به علت مهارتهای ارتباطی پایین نمیتوانند این نیاز را با او منطقی مطرح کند.

این نیازها می تواند مادی باشد. مثلا دختری که توقع زندگی رویایی را بعد از ازدواج دارد. اما این نیازها به نوعی برآورده نمی شود. منزل بزرگ و شیک و ماشین آخرین مدل نه تنها نیست بلکه قسط و قرض و … هم به مقدار زیاد موجود است!

خواسته های معنوی هم بخش مهمی در ازدواج دارند. مثلا مردی که وقتی از سر کار برمی گردد، انتظار استقبال گرم و محبت دارد. با انتقادهای مخرب و تحقیرهای او مواجه می شود. نه تنها آرامش ندارد، بلکه احساس عصبانیت و تحقیر وجود او را فرا می گیرد. با خودش می اندیشد که در زمان مجردی زندگی بهتری داشتم!

طلاق به علت عدم ارضای نیازهای جنسی و زناشویی

متاسفانه سهم قابل ملاحظه ای در طلاق دارد. در کشور ایران به خاطر برخی مسائل و حجب و حیا این مسئله نادیده گرفته می شود. اما آنرا را می توان با مشاوره با سکسوتراپ به راحتی  حل کرد. به ویژه به زوجین جوان توصیه می شود که مسائل زناشویی خود را  حل نشده باقی نگذارند. و حتما به متخصص مراجعه کنند. نیاز زناشویی ارضاه نشده راه را برای انواع انحرافات و یا طلاق هموار می کند.

برخی طلاق می گیرند به خاطر نیازها و توقعات ناشناخته!

گاهی زوج ها توقع دارند که همسرشان با توجه به آشنایی که با روحیه آنها دارد، بداند که آنها چه می خواهند و چه نمی خواهند. این توقع غیر منطقی است. چون همسر شما به علم غیب واقف نیست که نیازها و علایق شما را به راحتی شناسایی کند.

برای شما مثالی می زنم. خانمی از این مسئله شاکی بود که چرا همسرش به او اهمیت نمی دهد. وقتی پرسیدم که چرا چنین احساسی دارد، جواب داد که او به من کادو نمی دهد. از او خواستیم که فکر کند که آیا همسرش به نوع دیگری هم ابراز علاقه نمی کند. او بعد از تامل جواب داد که همسرش با صحبت های محبت آمیز  و عاشقانه از او تشکر می کند.

مسئله روشن شد. شوهر این خانم با صحبت های عاشقانه به همسرش عشق می ورزیده است. اما نمی دانسته است که همسرش دوست دارد که این ابراز علاقه با هدیه باشد! وقتی از این خانم جویا شدیم که چرا ابن مسئله را مستقیم به همسرش نمی گوید. خانم جواب داد خودش اگر واقعا مرا دوست داشت، این موضوع می فهمید!

شما ابتدا باید خواسته های خود را از همسرتان بشناسید و سپس آنها را با او در میان بگذارید.

مسئله روشن شد. شوهر این خانم با صحبت های عاشقانه به همسرش عشق می ورزیده است. اما نمی دانسته است که همسرش دوست دارد که این ابراز علاقه بیشتر همراه با هدیه باشد! وقتی از این خانم جویا شدیم که چرا ابن مسئله را مستقیم به همسرش نمی گوید. خانم جواب داد خودش اگر واقعا مرا دوست داشت، این موضوع می فهمید!

 

اقدامک:

  • خواسته های خود را در زندگی مشترک بنویسید. ببینید که کدام یک از آنها برآورده نمی شود.
  • آیا این توقعات برآورد نشده را با همسرتان در میان گذاشته اید. اگر پاسخ شما منفی است، راهی بیابید تا آنرا به همسرتان بگویید.

توضیح: شما باید خواسته خود را منطقی و در زمانی که همسرتان روحیه خوبی دارد، بیان کنید.

 

در مقالات بعدی سایر علل عمده طلاق را ذکر می کنیم. تا با آگاهی از آنها تا حد امکان از جدایی و طلاق پیشگیری کنیم.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

چگونه جذاب لباس بپوشیم؟

آیا می دانیم که به عنوان یک مرد  چگونه جذاب لباس بپوشیم؟

لباس شما حرفهای زیادی با ناخودآگاه طرف می زند. یعنی به طور غیرمستقیم بر قضاوت اولیه دیگران از شما موثر است. و یکی از عوامل موثر در کیفیت روابط عاطفی و کاری است! پس باید بدانیم که چطور جذاب لباس بپوشیم.

جا دارد که نکته جالبی درباره اثر هاله ای با شما مطرح کنم. فرض کنید که شما در یک سمینار شرکت کرده اید، سخنران با ظاهر آراسته و لباس مرتب وارد می شود. چون شما از ظاهر او خوشتان آمده است، قضاوت اولیه خوبی راجع به او دارید. با خود می گویید به احتمال قوی سواد و  بیان خوبی خواهد داشت.

اما فرض کنید که فردی با لباسهای ژولیده و کثیف در جایگاه سخنران قرار گیرد. اولین برداشت شما این خواهد بود که اشتباهی کردید که به این سخنرانی آمده اید! در حقیقت حواس شما تا پایان سمینار به لباسهای او خواهد بود تا صحبت های او. سواد و فن بیان او را هم جالب تصور نخواهید کرد.

پس لباس مرتب پیش قضاوت خوب و لباس نامرتب یا نامناسب، پیش قضاوت بد را در پی دارد! رعایت نکات زیر در پوشش ضروری است:

۱-    برای هر جا لباس مناسب آنجا را بپوشید

مثلا فرض کنید که شما در یک مجلس رسمی که همه افراد با کت و شلوار و کفش مجلسی شرکت کرده اند، شما با یک تیپ کاملا اسپرت و کفش کتانی ظاهر شده اید. چه حسی به شما دست می دهد؟

یا در یک مهمانی جشن تولد، همه لباس اسپرت پوشیده اند، اما ظاهر شما کاملا مجلسی است. پس خیلی مهم است که اول مخاطب و محیطی که می خواهیم به آن وارد شویم را بشناسیم. سپس با توجه به آن محیط، لباس متناسب با آن را انتخاب کنیم.

۲-    لباس به تن ما بنشیند.

نیاز نیست که لباس ما گران قیمت یا به اصطلاح  برند باشد. لباس اول باید به تن ما بنشیند و به ما بیاید تا ما در آن جذاب و دیدنی شویم. لباس گران قیمتی که برای ما تنگ یا گشاد باشد، از جذابیت ما می کاهد. در مرحله بعد جنس و کیفیت لباس باید قابل قبول و مرغوب باشد. اما نیاز به ولخرجی نیست. با توجه به بودجه خود لباس بخرید.

 

۳-    هماهنگی رنگ لباسها

تا حد امکان سعی کنید که رنگ کت، پیراهن و شلوار شما با هم هماهنگی داشته باشد. برای این کار می توانید از دایره نیوتن استفاده کنید. رنگ هایی که هم خانواده هستند یا با هم تضاد دارند، ترکیب رنگی خوبی را می سازند. این هماهنگی چشم نواز بوده و شما را در جمع دیدنی خواهد کرد.

مثلا یک پیراهن صورتی با کت و شلوار خاکستری هماهنگی خوبی دارد. اما مثلا یک پیراهن سبز روشن به احتمال قوی با یک کت قهوه ای خیلی چشم نواز نخواهد بود.

پس در هماهنگ کردن (ست کردن) رنگ لباسهایتان هم دقت و سلیقه کافی را خرج کنید تا دیدنی و جذاب شوید. این توصیه را از یاد نبرید:

یک لباس ارزان قیمت و خوش پوش خیلی بهتر از یک لباس گران،اما بدفرم در تن شما جلوه می کند!

چگونه_جذاب_لباس-بپوشیم

۴-    کمک از یک دوست خوش  سلیقه

اگر احساس سردرگمی در انتخاب لباس می کنید، می توانید هنگام خرید یا ست کردن لباسها از یکی از نزدیکان یا دوستان خوش سلیقه تان کمک بگیرید. همچنین دوست شما می تواند از زوایای مختلف لباس شما را نگاه کند و راجع به آن نظر بدهد.

قطعا نظرات او می تواند برای شما راهگشا باشد. اما همیشه لباسی را انتخاب کنید که خودتان از آن رضایت داشته باشید و احساس راحتی در آن کنید.

 

جذاب

چگونه_جذاب_لباس_بپوشیم

۵-    چه نکاتی را رعایت کنیم تا لباس ما جذاب باشد:

۵-۱- اگر پیراهن می پوشید، آستین آن به حدی بلند باشد که انتهای آستین آن مچ  شما را بپوشاند.

۵-۲- اگر لباس آستین کوتاه یا تی شرت می پوشید، توصیه می شود که بلندی آن به حدی باشد، که روی باسن شما قرار  گیرد.

۵-۳- در مورد شلوار، انتهای پاچه های شلوار حتما روی کفش شما را بپوشاند.

 ۵-۴- همچنین  انتهای آستین پیراهن باید مچ  شما را بپوشاند.

۶-    انتخاب رنگ های روشن یا رنگ های تیره:

در مورد انتخاب رنگ لباس باید نکته مهم زیر را در نظر بگیرید. رنگ های روشن شما را برجسته می کنند و شما بیشتر دیده می شوید. اما رنگ های تیره مثل مشکی و قهوه ای شما را محوتر و مخفی تر نمایش می دهند. یا به عبارتی کمتر دیده می شوید.

مثلا اگر بالاتنه خوش فرمی دارید. و دوست دارید این موضوع در برخورد اول به چشم بیاید، پیراهنی با رنگ روشن انتخاب کنید. حال اگر شلواری تیره بپوشید، پاهای شما کمتر جلب توجه می کنند.

۷-    انتخاب رنگ متناسب با شما موجب جذابیت لباس شما می شود

در هنگام انتخاب رنگ دقت کنید که رنگ لباس به خود شما بیاید. تا جذاب تر دیده شوید. ارزیابی کنید که چه رنگی بیشتر به شما می آید. مثلا رنگی را انتخاب نکنید که شما را ترسو و رنگ پریده جلوه دهد! حتماً از اطرافیان و نزدیکان کمک بگیرید.

مثلا ممکن است شما پوست تیره یا به اصطلاح سبزه داشته باشید، و لباس با رنگ روشن واقعاً به شما بیاید. رنگ های گرم مثل زرد، نارنجی و قرمز بیشتر با شما هماهنگ است و یا رنگ های سرد مثل آبی، صورتی کم رنگ و یا سبز روشن.

پیشنهاد اکید می کنیم که رنگ شلوار، کمربند، جوراب و کفش یکسان یا خیلی به هم نزدیک باشد.

 

۸-      کنار گذاشتن لباسهای قدیمی

لباسهای خیلی قدیمی و کهنه را بهتر است کنار بگذارید. شاید از لباس قدیمی تان، خاطرات زیادی داشته باشید. اما این لباس اثر منفی روی مخاطب شما دارد. پس لباسهای کهنه و از مد افتاده را نپوشید. لباس های جدید و مد روز، شما را جذاب تر و دیدنی تر خواهند کرد.

۹-  خشکشویی لباسها

پس از مدتی استفاده از لباسها، آنها را به خشکشویی بدهید تا خط اتو و جلوه اولیه را باز یابند.

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره پانزده: چگونه مردی جذاب و دیدنی باشم

خیلی از آقایان به خصوص قشر جوان دوست دارند، که هم در محیط کار و هم در زندگی شخصی زیبا و جذاب به نظر بیایند. یا به اصطلاح  این سوال را دارند که “چگونه مردی جذاب و دیدنی باشم”. بارعایت موارد بسیار ساده زیر می توان جذاب و دیدنی شد.

اولین چیزی که در نگاه اول نظر طرف مقابل را جلب می کند، ظاهر شماست. پس نخست باید ظاهری آراسته داشته باشید.

 

الف) رعایت بهداشت فردی تا مردی جذاب و دیدنی باشم:

۱-    استحمام

جالب  است بدانید که یکی از مواردی که در اسلام به آن تاکید فراوان شده است، نظافت و بهداشت فردی است. شما باید به فواصل مناسب استحمام کنید و دوش بگیرید. این کار به خصوص بعد از فعالیت بدنی و تعرق بدن لازم است. همچنین استحمام باعث نشاط شما میشود.

۲-    عطر

از عطر برای خوشبو کردن خودتان استفاده کنید. به اندازه لازم عطر، ادکلن یا خوشبو کننده بزنید. اما زیاده روی نکنید. سعی کنید که عطر شما با وی طبیعی بدن شما سازگاری داشته باشد. فرد خوشبو اثر مثبتی بر ناخودآگاه اطرافیانش دارد و جذاب و دوست داشتنی به نظر می آید.

حضرت محمّد(ص) عطر را بسیار دوست داشت، اگر عطری به ایشان تعارف می‌شد، خود را با آن معطّر می‌ساخت. ایشان همیشه بخشی از درآمد خود را به خرید عطر اختصاص می دادند.

 

۳-    مسواک و دندانهای سفید

دندان های خود را حداقل روزی ۲ بار مسواک بزنید. می توانید یک مسواک جیبی تهیه کنید، تا در کار و مسافرت همراه شما باشد و از آن استفاده کنید. همچنین از نخ  دندان برای تمیز کردن لای دندانها استفاده کنید. هیچ­کس فردی با دندانهای زردی یا دهانی با بوی نامطبوع را نمی پسندد.

هیچ کس از بوی بد دهانش آگاه نیست. چون بوی دهان هر فرد، برای خود او عادی می شود.  اما می تواند از نزدیکانش برای این منظور کمک بگیرد.

برای بوی نامطبوع دهان هم می توانید از خوشبوکننده های دهان استفاده کنید. هر شش ماه برای معاینه دندانها به دندانپزشک مراجعه کنید.

۴-    ناخن

ناخن های خود را بگیرید و تمیز نگه دارید. یک مرد با ناخن های بلند و کثیف برای هیچ کس جذاب نیست!

۵-    اصلاح مو

یکی از مواردی که در ظاهر ما نمود بسیار زیادی دارد، مو است. هیچ کس مردی با موهای چولیده و کثیف را نمی پسندد!  یک مدل مو مناسب با سن و جایگاه اجتماعی خود در نظر بگیرد.

مثلا آقایی ۴۰ ساله قطعا با مدل موی فشن و حالت برق گرفته که هر تار مویش سر به آسمان کشیده است، وصله ناجور است!  مدل های خیلی خاص جلب توجه می کنند، اما الزاماً جذاب نیستند. ضمنا نسبت به اصلاح و کوتاه کردن ریش ها و موهای پشت گردن را هم اقدام کنید.

چگونه-مردی-جذاب-و-دیدنی-باشم.

جذاب

ب) حفظ سلامتی و تناسب اندام تا مردی جذاب و دیدنی باشم

برای اینکه یک مرد جذاب و دیدنی باشد، تناسب اندام در حد متوسط یک عامل مهم می باشد. لازم نیست که اندام شما مانند یک ورزشکار حرفه ای پرورش اندام باشد، تا جذاب به نظر بیایید!

البته برخی افراد چاق، افراد بسیار بامزه و جذابی هستند. در واقع حس شوخ طبعی و طنز در آنها به حدی بالاست، که عدم تناسب اندام در آنها را پوشش داده است.

۱-   چگونه مردی جذاب و دیدنی باشم؟ با ورزش

به حد لازم ورزش کنید. تا اضافه وزن نداشته باشید. ورزشهایی مثل شنا، دو، دوچرخه سواری، ورزشهای هوازی و … می تواند برای شما بسیار مفید باشد. شما می توانید در یک باشگاه ورزشی عضو شوید و یا خودتان ورزش کنید.

ورزش علاوه بر تناسب اندام، باعث شادابی روح شما می شود. و شما فرد پرانرژی تری خواهید شد.

۲-   چگونه مردی جذاب و دیدنی باشم؟  با رژیم غذایی مناسب

تغذیه سالم و رژیم غذایی مغذی بسیار در تناسب اندام شما موثر است. تا حدامکان از فست فود و غذاهای چرب دوری کنید. همچنین مصرف زیاد موادی مثل چیپس و پفک، علاوه بر چاقی موجب جوش روی صورت شما شوند. میوه و سبزیجات را در رژیم غذایی تان بگنجانید. مصرف آجیل خام (پسته، بادام و …) به مقدار کم و روزانه بسیار مفید است.

یک مثل قدیمی می گوید: “صبحانه ات را خودت بخور. نهارت را با دوستت بخور و شام را به دشمنت ببخش!” یا به عبارتی صبحانه را کامل و مغذی بخورید. نهار خوب میل کنید و شام را خیلی سبک صرف کنید.

جالب است بدانید که تغذیه بر بوی بدن و بوی تنفس هم تاثیرگذار است. با تغذیه خوب، بوی بدن و نفس شما طبیعی است. و به شما کمک می  کند که جذاب باشید.

۳-  چگونه مردی جذاب و دیدنی باشم؟ اجتناب از سیگار و قلیان

سیگار و قلیان برای سلامتی مضر هستند. همچنین دندانهای یک فرد سیگاری معمولا زرد و خراب است. علاوه بر آن دهان او بوی سیگار می دهد. مسلما چنین فردی جذاب و دیدنی نخواهد بود و همه از او گریزان خواهند بود!

در مقاله بعدی به تاثیر پوشش و لباس در جذابیت، خواهیم پرداخت.

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره سیزده: چگونه زن جذابی برای همسرم باشم؟

شاید سوال کلیدی بسیاری از خانم ها این باشد که آیا زیبایی و جذابیت کاملا ذاتی است؟ یا می توان آنرا تا حدودی بهبود داد؟ و اگر می توان چگونه زن جذابی برای همسرم باشم؟ در جواب به این سوالها در مرحله اول زیبایی و جذابیت را تعریف می کنیم.

زیبایی:

زیبایی عبارت از نوعی تناسب و هماهنگی در اجزای صورت  که  اکثر افراد آنرا می پسندند و اما آنها را شرح می دهیم. طبق یک تحقیق اجزای صورت مثل گونه ها، بینی و … مورد بررسی قرار گرفت تا مشخص شود که چه پارامترهایی باعث جذابیت یک فرد می شوند.

جذابیت:

یعنی جذابیت را فقط نمی توان در فیزیک و ظاهر خلاصه کرد، بلکه خصوصیات رفتاری و نحوه تعامل فرد با دیگران هم نقش موثری را بازی می کند. جذابیت هم شامل بعد روانی و هم بعد ظاهری است. ولی گاهی آن قدر بعد روانی پررنگ می شود که حتی ظاهر نه چندان زیبا را هم پوشش می دهد.

زیبایی با جذابیت برابر نیست!

افراد زیادی را می شناسیم که زیبا هستند اما جذاب و دوست داشتنی نیستند. اما در آن سو افرادی هستند که اگرچه به لحاظ ظاهری شاخص نیستند، اما محبوب هستند و افراد مختلف از مصاحبت با آنها لذت می برند. و افرادی هم هستند که هم زیبا هستند و هم جذابیت دارند.

اهمیت زیبایی:

نیاز به زیبا بودن و موردتوجه بودن در همه افراد وجود دارد اما این ویژگی در خانم ها خیلی پررنگ تر از آقایان است. حتی یکی از علائم افراد افسرده این است که اصلا به ظاهرشان اهمیت نمی دهند.

zan

چگونه برای همسرم جذاب تر شوم؟

در این مقاله به چند آیتم مهم در مورد زیبایی ظاهری اشاره می کنیم:

۱-وزن متناسب:

اکثر مردان دوست دارند که همسرشان دارای وزن مناسب باشد و اضافه وزن نداشته باشند. مثلا زنی که با توجه به قد متوسطش (حدود ۱۶۰ تا ۱۷۰ سانتی متر) حدود ۱۰۰ کیلو وزن دارد برای کمتر کسی مطلوب است.

راهکار رسیدن به وزن متناسب: رژیم غذایی سالم + ورزش و تحرک بدنی

یک  رژیم غذایی سالم است که در آن مصرف چربی و سایر مواد به اندازه باشد. به هیچ وجه نیازی به رژیم های سخت گیرانه نیست که مثلا روزی یک عدد خرما بخوریم تا ظرف یک هفته مثلا ۱۵ کیلو وزن کم کنیم! یا با بستن یک کمربند طبی روزانه یک کیلوگرم کم کنیم، چیزی که زیاد در تبلیغات می بینیم!

در کنار یک رژیم غذایی علمی، شما حتما باید ورزش کنید و تحرک داشته باشید. جالب است بدانید که با این کار با یک تیر ۲ نشان می زنید. علاوه بر کاهش وزن و داشتن جذابیت برای همسرتان، ورزش شادابی خاصی به شما می دهد که می توانید شرزنده تر و با آرامش بیشتری زندگی کنید.

۲- آرایش به حدکافی (برای همسر):

در دین مبین اسلام، سفارش زیادی به آراستگی زن برای همسرش شده است. مرد وقتی که می بیند همسرش برای او خودش را آراسته است، محبتش به همسرش زیاد می شود. به یاد دوران نامزدی این کار را انجام دهید.

پیشنهاد من این است که سعی کنید آرایشتان و ظاهرتان مطابق نظر همسرتان باشد. چون شما می خواهید برای همسرتان جذاب بشوید. البته خود شما هم باید از این آرایش راضی باشید و حس خوبی داشته باشید.

 مثلا اگر می خواهید موهایتان را رنگ کنید و یا آرایش کنید، حتما نظر همسرتان را جوبا شوید. شاید همسرتان موهای بلند شما را بپسندد. وقتی شما موهایتان را خیلی کوتاه کرده باشید، این امکان وجود دارد که جذابیت ظاهری شما نزد همسرتان کاهش یابد.

در مورد رنگ موهایتان نیز همین مسئله صادق است. او به رنگ های تیره علاقه مند است و شما رنگ خیلی روشنی را انتخاب کرده اید. به هیچ وجه منظور من این نیست که سلیقه خودتان را نادیده بگیرید. بلکه نظر همسرتان را هم جویا شوید.

۳-      لباسهای زیبا و هماهنگ:

حتما برای همسرتان هم شیک و زیبا لباس بپوشید. متاسفانه برخی از خانم ها فکر می کنند که لباس شیک و زیبا فقط مخصوص مجالس و عروسی هاست. در صورتی که شما حتما باید برای همسرتان هم زیبا بپوشید.

۴-      آیا من برای جذابیت به عمل زیبایی نیاز دارم؟

با توجه به آمار بالای عملهای زیبایی در کشورمان، لازم دیدم که به این مورد هم اشاره کنم. تعداد قابل توجهی از افراد به علت اعتماد به نفس پایین و احساس بی ارزشی خودشان را زشت می پندارند.

برای شما مثال عینی می زنم. در یک از سمینارهایی گذشته، استاد سمینار خواست تا خانم هایی که احساس می کنند، از زیبایی بهره ای نبرده اند از جای خود بلند شوند. بعد از حضار خواست که درباره زیبایی ایشان نمره ای از ۰ تا ۱۰ در نظر بگیرند و جالب اینکه اکثر شرکت کنندگان نمره ۶ تا ۸ را به این خانم ها دادند.

برای من خیلی جالب بود، چون نمره دادن حضار به صورت مخفی بود و شخص پشت به حضار بود. در ابتدا آراء حضار را نمی دید. بنابراین احتمال اینکه از سر دلسوزی نمره بالا داده باشند، خیلی پایین بود. این چند خانم به علت اعتماد به نفس پایین خود را زشت می پنداشتند و متاسفانه خانم هایی که مثل آنها فکر می کنند در کشور ما کم نیستند.

تقویت اعتماد به نفس به جای زیبایی

این دسته از افراد به جای حل ریشه ای مشکلشان یا از جامعه فاصله می گیرند و یا  رو به عمل های زیبایی غیرضروری می آورند و یا …

اگر شما جزو این دسته هستید، پیشنهاد من این است که اعتماد به نفس خودتان را زیاد کنید، با ظاهرتان کنار بیایید و خودتان را دوست داشته باشد. چون وقتی شما از درون خودتان را دوست نداشته باشید، هیچ عمل جراحی، آرایش و یا لباسی نمی تواند این حس را به شما بدهد. وقتی شما برای خودتان جذاب نیستید، چطور می خواهید برای همسرتان جذاب باشید؟!

 

توصیه مهم:

 برای همسرتان زیبا لباس بپوشید و آرایش کنید تا تنور عشق زندگی مشترکتان گرم تر شود. تا حد امکان در بیرون از محیط منزل، آرایش و آراستگی نداشته باشید، زیرا احتمال ایجاد ناامنی برای خودتان و حس شکاکیت و ناامنی فکری برای همسرتان را بالا می برد.

در مقاله بعدی در خصوص، پارامترهای ایجاد جذابیت به صورت روانی صحبت می کنیم.

 

 

 

 

 

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره دوازده: چرا عشق از بین می رود؟

شما هم به احتمال قوی در زندگی مشترکتان یا اطرافیان نزدیک با این مسئله مواجه شده اید که زن و شوهر در اوایل آشنایی یا نامزدی، دائم برای هم زنگ و پیامک های زیبا می زدند، مشتاقانه منتظر دیدار یکدیگر بودند. اما اغلب مدتی بعد از آشنایی داستان متفاوت می شود. آنها یک زندگی کسالت بار و یکنواخت را با هم تجربه می کنند. چرا عشق بین آنها از بین می رود و یا این عشق کاهش می یابد.

دیگر از آن عشق ورزی ها، هدایا، تعریف و تمجیدها خبری نیست! گاهی به حدی اوضاع بحرانی می شود که زوجین به کار پناه می برند تا ساعات کمتری در کنار همسرشان باشند. یعنی نه تنها از وجود هم لذت نمی برند، بلکه عامل رنجش و عصبانیت یکدیگر هم هستند که در این صورت پیشنهاد می کنیم حتما به مشاور خانواده مراجعه کنند. چون زندگی شان شرایط بحرانی را تجربه می کند. عشق چه شده است؟

عشق یکی از نیازهای ابتدایی انسان‌هاست و یکی از بزرگ‌ترین نیازهای عاطفی هر انسانی نیاز به عشق ورزیدن و دوست داشته شدن توسط دیگران است. برخی از افراد ممکن است در کسب ‌وکار به درجات بالایی رسیده‌ باشند، اما زندگی خانوادگی خوبی نداشته باشند و اصلاً احساس خوشبختی نکنند چون آن عشق ناب را در زندگی‌شان کم دارند.

این احساس زیبا که یک مرد یا زن حس کند که همسرش عاشق اوست، با هیچ ‌یک از مادیات قابل‌جایگزینی نیست.

اول آشنایی چگونه آغاز می‌شود؟

اول آشنایی و ازدواج معمولاً با یک شوک عشقی آغاز می‌شود. در واقع هورمونی ترشح می شود و فرد عاشق می شود. گاهی این احساس عشق و شرایط روانی عاشق به حدی است که او احساس می کند که بدون معشوقش نمی تواند زندگی کند!

بسیاری از تصمیم های اشتباه و عجولانه افراد در مورد ازدواج در این زمان رخ می دهد. دو نفری که هیچ تشابهی باهم ندارند باهم ازدواج می کنند.

عشق های آنی

اگر فرد عاشق دارای تعادل روانی و سلامت روحی نباشد، ممکن است بعد از جواب منفی به کارهای ناشایست دست بزند. مثلا پسر تهدید میکند که اگر جواب منفی از معشوقه اش بگیرد، دست به خودکشی می زند یا برخی از این افراد، متاسفانه بعد از جواب منفی خانواده معشوقه شان را تهدید می کنند.

البته خانم ها و دختران هم از این مسئله در امان نیستند. آنها عاشق مرد یا پسری می شوند که هیچ تناسبی با آنها ندارد و علیرغم هشدارهای فراوان پدر و مادرشان، با آن فرد ازدواج می کنند و متاسفانه در سالهای بعد دچار آسیبهای جدی می شوند و یا طلاق می گیرند.

فرد عاشق به سایر مسائل از قبیل درس و کار بی‌تفاوت می‌شویم. یادم هست زمانی که دانشجو بودم و هم‌اتاقی من عاشق خانمی در دانشگاه شده بود، بی‌خیال درس و امتحان بود و حتی تا مرز مشروطی هم رفت!

حال اگر عشق یک‌طرفه باشد، به احتمال قوی، آتش این عشق کم‌کم سرد می‌شود و فرد بعد از مدتی دوباره به زندگی عادی برمی‌گردد. اما اگر عشق و علاقه دوطرفه باشد، هر دو طرف گرم‌ترمی‌شوند و رابطه ادامه می‌یابد و به احتمال قوی به ازدواج ختم شود.

منطق و عشق

اغلب ازدواج ها با احساس شروع می‌شوند، البته افراد عاقل منطق را هم در این انتخاب خود وارد می‌کنند. سرخوشی ناشی از عشق و ازدواج بعد از گذشت حدود ۱ تا ۳ سال کم‌رنگ‌ترمی‌شود و همسرانی که تا دیروز در آسمان‌ها و ابرها سیر می‌کردند، پایشان به زمین می‌رسد و از رؤیا بیدار می‌شوند. حالا با چشمانشان حقیقت یکدیگر و نقص ها و اختلاف‌ها را شفاف می‌بینند.

اگرچه گروهی نادر از زوجین هم هستند که با چشمان باز انتخاب کرده‌اند و بعد از دوره سرخوشی می‌دانند که چگونه باید به نیازهای همسرشان جواب دهند. اما متأسفانه اکثر زوجین گمان می‌کنند که زندگی مشترک همین است و بخشی مدارا می‌کنند اما از زندگی‌شان راضی نیستند و بخشی هم متاسفانه از هم جدا می شوند.

 

  1. چرا-عشق-از-بین-می-رود؟

عشق حقیقی

تفاوت عشق حقیقی و پایدار با عشق اولیه چیست؟

عشق آنی دارای عمر کوتاهی است و در طی زمان از بین میرود و یا حتی تبدیل به نفرت شود. وابسته به مسائل ظاهری، هیجان و هورمون است؛ این عشق برای شروع یک رابطه عاطفی لازم است اما کافی نیست! این عشق و احساس باید با منطق همراه شود تا مبدل به عشق حقیقی و جاودان شود.

وقتی زوجین با این عشق حقیقی و جاویدان درکنار هم زندگی می کنند، با صمیمیت و عاشقانه  با هم زندگی می کنند. آنها اختلافاتی هم با هم دارند. اما این اختلافات طوری بالغانه با هم حل می کنند که به زندگی عاطفی هم خدشه ای وارد نکنند. مقاله چگونه اختلافات را مدیریت و کنترل کنیم.

عشق را جاودانه کنیم!

عشق جاودان و حقیقی، عشقی است که با انتخاب طرفین برای تغییرات مثبت به وجود می‌آید. این تغییرات شامل اصلاح عادات و رفتارهای اشتباه است و همچنین ازخودگذشتگی برای عشق ورزیدن به همسر می‌باشد.

عشق حقیقی به ما می‌آموزد که گذشته را نمی‌توان تغییر داد اما می‌توان از آن درس گرفت و حال و آینده را با آن تغییر داد.

اما خوشبختانه می‌توان با یادگیری زبان عشق، با درایت و تلاش دوباره عشق را در قلب‌ها زنده کرد. مثلا:

  • حتما ساعاتی را در هفته به هم اختصاص دهید. به جاهای دیدنی بروید و برای هم خاطره خلق کنید.
  • برای همسرتان هدیه و گل بخرید.
  • حتما ساعاتی را برای بررسی مشکلاتتان در نظر بگیرید.
  • به هم خوب گوش کنید.
  • موقع عصبانیت هیچ تصمیمی نگیرید، حرفی نزنید و اقدامی نکنید.

مقالات بهبود روابط عاطفی، گامهای بهبود روابط عاطفی بخش اول و بخش دوم را اقدامات بالا را به طور مشروح بیان کرده اند.

 

نتیجه گیری پایانی:

هرگز با یک نگاه و یک شناخت سطحی، ازدواج نکنید. این عشق سطحی مانند بوی خوش یک عطر به زودی می پرد و شما می مانید یک دنیا حسرت.

اگر احساس می کنید که هیجان و عشق در زندگی شما کاهش یافته است،

نگران نباشید این یک فرایند طبیعی است و راهکار هم دارد. می توانید با اقداماتی نظیر اختصاص وقت، اهدای کادو و … این عشق را در زندگی تان دوباره احیا کنید و از زندگی عاشقانه تان لذت ببرید!

 

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره یازده: چرا مردان دروغ می گویند؟

قبل از پرداختن به موضوع چرا مردان دروغ می گویند، داستانی جالب اما تلخ را برای شما نقل می کنم:

مهتاب و پژمان دارای یک فرزند هستند و حدود ۵ سال است که با هم زندگی می کنند. پژمان به همسرش مهتاب می گوید که از طرف شرکت باید به ماموریت دو روزه در شهرستان برود. حدود ظهر همکار پژمان با منزل تماس می گیرد و از مهتاب خانم می خواهد که با خود پژمان صحبت کند. مهتاب می گوید: “که خودتان می دانید که همسر من از طرف شرکت به ماموریت رفته است و منزل نیست. لطفا با موبایلش تماس بگیرید.” همکار پژمان با تعجب جواب داد: “نه ایشان گفتند امروز مرخصی گرفته اند تا به کارهای شخصی شان رسیدگی می کنند! در ضمن موبایلشان هم در دسترس نیست.”

مهتاب سراسیمه پرسید شوخی می کنید! همکار شوهرش پاسخ داد: “نه واقعا عرض می کنم.” مهتاب پس از قطع تماس با دستان لرزان سریع موبایل شوهرش را گرفت اما او در دسترس نبود. اضطراب و فشار عجیبی سرتاپای مهتاب را گرفته بود. به شرکت مجدد زنگ زد تا از مرخصی همسرش کاملا مطمئن شود، بله همسرش به مرخصی رفته بود نه ماموریت!

چرا مرد زندگی من دروغ می گوید؟

زن به شدت دلواپس و دودل بود. نمی دانست باید چه تصمیمی بگیرد. سوال اصلی او از خودش این بود که چرا بعد از چند سال زندگی مشترک، شوهرش چنین دروغ بزرگی به او گفته بود، آیا او بعد از این می تواند به شوهرش اعتماد کند؟ الان همسرش کجاست و پیش کیست؟ آیا او به من خیانت کرده است؟ و سوالهای بیشمار دیگر….

دروغ یک گناه بسیار زشت

امام علی (ع) فرمودند: نشانه ایمان این است که راستگویى را هر چند به زیان تو باشد بر دروغگویى، گرچه به سود تو باشد، ترجیح دهى.

نهج البلاغه

اینکه دروغ گویی به لحاظ دین و اخلاق به هیچ وجه پسندیده نیست بر همگان روشن و واضح است. اما در این مقاله می خواهیم بررسی کنیم که چرا مردان در زندگی مشترکشان دروغ می گویند و آیا رفتار زن  هم می تواند دروغگویی مرد را تشدید کند.

 

 

untitled-1

 

انواع مردان دروغگو:

مردان به لحاظ دروغ گویی به سه دسته تقسیم می شوند:

۱-   دروغ گویان مادر زاد:

این افراد متاسفانه از کودکی به دروغ گویی عادت کرده اند و به راحتی آب خوردن دروغ می گویند. سر مسائل جزیی و کلی دروغ می گویند. این افراد اغلب دچار یک نوع اختلال روانی هستند. آنها از دروغ گویی شان اصلا احساس ندامت و پشیمانی نمی کنند. او با دوستانش به استخر برای تفریح با دوستانش رفته است اما وقتی همسرش از او در این باره سوال می نماید، مرد بدون علت موجهی می گوید که من ماشین را برای سرویس برده بودم!

۲-  دروغ گویان محافظه کار:

این مردان عادت به دروغ گویی ندارند. اما وقتی که احساس کنند با صداقت تحت فشار و انتقاد قرار می گیرند، دروغگویی را در پیش می گیرند. آنها گاهی از دروغشان احساس عذاب وجدان می کنند و برخی دیگر در میانسالی این عادت را کنار می گذارند. مثلا مردی را در نظر بگیرید که پولی را که برای خرید یکی از وسایل منزل در نظر گرفته بود را گم می کند. چون می داند با گفتن حقیقت به همسرش مورد انتقاد و تحقیر او قرار می گیرد برای فرار از این انتقاد و تحقیر، برای خرید این وسیله مثلا ماشین لباسشویی، به دروغ رو می آورد. مثلا آن مدل ماشین لباسشویی که ما پسند کرده بودیم، در بازار موجود نیست!

۳- دروغ  گویان حامی:

این مردان در واقع دروغگو نیستند. آنها برای حمایت از همسرشان این کار انجام می دهند. مردی را در نظر بگیرید که در شغلش ضرر سنگین مالی می کند. او این موضوع را از همسرش کتمان می کند. تا همسرش را ناراحت نکند و او دچار اضطراب و نگرانی نشود.

اما مسئله اصلی این است که او از درون نگران و ناراحت است و همسرش علت اصلی این موضوع را نمی داند و شاید برداشتهای دیگری داشته باشد. او شوهرش را به مسافرت دعوت می کند اما مرد به خاطر شرایط بد مالی نمی پذیرد. مسئله وقتی خیلی پیچیده می شود که اولین طلبکار به خانه فرد مراجعه می کند یا نامه اخطار بانک برای اقساط عقب افتاده به در منزل می رسد.

زن احساس می کند که چرا این قدر با همسرش غریبه بوده که او مسئله به این مهمی را با او مطرح نکرده است. و او محرم اسرار همسرش نبوده است.

راهکار دروغگویی مردان چیست؟

همانطور که در بخش قبل اشاره کردیم. سه نوع دروغگویی شایع است و اگر شما هم با همسرتان این مشکل را دارید، اول بررسی کنید که همسرتان جزو کدام یک از دروغگویان است و بر اساس نوع آن اقدام لازم را انجام دهید:

الف) دروغگوی مادرزاد:

بدترین نوع دروغگویی است. متاسفانه شما در این نوع دروغگویی اقدام خاصی نمی توانید بکنید. چون همسرتان با این عادت بزرگ شده است. توصیه می شود که حتما به یک مشاور خوب مراجعه کند.

ب) دروغگوی محافظه کار:

خوشبختانه نقش شما در درمان این نوع دروغگویی بسیار پررنگ است. خوب به رفتارهایتان فکر کنید. وقتی همسرتان کار اشتباهی را انجام می داد و حقیقت را به شما می گفت، عکس العمل شما چگونه بود؟ او را به باد انتقاد می گرفتید و یا او را بی عرضه خطاب می کردید یا به نوعی تحقیر می کردید؟ به طوری که دفعات بعد از بازگو کردن مسئله خودداری می کرد.

شاید مقصر اصلی این نوع دروغگویی های مرد، همسرش باشد. شما باید بدانید که همه انسانها خطا می کنند و شما با انتقاد مخرب از شوهرتان، فقط اعتماد به نفس و شخصیت او را زیر سوال می برید. از طرف دیگر او دیگر شما را پشتیبان و همدل خودش نمی داند.

به شما پیشنهاد می کنم که در زمان مناسب و با شیوه درست از همسرتان انتقاد کنید. مقالات چگونه انتقاد کنیم بخش اول و بخش دوم کمک شایانی به شما در این مسئله می کند. همچنین مقاله دهم چگونه اختلافات  خانوادگی را مدیریت و حل کنیم؟ مطالب جالب و کاربردی برای اینکه نظرات خودتان را با همسرتان در میان بگذارید، ارائه می کند.

دروغگوی حامی

باز هم نقش شما به عنوان شریک زندگی ، در رفع این نوع دروغگویی بسیار موثر است. شما باید دوستانه این موضوع را با همسرتان مطرح کنید که ازدواج یعنی شراکت در شادی ها و غم ها. پس دلیلی وجود ندارد که او برخی مشکلات را از شما پنهان کند. رابطه تان را با او آنقدر صمیمی کنید که او شما را یک دوست خوب بداند.

وقتی او مسئله اش را با شما مطرح کرد، اگر توانستید به او راه حل پیشنهاد کنید وگرنه او را دلداری بدهید یا شنونده خوبی برای حرفهایش باشید. می توانید مقاله شماره چهار: گام های عملی جهت بهبود روابط عاطفیبخش دوم جهت شنونده خوبی بودن مرور کنید.

با این کار قطعا هم رابطه عاطفی تان محکم تر خواهد شد و همسرتان هم در بحران های زندگی، حقیقت را با شما مطرح خواهد کرد. امیدوارم دلایل اینکه چرا مردان دروغ می گویند، برای شما آشکار شده باشد.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره ده: چگونه اختلافات خانوادگی را مدیریت و حل کنیم؟

حل اختلاف چگونه و چطور باشد؟ چگونه اختلافات خانوادگی را مدیریت و حل کنیم؟

حتما به دفعات برای شما پیش آمده که از دست یک دوست، یکی از اعضای خانواده، نامزد و همسرتان رنجیده باشید.

مثلا با او سر ساعت مشخصی قرار گذاشته باشید ولی او دیر سر قرار حاضر شده باشد.

یا او در جمع با شما سلام و احوالپرسی گرمی نکرده باشد. یا کلا از یک رفتار او ناراحت شده باشید.

 

 

رفتار نادرست ما برای حل اختلاف

عکس العمل ما برای حل اختلاف چیست؟

در صدد تلافی برمی آییم و مقابله به مثل می کنیم. آن رفتار را ندید می گیریم،

اما ته دلمان با او راست نیست. با اخم و ناراحتی به او نشان می دهیم که از او ناراحت هستیم

تا شاید رفتارش را اصلاح کند و او هم به مدد علم غیب و تله پاتی متوجه شود

که ما از کدام رفتار او و چرا رنجیده ایم! و در سایر موارد رفتارش را اصلاح نماید! حل اختلاف انجام شود!

جواب شما اگر مشابه موارد بالا باشد، به شما قول می دهم که به احتمال بالایی نتیجه دلخواهتان را نگرفته اید! راهکار اساسی  و منطقی چیست که هم ما مسئله مان (حل اختلاف) را مطرح کرده باشیم و هم احترام و صمیمیت بین ما و همسرمان حفظ شده باشد؟

 

 

 

فرق واقعیت با برداشت در حل اختلاف

قبل از اینکه من جواب سوال فوق را بدهم، می خواهم توجه شما را به یک حقیقت جالب جلب کنم:

همه ما با توجه به خانواده، وراثت، نوع تربیت، جنسیت، محیط و بسیاری عوامل دیگر تفاوت های بسیاری در نوع نگرش، دیدگاه و سلایق داریم که قطعا مشابه با افراد دیگر از جمله اعضای خانواده مان، دوستان صمیمی مان و همسرمان نیست.

 

 

برداشت های گوناگون از یک واقعیت

حتی در مورد یک واقعیت برداشت های گوناگونی داشته باشیم. مثلا هوای اتاق ۲۵ درجه سانتی گراد است، سه فرد مختلف در آن اتاق حضور دارند، نفر اول میگوید وای چه هوای گرمی! نفر دوم احساس راحتی می کند و معتقد است هوا بسیار مطبوع است و بالاخره نفر سوم احساس سرما می کند!

 

افراد با توجه به احساس های مختلفی که از یک واقعیت واحددارند، برداشت های گوناگونی هم خواهند داشت و در نهایت عکس العملها و واکنش های متفاوتی نسبت به یک واقعیت واحد نشان می دهند. جالب این است که هیچ کدام هم اشتباه نمی کنند!

 

در مثال فوق نفر اول که احساس گرما می کند نمی تواند به نفر سوم که احساس سرما میکند، بگوید تو اشتباه احساس میکنی. سالها پیش وقتی در دانشگاه درس می خواندم. به یاد دارم که در یک روز واقعا سرد دی ماه که در بیرون برف می بارید و ما از سرما با کاپشن به خود پیچیده بودیم، استاد ما فقط با یک پیراهن سرمه ای رنگ در کلاس گفت که بچه ها هوای کلاس به نظر من گرم و گرفته است. لطفا پنجره ها را باز کنید!

 

تفاوت فرهنگ ها

مثال دیگر یک رفتار در یک فرهنگ نشانه احترام است و در فرهنگ دیگری ممکن است نشانه بی احترامی باشد. مثلا نشان دادن انگشت شست در یک فرهنگ نشانه دوست داشتن (لایک) است و در فرهنگ دیگر مفهوم خوبی ندارد!

 

 

اغلب انتقاد نادرست باعث اختلاف می شود!

گاهی انتقادهای نادرست و یا در زمان و مکان نادرست موجب ایجاد اختلاف می شود. برای مطالعه بیشتر به مقالات

چگونه انتقاد کنیم – بخش اول و چگونه انتقاد کنیم – بخش دوم مراجعه فرمایید.

 

 

چگونه اختلافات خانوادگی را مدیریت و حل کنیم؟ با یک مثال واقعی

حالا که با تفاوت حقیقت و برداشت آشنا شدید، به ادامه موضوع می پردازم. ببینید ممکن است که شما با همسر یا نامزدتان راس ساعت ۵ عصر قرار می گذارید و او حدود یک ساعت دیر برسد. گرمای هوا، ازدحام جمعیت، برخی مزاحمتها و نگرانی از اینکه چرا همسرتان دیر کرده است، شما را به شدت ناراحت و کلافه کرده است. شما چه کار می کنید:

  • قلبا از دست او خیلی عصبانی هستید. اما به روی او نمی آورید.
  • احساس میکنید که به شما بی احترامی شدیدی کرده است و تصمیم می گیرید آنرا تلافی کنید مثلا دفعه بعد شما یک یا دو ساعت دیر کنید!
  • این موضوع را عادی تلقی می کنید چون معتقدید به عللی از جمله ترافیک و شلوغی خیابانها او تاخیر کرده است و خود شما هم شاید یک روز دیر کنید.
  • معتقد هستید که آدم با ید رک و پوست کنده و با توپ و تشر حرفش را بزند. پس به او می گویید” آخه مرد حسابی! باز ما را اینجا کاشتی. مگه ما علافیم! کی می خواهی نظم و ترتیب را یاد بگیری؟!”
  • و …

به نظر شما راهکار درست چیست؟ اختلافات خانوادگی را مدیریت و حل کنیم؟

خوب همانطور که توضیح دادم افراد مختلف از یک حقیقت واحد، برداشت یکسانی ندارند. پس ممکن است رفتاری که برای من توهین حساب می شود، برای او توهین نباشد.

چگونه اختلافات خانوادگی را مدیریت و حل کنیم

حل اختلاف خانوادگی

 

  

 

روش واقعیت، برداشت و پیشنهاد!

سوال مهم: چگونه اختلافات خانوادگی را مدیریت و حل کنیم؟

 

راهکار طلایی این است که ما باید برای شخصی که از او ناراحت هستیم،

اول حقیقت و واقعیت محض را در نهایت ادب و احترام بیان کنیم.

دوم احساس و برداشت خود را از آن حقیقت بگوییم.

و در آخر پیشنهادی برای آن موضوع به طرف ارائه کنیم.

 

حال برمی گردیم به مثال دیر کردن همسرمان و فرمول واقعیت، برداشت یا احساس و پیشنهاد را برای آن مرور می کنیم:

 

  • واقعیت: عزیزم قرار ما ساعت ۵ بود، درسته؟ مشکلی برای شما پیش آمد که دیر کردی؟
  • احساس: شما جواب تلفن را مرا ندادی و از طرفی خودت هم تماس نگرفتی و من واقعا برات نگران بودم که نکنه اتفاقی برات افتاده باشد. هوای گرم و شلوغی هم واقعا منو کلافه کرده بود!
  • پیشنهاد: لطفا از این بعد سعی کن سر وقت سر قرارت حاضر بشی و همچنین اگر مشکلی برات پیش آمد که دیرمی رسی حتما به من اطلاع بده.

 

 جوابهای احتمالی همسر ما:

  • خیلی متاسفم که ناراحتت کردم اما من به شما پیامک دادم که دیر می رسم چون برای من کاری در شرکت پیش آمد. شارژ موبایلم تمام شده بود که نتوانستم باهات تماس بگیرم یا جواب تلفنت را بدم. ببخشید.
  • مگر دیروز قرار نشد که به خاطر موضوع طرح تراقیک ساعت ۶ قرارمون باشه. مومبایل من در کیفم بود و اصلا متوجه تماس شما نشدم. از تو عذر می خوام.
  • تاخیر من به خاطر خرابی ماشین بود. ببخشید که حواسم به موبایلم نبود.

احتمالا متوجه شدید که فرمول طلایی واقعیت-برداشت- پیشنهاد تا چه حد می تواند در زندگی شما کارایی داشته باشد. پس از این به بعد حتما آنرا برای حل مسائل به کار بگیرید و از نتایج درخشان آن بهره مند گردید!

 

 

اقدامک

  • هر هفته مسائلی را که با همسر یا نامزدتان پیش می آید، را در دفتری یادداشت کنید و با فرمول واقعیت-برداشت- پیشنهاد با او مطرح نمایید.
  • تمرین بالا را برای سایر اعضای خانواده و نزدیکان هم به کار بگیرید.

 

 

 

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره نه: چرا توهین و تحقیر؟

توهین و تحقیرچیست؟

شاید  شما هم زوجهایی را دیده باشید که یک اختلاف جزیی دارند اما به جای پرداختن به اصل موضوع به تحقیر و تخریب هم می پردازند و چه بسا گرهی که با دست باز می شد دیگر با دندان هم باز نشود. این مسئله به ویژه هنگام عصبانیت رخ می دهد.

مثلا آقا و خانمی را در یک پاساژ دیدم که خانم یک لباس را پسندیده بود. همسرش به او اشاره کرد که این لباس کمی گران است و بهتر است کمی بیشتر بگردند. خانم اول اصرار کرد. چون فایده ای نداشت، با لحن تندی گفت خودت و خانواده ات اصالتا خسیس هستید. پدرم از اول می گفت شما در شان خانواده ما نیستید، من باور نکردم! بدبخت اگر بابای من بهت پول قرض نمی داد یا ضامنت برای وام بانک نمی شد، اون خونه را هم نمیتونستی بگیری! و ادامه داستان را می توانید حدس بزنید.

در سریال فاخر شهرزاد، شیرین همسر قباد، دائما مادر و خانواده قباد را تحقیر می کرد، به او فحش می داد و به قباد هم گوشزد می کرد که اگر پدر من نبود، تو الان یک آدم آس و پاس بودی!

روزی به طور تصادفی از روبروی یک دادگاه خانواده رد می شدم. خانمی در حال خروج از در بود، حدود ۵ متر آقایی با عصبانیت دنبال ایشان می آمد و می گفت تو با آن خانواده فقیرت کارت به جایی رسیده که مهریه ات را به اجرا می گذاری! خانم هم در جواب گفت تو برو و با خواهر بی شعورت زندگی کن …

با خودم گفتم همین تحقیرها و توهین ها کار آنها را به اینجا کشیده است یا لااقل یکی از دلایل اصلی این موضوع بوده است.

 

معمولا چه زمانی و چرا توهین و تحقیر می کنیم؟

به طور کلی زمانی ما شروع به توهین و تحقیر می کنیم که عصبانی باشیم یا احساس کنیم به ما بی احترامی کرده اند یا شخصیت و خانواده ما زیر سوال است:

  • توهین معمولا در زمان خشم و عصبانیت شدید رخ می دهد. معمولا ما در این حالت کنترل رفتار و اعمال خود را از دست داده ایم و بسیار غیرمنطقی برخورد می کنیم.
  • همچنین اگر کسی به ما بی احترامی کند یا فحش بدهد، امکان دارد ما هم در جواب او، به غلط با توهین و بی احترامی جواب بدهیم. هر چند کار طرف مقابلمان به هیچ وجه توجیه پذیر نیست اما ما جواب او را نباید با بی احترامی و توهین داد. اگر یک سگ ما را گاز بگیرد ما هم او را گاز می گیریم!
  • وقتی ما نمی توانیم یک انتقاد را تحمل کنیم، (حالا ممکن است این انتقاد سازنده یا مخرب باشد) اگر دارای عزت نفس کافی نباشیم، به احتمال زیاد شروع به توهین و تحقیر فرد انتقاد کننده می کنیم.

 

توهین و تحقیر چه مضراتی دارد؟

توهین و تحقیر دارای مضرات زیاد و اغلب جبران ناپذیری است:

۱-     ایجاد کینه و نفرت:

مسلما شما نسبت کسی که به شما توهین می کند، احساس نفرت و بدی دارید. او حتی اگر بعدا از شما عذرخواهی کند، شما آن احساس اولیه را نسبت به او نخواهید داشت. مثل میخی که در دیوار بکوبیم. حتی اگر آن میخ را از دیوار دربیاوریم، اثرش روی دیوار باقی می ماند.

این مسئله به ویژه در روابط عاطفی زوجین خیلی پررنگ است. وقتی شما به همسرتان توهین می کنید، یقینا محبت و عشق او نسبت به شما کم می شود. حتی اگر از او عذر خواهی هم کنید این اثر منفی کم می شود اما از بین نمی رود.

اگر به دنبال بهبود روابط عاطفی با همسرتان هستید، توهین و تحقیر را برای همیشه فراموش کنید.

 

۲-    از بین رفتن حرمت ها:

علاوه بر ایجاد نوعی احساس منفی از نوع کینه و نفرت، پرده حرمت بین دو نفر دریده می شود. در یک رابطه عاطفی خوب، احترام یکی از ارکان رابطه است. تصور کنید که یکی از ارکان و پایه های ازدواج از بین می رود.

علاوه بر آن دفعه بعد که اختلاف و جروبحث پیش بیاید، زوجین خیلی راحت تر به هم بی احترامی می کنند. چون آن پرده حرمت دریده شده است و متاسفانه هر دفعه این توهین و بی احترامی شدت می یابد.

 

۳-   تاثیر نامطلوب در تربیت فرزندان:

همچنین فرزندان شما وقتی می بینند که بین والدین احترام متقابل وجود ندارد. آنها هم به والدین شان احترام نخواهند گذاشت و حتی ممکن است با کوچکترین اختلافی با والدین، به آنها بی احترامی و توهین  کنند!

به یاد داشته باشید که یادگیری کودکان از رفتار ما خیلی بیشتر و موثرتر از کلمات و نصایح ماست.

 

 

چه راهکاری برای توهین و تحقیر وجود دارد؟

  • وقتی عصبانی هستیم، خشم خود را کنترل کنیم. گلوله برفی کوچک در سرازیری را به خاطر بیاوریم که هر لحظه بزرگتر و مخرب تر می شود. برای توضیح بیشتر به مقاله شماره چهار مراجعه کنید.

به طور خلاصه موقع عصبانیت حرفی نزنیم، تصمیمی نگیریم و اقدامی نکنیم.

 

  • اگر کسی به ما توهین یا بی احترامی کرد، تا حد امکان جواب او را ندهیم. سعی کنیم محل را ترک کنیم. یا اگر تحت فشار بودیم و دیدیم اگر حرفی نزنیم منفجر می شویم، فقط به این یک جمله اکتفا کنیم: “ادب شما در همین حده دیگه!”

به خاطر بیاوریم که پیامبر اسلام به عیادت کسی رفت که قبلا بر سر ایشان خاکستر و آشغال می ریخت. یا مالک اشتر بعد از اینکه شخصی به او توهین کرد به مسجد رفت و برای آن شخص دعا کرد.

حضرت مسیح می فرمایند: به دشمنان تان عشق بورزید، به آنهایی که از شما متنفرند نیکی کنید، برای آنهایی که نفرینتان می کنند طلب آمرزش کنید و برای کسانی که با شما بدرفتارند، دعا کنید.

برای خودمان مرور کنیم که حرف یک فرد بی ادب هیچ ارزشی ندارد و با حرفهای زشت او چیزی از ما کم نمی شود. همچنین ما با رفتار صحیح خودمان بزرگواری و عزت نفس بالایمان را نشان داده ایم.

 

  • حتما باز هم موکدا توصیه می شود که اختلافها و انتقادها را زمانی مطرح کنیم که طرف مقابل یا همسرمان تحت فشار، استرس، ناراحتی یا خستگی نباشد.

وقتی او خسته و ناراحت هست، منطقی فکر نمی کند و علاوه بر آن احساس می کند که ما اصلا حال و روز او را درک نمیکنیم و خلاصه برای انتقاد وقت گیر آورده ایم! و امکان دارد با کلمات نه چندان شایسته جواب ما را بدهد!

 

  • اگر اختلاف یا مشکلی با فردی داشتیم، این اختلاف یا مشکل را مربوط به عملکرد و رفتار آن شخص در لحظه ای خاص مرتبط بدانیم نه کل شخصیت و خانواده او.

اگر به طور مثال، همسر ما در قرارش دیر کرد و ما در هوای گرم و یک خیابان شلوغ منتظرش بودیم، وقتی او را دیدیم نگوییم “که شما خانوادگی بی مسئولیت هستید.”

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید