تعریف و تحسین

چگونه از دیگران تعریف کنیم که چاپلوسی تلقی نشود؟

حتما برای شما هم پیش آمده است که بخواهید از کسی تعریف و تحسین کنید،

اما فکر کنید که طرفتان این کار را چاپلوسی تلقی کند.

بنابراین از تعریف و تحسین صرف نظر کرده و عطایش را به لقایش بخشیده اید!

مزایای تعریف و تحسین

در باب مزایای تعریف و تحسین صحیح مطالب زیادی شنیده و خوانده ایم.

لذا به همین نکته بسنده می کنم که با تعریف و تحسین صادقانه می توانید محبت خود را در دل طرف زیاد کنید.

که این طرف می تواند همسر، نامزد، فرزند، همکار، دوست و … باشد.

همچنین به نوعی اعتماد به نفس او را تقویت می کنید و او نقاط قوتش را بهتر می شناسد.

چرا تعریف و تحسین می کنیم؟

اغلب ما از کودکی یاد گرفته ایم که جهت رسیدن  به منافع خود از شخص مقابل را تحسین کنیم!

مثلا کودکی که هوس یک بستنی خوشمزه در هوای گرم تابستان کرده،

روبه پدرش می گوید بابای خوب و مهربانم میشه یک بستنی برای من بخری!

در واقع با این تعریف پدرش به نوعی در رودربایستی قرار می گیرد و اغلب بستنی را برای فرزندش می خرد!

 

تعریف و تحسین

تعریف و تحسین

تفاوت تعریف و تحسین با چاپلوسی

تعریف و تحسین صادقانه و از ته قلب است. یعنی شما انتظار و توقع خاصی از طرف مقابلتان بابت تعریفتان ندارید.

یعنی از طرفتان انتظار یا توقعی در آینده نزدیک ندارید.

در مجموعه پاورچین اگر خاطرتان باشد، دو کارمند با بازی درخشان آقایان مهران مدیری و جواد رضویان برایر رئیسشان دائما چاپلوسی می کردند تا پاداش و مزایا بگیرند!

تعریف و تحسین صادقانه است. یعنی شما از یک ویژگی واقعی در طرف تعریف می کنید.

نه ویژگی که در او وجود ندارد یا شاخص نیست.

مثلا به فردی که اضافه وزن فاحش دارد، بگوییم که شما واقعا اندام زیبایی دارید!

طرف ما این تعریف ما را نوعی چاپلوسی یا حتی تمسخر تلقی می کند!

چگونه از طرف مقابل تعریف کنیم؟

۱- اسم شخص را بیان کنیم.

۲- ویژگی یا خصوصیت خوب شخص را بگوییم.

۳- علتی برای آن ویژگی خوب شخص ذکر کنیم. وقتی برای تعریفمان علت ذکر می کنیم مسئله عدم صداقت را برای طرف مقابلمان از بین می بریم.

تعریف و تحسین

تعریف و تحسین

انواع تعریف و تحسین

۱-تعریف و تحسین رودررو

تعریف رودررو و مستقیم به طرف مقابل می گوییم. در حضور خودش از او تعریف می کنیم.

مثلا دوستی که علی رغم مشغله زیاد به شما در انجام پروژه تان کمک می کند.

شما در حضور خودش به او می گویید علی جان دوست عزیزم از تو واقعا ممنون تو واقعا دوست فداکاری هستی

چون در این مدت علی رغم مشغله های خودت، کمک شایانی به من کردی.

۲- تعریف و تحسین پشت سر یا غیرمستقیم

در تعریف و تحسین غیر مستقیم شما از طرف مورد نظرتان در حضور دوستان و خانواده اش و بدون حضور او تعریف می کنید.

یا به عبارت دیگر در جمعی که او حضور ندارد از او تعریف می کنید.

مزایای تعریف و تحسین پشت سر یا غیرمستقیم

تعریف و تحسین پشت سر یا غیرمستقیم چندین حسن بزرگ دارد:

۱- این کار برخلاف غیبت و بدگویی، کار فوق العاده ‍پسندیده ای است.

۲- افرادی که در جمع تعریف شما را از فرد غایب می شوند،

شما را فردی قابل اعتماد و پایبند به اخلاق می یابند.آنها می دانند که شما روزی هم پشت سر انها از ایشان تعریف می کنید.

۳- شما بنیانگذار یک عادت خوب و مطلوب شده اید که جایگزین گناه زشت غیبت است.

۴- از همه مهمتر اینکه وقتی بعدا شخص غایب می فهمد که شما پشت سرش از او تعریف کرده اید،

فوق العاده خوشحال می شود و شما را دوست واقعی خودش می داند. قطعا صمیمیتی مثال زدنی با شما پیدا می کند.

۵- هم برای خود شخص و هم برای دیگران این تعریف شما واقعی و به دور از چاپلوسی تلقی می گردد.

چه مواقعی پشت سر شخص تعریف و تحسین داشته باشیم

مثلا می توانید از همسرتان در پیش خانواده اش تعریف کنید.

می توانید مطمئن شوید که ایشان این تعریف را به او منتقل می کنند.

فایده دیگر این است که خانواده همسرتان شما را بیشتر دوست خواهند داشت و حتی بیشتر پشتیبان و طرفدار شما شوند!

در جمع دوستانتان از دوست صمیمی تان که غایب است، تعریف کنید. دوستان حتما این تعریف را به گوش او می رسانند.

دوست واقعی در غیاب شما از شما تعریف می کند!

 

اگر شنونده تعریف از یک نفر در غیاب او بودید، چکار کنید؟

اگر شما تعریفی از یک نفر که در جمع حضور نداشت شنیدید،

در اولین فرصت که به صورت حضوری او را دیدید یا با او تلفنی صحبت کردید، این تعریف و تحسین را به گوش او برسانید.

با این کار محبت و دوستی را بین آن دو نفر و خودتان زیاد می کنید.

این کار به لحاظ معنوی هم ارزش زیادی دارد و علاوه بر ثواب، حال خوبی پیدا می کنید.

بیاییم به جای کار ناپسند سخن چینی، عمل  پسندیده رساندن تعریف و تحسین را جهت بهبود و تحکیم روابط را جایگزین کنیم.

 

اقدامک

۱-تعریف و تحسین رودررو را با صداقت و از صمیم قلب داشته باشیم.

با ذکر اسم، ویژگی خوب شخص و در نهایت علت تعریف را ذکر می کنیم.

۲-علاوه بر تعریف رودرروی شخص، می توانیم در غیاب او، از او تعریف و تحسین کنیم تا اثر فوق العاده ای بر او بگذاریم

و ثابت کنیم که دوست واقعی او هستیم که حتی در غیابش او را فراموش نکرده ایم.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

چگونه به سوالهای شخصی پاسخ دهم؟

سوال شخصی چیست؟

شاید برای شما هم پیش آمده باشد، که بعد از مواجهه با یک شکست مادی یا عاطفی، افرادی به ظاهر کنجکاو (اما در واقع فضول) بخواهند درباره علل آن شکست از شما سوال شخصی بپرسند یا علل شخصی این مسئله را از شما جویا شوند.

از طرف دیگر شما با این افراد نسبت فامیلی دارید. و بنا به مصالحی نمیخواهید  به آنها خیلی رک و صریح بگویید که این مسئله شخصی است و به او هیچ ربطی ندارد!

 

 

شما به سوالهای شخصی چگونه پاسخ می دهید؟

مثلا نامزدی شما به هم خورده است. اشخاص به اصطلاح کنجکاو می پرسند که چه اتفاقی افتاد که نامزدی شما به هم خورد. او که فرد به ظاهر موجهی بود!

حال درونی شما از این سوال شخصی خراب می شود. تازه داشتید با این مسئله کنار می آمدید که دوباره داغ دلتان زنده می شود.

به طرف می گویید که ما مناسب هم نبودیم.

او در جواب می گوید که چرا مناسب هم نبودید؟ بیشتر توضیح بده تا شاید من بتونم به تو کمک کنم!

ناراحتی شما بیشتر می شود، بغض می کنید و مستاصل می شوید که چگونه از دست آن شخص خلاص شوید.

با اخم و ناراحتی بیشتر می گویید که به لحاظ شخصیتی یکدیگر را درک نمی کردیم.

اما آن فرد سمج ول کن ماجرا نیست! تصمیم می گیرید که جواب کوبنده ای به او بدهید …

 

 

 

جواب صحیح به سئوال شخصی

بهتر است که شما در مواجه با سوال شخصی اصلا ناراحت نشوید.

خونسرد باشید و یک جواب خیلی ساده اما منطقی و محکم بدهید.

مثلا به او این گونه جواب دهید:

“ما بعد از مدتی به این نتیجه رسیدیم که با هم در موضوعات اصلی زندگی تفاهم نداریم. بهتر است که الان از هم جدا شویم. به جای اینکه بعد از چند سال زندگی مشترک جدا بشیم.”

وقتی فرد دوباره از شما پرسید: چه موضوعاتی؟

شما با حفظ آرامش کامل و خونسردی پاسخ خود را تکرار می کنید: “موضوعات اصلی زندگی”

وقتی چند بار پاسخ را برای شخص کنجکاو تکرار کنید، البته تاکید می کنم با حفظ آرامش و خونسردی، روی او را سفید می کنید! او متوجه می شود که با تحت فشار گذاشتن شما راه به جایی نمیبرد!

پاسخ به سوال شخصی

 

اگر طرف موردنظر سوال شخصی اش را کمی تغییر داد، چه کار کنیم؟

معمولا افراد فضول یا کنجکاو در مسائل دیگران، پشتکار خوبی دارند!

ممکن است با پاسخ دوم یا سوم شما، کمی سوال شخصی شان را تغییر بدهند.

مثلا بگویند که اگر موضوع اختلاف تان را به من بگویید، به احتمال قوی آنرا حل می کنم!

یا با دلسوزی بگویند، حیف جوانهایی که مثل شما به دلیل عدم آگاهی تصمیم اشتباه می گیرید!

پاسخ شما همان پاسخ قبلی با آرامش و خونسردی باشد. یا نهایتا به او بگویید که با یک مشاور خبره مشورت کردیم و تصمیم درست را گرفتیم. از لطف شما ممنون.

 

 

عوض کردن موضوع صحبت جهت پایان دادن به سوال شخصی

می توانید با آرامش و خیلی ماهرانه، موضوع صحبت را عوض کنید.

اگر در ایام دید و بازدید عید کسی این سوال را چند بار از شما پرسید، بعد از دوبار جواب کلی و باآرامش، بگویید خوب عید است و باید شاد باشیم.

اجازه بدهید که از موضوعات خوب که حال دیگران را خوب می کند، صحبت کنیم.

 

 

هیچ وقت در پاسخ به سوال خیلی شخصی خجالت نکشید!

شاید یکی از افراد متشخص فامیل شما بخواهد درآمد دقیق شما را بداند. شما بنا به دلایلی نخواهید جواب دقیق بدهید.

پاسخ شما این گونه باشد: خدا راشکر. حقوق من کفاف خرج و مخارج را می دهد و من راضی هستم.

و بازهم تکنیک تکرار جواب با حفظ  آرامش را در پیش بگیرید.

 

 

سوال شخصی

سوال شخصی

خودمان هم سوال خیلی شخصی از دیگران نپرسیم.

حضرت علی (ع) فرمودند: آنچه را که برای خودت می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه را برای خودت نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.

حتی المقدور سوالاتی که احساس می کنیم خیلی شخصی هستند. و طرف هم از جواب دادن به آنها احساس ناراحتی می کند را نپرسیم.

سوالاتی که به ویژه شکستهای مادی و معنوی فرد را کالبد شناسی می کند یا زخم التیام یافته را دوباره تازه می کند، را حتی المقدور نپرسیم.

 

مواظب تله بی ارزشی باشیم، هرسوالی، سوال خیلی شخصی نیست؟

بعضی از ما گاهی به خاطر نداشتن اعتماد به نفس گمان می کنیم که هر سوالی خیلی شخصی است. دیگران همواره به قصد آزار ما، این سوالات را از ما می پرسند.

اعتماد به نفستان را تقویت کنید. ریشه یابی کنید که چرا از اکثر سوالات شخصی آشفته می شوید.

 

شاید با خودتان بگویید که برخی از سوالات برای من خیلی عادی و معمولی هستند، برای شخص دیگری سوال شخصی و آزاردهنده است، آنها را چگونه شناسایی کنم؟

شخصیت افراد متفاوت است. امکان دارد که یک سوال عادی برای شما، سوال آزاردهنده برای بقیه باشد.

در این موارد مععمولا فرد با اکراه جواب می دهد.

از حالات چهره و لحن ناراحت و یا جواب آهسته او، این مسئله را درک کنیم.

 

 

اگر سهوا سوال  شخصی را از کسی پرسیدیم، چکار کنیم؟

خودتان سریع موضوع بحث را عوض کنید.

مثلا حال مادرت چطوره؟ دوست داری که یک خاطره  از آخرین سفرم برایت بگویم.

 

جمع بندی تکنیک جواب به سوال شخصی

اصلا خودتان را ناراحت نکنید. خونسردی و آرامش خودتان را حفظ کنید.

هربار که سوال خیلی شخصی را از شما پرسیدند، یک جواب کلی و منطقی را تکرار کنید.

با حفظ آرامش کامل! با آرامش می توانید موضوع صحبت را هم عوض کنید.

 

اقدامک

تکنیک تکرار جواب با آرامش را د رجواب افراد خیلی کنجکاو به کار ببرید. خودتان از پرسیدن این گونه سوالات جدا اجتناب کنید.

 

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

موانع رسیدن به هدف چیست؟ چرا به هدفمان نمی رسیم؟

موانع رسیدن به هدف چیست؟ چرا به هدفمان نمی رسیم؟

 

 

موانع هدف

 

باتوجه به اهمیت موضوع و درخواست ارزشمند مخاطبان سایت در این مقاله تصمیم گرفتیم، راجع به موانع هدف گذاری صحبت کنم.

در مقاله قبلی راجع به هدف گذاری در سال جدید، صحبت کردیم.

موانع رسیدن به هدف:

۱-    چرا به هدف­مان نمی رسیم؟  هدف خیلی دوردست و مشکل

همان طور که گفتم هدف شما باید واضح، جسورانه و شدنی باشد. هدفهای خیلی بالا و رویایی، به سختی محقق می شوند و اعتماد به نفس و روحیه شما را پایین می آورند.

بهتر است چند هدف کوچک و کوتاه مدت داشته باشید که با رسیدن به آنها روحیه و اعتماد به نفس بیشتری برای اهداف بزرگتر به دست بیاورید.

مثلا بیش از یک سال از فارغ التحصیلی شما گذشته، اگر هنوز مدرک تان را دریافت نکرده اید، یک هدف شما می تواند همین باشد که تا پایان هفته وقت بگذارید و کارهای فارغ اتحصیلی تان را انجام دهید.

یا خیلی وقت است که دوست دارید با همسرتان به یک رستوران بروید و باهم صحبت کنید، در اولین فرصت یا تعطیلی این کار را انجام دهید!

راهکار هدف خیلی دوردست و مشکل:

الف) هدفهای کوچکتر و آسانتری هم در لیست اهداف خود داشته باشید.

ب) واقع بینی بیشتر در مورد اهداف خودتان داشته باشید. سنگ بزرگ علامت نزدن است.

 

۲-    چرا به هدف­مان نمی رسیم؟  عدم انگیزه کافی یرای هدف

شاید شما دوست داشته باشید که درآمدتان سال بعد ۲ برابر شود. اما این انگیزه در شما این قدر قوی نیست که حتی روزی یک ساعت زودتر بلند شوید و در رابطه با کارتان مطالعه کنید. و انتظار معجزه هم دارید!

یا بخواهیم رابطه بهتری با همسر و فرزندتان داشته باشیم. اما حتی حاضر نیستیم که روزی نیم ساعت از چک کردن شبکه های اجتماعی و تماشای تلویزون کم کنیم و آن وقت را به همسر و فرزندمان اختصاص بدهیم تا هدفمان محقق شود.

راهکار عدم انگیزه کافی یرای هدف:

با خود خوب بیاندیشیم که چرا به دنیا آمده ایم؟ هدف و رسالت ما در این زندگی چیست؟

اگر امروز به ما بگویند که آخرین روز زندگی شماست، چه حسی داریم و حسرت چه چیزهایی را می خوریم؟ یا به چه کسانی بیشتر اهمیت می دهیم و با او وقت می گذاریم.

انگیزه واقعی خودتان را پیدا کنید تا موانع رسیدن به هدفتان را از پیش رو بردارید.

اگرچه بهتر است انگیزه های خوب برای هدف­مان داشته باشیم، اما لازم نیست انگیزه ما خیلی مقدس باشد. مثلا شاید انگیزه شما این باشد که به یک فرد منفی باف که آرمانهای شما را مسخره می کرد، خودتان را ثابت کنید!

با انگیزه کافی، از جان و دل برای آرمانتان می جنگید و موانع هدف­تان را از پیش رو بر میدارید!

۳-    چرا به هدف­مان نمی رسیم؟  داشتن انگیزه اما کمبود تلاش

گاهی اوقات شما انگیزه دارید، اما تلاش لازم را نمی کنید. عادت به تلاش زیاد ندارید.

برای غلبه به این مانع هدف شما باید تلاش و کوشش را یک عادت برای خودتان بکنید.

نمی توانید انتظار داشته باشید که با روزی ۱۲ ساعت خواب، درآمدتان چند برابر شود!

راهکار داشتن انگیزه اما کمبود تلاش

به خودتان بگویید اگر من به اندازه کافی تلاش نکنم، به هدف و جایگاهی که دوست دارم نخواهم رسید.

با افراد موفق نشست و برخاست کنید تا از آنها برای موفقیت انگیزه بگیرید.

 

موانع هدف

موانع هدف

۴-    چرا به هدف­مان نمی رسیم؟  تلاش و کوشش اما در مسیر نادرست

شاید با خودتان بگویید که  اقشارشریف و زحمتکشی مثل کارگران ساختمانی وجود دارند که با وجود کار و تلاش زیاد درآمد آنچنانی ندارند.

اما یک فرد دیگر با زحمت کمتر اما دقت، ذکاوت و دانش از راه درست درآمد بیشتری دارد.

من هم با شما موافقم. تلاش شما باید هدفمند و درست باشد.

مثلا اگر براین بهبود رابطه عاطفی تان با همسرتان آموزش ها ی صحیح نبینید، علی رغم تلاش فراوان شاید نتیجه ای خاصی نخواهید گرفت!

یا به جای مطالعه کتاب های مفید و شرکت در کلاسهای خوب در این زمینه، فقط به چند توصیه در تلگرام بسنده کنید!

گاهی پارو زدن در خلاف جهت آب، نه تنها ما را جلو نمی برد، بلکه ما را خسته میکند.

راهکار تلاش و کوشش اما در مسیر نادرست:

 مسیر درست رسیدن به هدفتان را یاد بگیرید، کتابهای خوب مطالعه کنید.

آموزشهای خوب ببینید و با افراد کارآمد مشورت کنید.  حتی ازتجربیات دیگران و خودتان استفاده کنید.

 

 

۵-    چرا به هدف­مان نمی رسیم؟  تلاش ناکافی در مسیر صحیح

گاهی هدفمند و در مسیر درست پارو می زنید، اما این پارو زدن با انرژی لازم همراه نیست. به جای اینکه ظرف یک روز به مقصد برسید، یک هفته ای به مقصد می رسید. گاهی آن هدف یا مقصد در یک زمان خاص برای ما ارزشمند است، نه در زمان دیگری.

مثلا اگر شما در زمان معینی، یک محصول را تولید کنید، از رقبا پیش می افتید. اما اگر این محصول را چند ماه دیرتر وارد بازار کنید، رقبا مشابه این محصول را روانه بازار کرده اند و محصول شما بازار خوبی نخواهد داشت.

اگر روش تربیتی درست فرزندتان تا سن خاصی بکار ببرید، می­توانید او را خوب تربیت کنید. اما اگر در این کار تعلل بورزید و شخصیت او شکل بگیرد و با افراد ناباب دوست بشود، شاید روش تربیتی خوب شما دیگر نتیجه لازم را ندهد.

راهکار تلاش ناکافی در مسیر صحیح:

تصور کنید که با اهمال کاری و عدم تلاش لازم چه فرصتهای طلایی را در آینده از دست می دهید که حسرت آنرا خواهید خورد.

خودتان به لحاظ فیزیکی، روحی و روانی شارژ کنید!

حتما حتما فعالیت فیزیکی را در برنامه خودتان بگمجانید. وقتی را برای ورزش و فعالیت بدنی در نظر بگیرید

با دوستان نزدیک، اعضای فامیل برای گپ و گفت و تفریح زمان بگذارید.

 

 

 

۶-    چرا به هدف­مان نمی رسیم؟  عدم برنامه زمان بندی و اهمال کاری در انجام کار

یکی دیگر از موانع رسیدن به هدف، عدم برنامه ریزی صحیح است. این قدر کارها را به تعویق می اندازیم که کارهای مهم و فوری دیگر انجام نمی شوند.

 

راهکار عدم برنامه زمان بندی و اهمال کاری در انجام کار

قانون ۵ دقیقه: اگر کاری را که دوست ندارید، به مدت ۵ دقیقه شروع به انجامش کنید، احتمالا آن کار را تا انتها انجام می دهید.

تعیین پاداش و تنبیه برای انجام کارها:

اگر کاری را انجام دادید به کاری که علاقه دارید بپردازید. مثلا من اگر این فصل کتاب را مطالعه کردم، یک ربع شبکه های اجتماعی را چک خواهم کرد. یا یک بستنی می خورم! و یا …

کار امروز را هرگز به فردا موکول نکن!

 

 

۷-    موازی کاری و انجام چند کار باهم

مثلا چک کردن همزمان ایمیل ها و نوشتن یک گزارش کاری

بعضی از افراد فکر می کنند که با موازی کاری و  انجام همزمان چندکار درزمان صرفه جویی می کنند.

اما با قاطعیت باید بگویم که دقیقا اصل این موضوع صادق است! شما چند برابر زمان صرف خواهید کرد!

همانطور که بیشترین مصرف سوخت یک هواپیما موقع صعود و فرود آن است. بیشترین انرزی ذهن هم هنگام ورود به یک موضوع خاص است و هممچنین موقعی که می خواهد یک موضوع را جمع بندی کند.

در حال نوشتن یک گزارش کاری، یک ایمیل باز می کنید. به این نتیجه می رسید که باید با همکارتان مشورت کنید.

پیش او می روید، راجع به تعطیلات صحبت می کنید، کلا فراموش می کنید که برای چه نزد او آمده بودید!

گزارش را روی میز می بینید و می بینید  که یک ساعت دیگر باید آنرا تحویل بدهید! مشغول نوشتن گزارش می شوید که موبایلتان زنگ می زند. چشم تان به صفحه مانیتور می افتد و ایمیل بی پاسخ!

سه ساعت وقت صرف کرده اید، اما بی حاصل! هیچ یک از کارها درست انجام نشده است!

 

اقدامک:

بررسی کنید که کدامیک از عوامل بالا باعث شده اند که شما به هدفتان نرسید. راهکار مرتبط با آن را به کار بگیرید.

در برداشتن آن مانع، سرسخت باشید!

یادمان باشد:

یک شبه نمی توان سرنوشت را عوض کرد، اما می توان یک شبه مسیر را اصلاح کرد.

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید
چگونه هدف گذاری کنیم

چگونه در سال جدید هدف گذاری کنیم و به آنها برسیم؟

 

چگونه در سال جدید هدف گذاری کنیم و به آنها برسیم؟

با رسیدن بهار و شروع سال نو، تصمیم می گیریم که هدف گذاری موثری داشته باشیم و اهدافمان را به واقعیت تبدیل کنیم.

 

 

اولین گام هدف گذاری: نوشتن اهداف

توشتن اهداف در واقع اولین گام رسیدن به اهداف است. اول باید خوب بیاندیشیم تا ببینیم واقعا از زندگی چه می خواهیم.

با مکتوب کرن اهداف ناخودآگاه ما متوجه می شود که چه می خواهیم، مقصد کجاست و به دنبال راه و مسیری برای تحقق آرمان ما خواهد بود.

 

 

چگونه هدف گذاری کنیم

هدف گذاری

انواع هدفها

ا- هدفهای مادی و فیزیکی:

شما می توانید انواع اهداف مادی خود را بنویسید. اهداف مادی کمی هستند و قابل اندازه گیری هستند.

مثل بدست آوردن ثروت، ارتقای شغلی، افزایش درآمد، کاهش وزن، خرید یک مسکن و ….

 ۲- هدفهای معنوی:

شما در کنار اهداف مادی، می توانید آرمانهای غیرمادی هم داشته باشید. مثل بهبود روابط عاطفی با فرزند، همسر، خانواده ، احساس شادی بیشتر، کنترل بیشتر روی اعصاب و …

 

 

 

هدف گذاری باید شفاف و روشن باشد.

بهتر است که اهداف شما تا حدامکان کیفی نباشد (موفق، خوشبخت) و تا حد امکان کمی باشند.

می خواهم خوشبخت تر باشم. خیلی انتزاعی و گنگ است. اصلا شفاف نیست.

می خواهم در آمد سالانه ۲۰ میلیون را در سال بعد به ۴۰ میلیون در سال برسانم. یک هدف شفاف و روشن است.

 

 

می خواهم رابطه ام با همسرم بهبود یابد. خیلی روشن و واضح نیست. به جای آن هدف بگذارید که

تعداد جروبحث های شدید با همسرم را در ماه نصف کنم. اختلافات را با همسرم عاقلانه حل کنم.

 

 بهتر است اهدافتان را با جزییات کامل در ذهن تان تجسم کنید.

مثلا اگر هدف شما خرید یک اتومبیل است، با تمام جزئیات مثل رنگ، مدل، چرم روی صندلی ها را در ذهنتان تجسم کنید.

بارها این تجسم را در ذهنتان داشته باشید.

 

 

طبقه بندی زمانی اهداف

ما باید مهلتی جهت رسیدن به اهداف تعیین کنیم. تا خودمان را شرطی کنیم که در یک بازه زمانی معین به اهدافمان برسیم.

  • اهداف بلندمدت ۵ تا ۱۰ ساله
  • اهداف میان مدت ۱ تا ۲ ساله
  • اهداف کوتاه مدت هفتگی یا ماهانه

بهتر است برای هر هدف بلندمدت، چند هدف میان مدت داشته باشیم و برای هر هدف میان مدت هم به چند هدف کوتاه مدت تقسیم شود.

مثالی برای شما می زنم. اگر ما بخواهیم یک مسیر طولانی مثلا تهران به مشهد را طی کنیم.

 مسیر را به چند مسیر کوتاهنر تقسیم می کنیم: تهران به سمنان، سمنان به شاهرود، شاهرود به نیشابور و در نهایت نیشابور به مشهد. برای اهداف هم می توان چنین رویه ای را در پیش بگیریم.

 

 

مزیت طبقه بندی اهداف

یک هدف بزرگ مثل یک مسیر طولانی و صعب العبور به نظر می آید. باشکستن یک هدف بزرگ به چند هدف کوچک، راه شما هموارتر به نظر می آید.

 

 

تلاش کوچک اما پیوسته بعد از هدف گذاری

جملات زیر را از زبان بسیاری از افراد شنیدم:

فیلم راز را دیدم و هدف گذاری کردم و آنها را در ذهنم بارها تحقق یافته دیدم. اما بعد از چند سال هیچ اتفاقی برای من نیافتاد!

اهدافم را روی کاغذ نوشتم، اما بعد از چند ماه هیچ کدام از اهدافم محقق نشدند!

 

راز شکست بسیاری از افراد در هدف گذاری شاید همین مسئله باشد! به حدی که از هرگونه هدف گذاری و تجسم آن گریزان هستند!

شما علاوه بر نوشتن اهداف باید تصمیم بگیرید که برای آرمانتان دست به کار شوید.

لطفا اقدام کنید.

هر روز یک اقدام کوچک بعد از هدف گذاری

هر روز یک اقدام کوچک در جهت رسیدن به هدفتان انجام دهید. این اقدام های کوچک شما باید پیوسته و مستمر باشد.

مثلا می خواهید زبان خود را تقویت کنید. روزی ۱۵ دقیقه، ۱۰ لغات جدید را یاد بگیرید.

 

 

هر روز یک اقدام کوچک  برای یک هدف مادی یا فیزیکی

شما می خواهید وزن تان را کاهش دهید، هر روز باید کمی تحرک و فعالیت فیزیکی داشته باشید. همچنین مصرف غذاهای چرب و پرکالری را کمتر کنید.

این کار  در دررازمدت خیلی موقرتر از رژیم های بسار سخت است که مثلا یک ماه هر روز را فقط با یک خرما سپری کنید!

 

 

هر روز یک اقدام کوچک  برای یک هدف معنوی

شما می خواهید رابطه تان را با همسرتان بهبود دهید.

کتابها و مطالب آموزشی خوب در این زمینه مطالعه می کنید. به سمینارها و کلاسهای آموزشی معتبر می روید.

از همه مهم تر به مطالب آموزشی که یاد گرفته اید، عمل می کنید.

هر روز کاری برای بهبود رابطه تان کاری می کنید. یک روز برای همسرتان گل می خرید. روز دیگر برای او یک یادداشت عاشقانه در جایی که انتظارش را ندارد می گذاریم.

 

هدف شما باید جسورانه اما امکان پذیر باشد.

برخی از افراد، هنگام هدف گذاری جوگیر می شوند. آنها اهدافشان خیلی خیلی دست بالا می گیرند.

مثلا فردی که به سختی ماهانه یک میلیون درآمد دارد، هدف گذاری کند که از ماه بعد ۱۰۰ میلیون تومان در بیاورد! آن هم بدون تخصص و مهارت خاصی!

من قبول دارم که باید جاه طلبانه هدفگذاری کنیم. اما نه به صورتی که احتمال رسیدن به آن نزدیک صفر باشد!

مثلا برخی از زوجین تصور می کنند که در یک رابطه خوب و آرمانی، هیچ وقت نباید با همسرشان اختلاف پیدا کنند. این مسئله امکان ندارد که یک زوج درهیچ موضوعی باهم اختلاف نظر نداشته باشند!

بلکه هدف امکان پذیر این است که اختلافات را به شیوه بالغانه و بدون جروبحث حل کنند.

 

 

اما نکته مهم این است که ما هر روز اقدامی در جهت هدفمان انجام بدهیم.

گامهای کوچک اما پیوسته در درازمدت معجزه می کنند و ما را به هدفمان می رسانند.

 

اقدام کوچک اما پیوسته برای هدف

اقدام برای هدف

 

این جمله را به خاطر بسپارید:

یک شبه نمی توان سرنوشت را عوض کرد، اما می توان یک شبه مسیر را اصلاح کرد.

 

اقدامک برای هدف گذاری

اهداف امسال خود را به صورت شفاف، جسورانه اما شدنی روی کاغذ بنویسید و هر روز برای تحقق آنها گامی بردارید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

چرا طلاق می گیرد؟

چرا طلاق …

در این مقاله به این سوال جواب می دهیم که “چرا طلاق گرفتم؟” چه ویژگی ها و مشکلاتی در من باعث طلاق می شود.

بسیاری از افراد که مشکلات عدیده دارند، به جای اینکه اول مشکل خودشان را حل کنند. و بعد به سراغ ازدواج بروند.

گمان می کننند که ازدواج شاه کلید حل مشکل آنهاست. و در فرایند زندگی مشترک به این نقطه می رسند که نه تنها مشکلاتشان حل نشده است، بلکه حادتر هم شده است!

. در مقاله پیشین “چرا طلاق میگیرند” در مورد یکی از علل مهم طلاق که همان برآورده نشدن نیازها و خواسته های دو طرف است، صحبت کردیم.

ازدواج مرحله ای از زندگی است که فرد در آن رشد کند، نه اینکه کمبودهای روحی و شخصیتی خود را درمان کند!

 

علت اصلی طلاق:

علت طلاق هر فرد را بهتر است در چرایی ازدواج او جستجو کرد. به عبارت بهتر فردی که انتظارات غیر منطقی از ازدواجش داشته باشد، ازدواج خوبی نخواهد داشت.

و این ازدواج نادرست به احتمالا به طلاق ختم خواهد شد. پس بهتر است علتهای ازدواج نادرست را بررسی کنیم.

به جای اینکه بگوییم چرا فلانی طلاق گرفت، بهتر است بگوییم که چرا ازدواج کرد!

 

۱-    چرا طلاق می گیرد چون فرد نمیداند از زندگی مشترک خود چه خواهد!

مثلا نمیداند که از همسرش چه نوع رابطه ای را می خواهد. اگر در یک مهمانی شخصی از همسرش تعریف کند.

او ناراحت می شود که چرا همسرم از من تعریف و تشکر نمی کند.

یکی از فامیل برای شوهرش، جشن تولد می گیرد. او احساس بدبختی می کند که چرا چنین رابطه ای بین او و همسرش نیست.۲

۲ – چرا طلاق می گیرد چون شخص الگوی زندگی خودش را ندارد.

همیشه به دیگران نگاه می کند. تا ببیند که آنها چکار می کنند و از چه چیزی لذت می برند.

تا او هم همان کار را تقلید کند. نوعی چشم و هم چشمی کورکورانه که برای زندگی مضر است.

یکی از دوستانش منزل بزرگتر خریداری می کند، او ناراحت می شود. که چرا منزل او کوچکتر است!

نکته جالب شاید این باشد که دارایی این فرد از متوسط جامعه بالاتر است. اما چون نگاه او همیشه معطوف به افراد بالاتر از خودش است. بنابراین احساس رضایت و خوشبختی ندارد.

به این مسئله توجه داشته باشید که شما فقط ظاهر زندگی افراد را می بینید. و از باطن زندگی دیگران آگاه نیستید. شاید مشکلاتی که آنها در زندگی شان دارند، واقعا برای شما غیرقابل تحمل باشد!

۳- چرا طلاق می گیرد به خاطر جستجوی خوشبختی در ناکجا آباد

اگر زندگی خودتان را مرور کنید. سعی کنید بهترین خاطرات و لحظات خود را به خاطر بیاورید.

متوجه خواهید شد که آن لحظات اغلب یک ماجراجویی کوچک یا یک شوخی ساده بوده است! تعداد کمی از خاطرات خوب ما به مسائل مادی برمی گردد.

 یک گل بدون دلیل برای همسرتان خریده اید و یک خاطره شاد خلق شده است.

یا موقع آب دادن حیاط یا شستن فرش ها، همسرتان را خیس کرده اید و بعد کلی خنده اید!

خوشبختی و شادکامی در درون خودتان جستجو کنید و نه در بیرون! در چیزهای کوچک اما صادقانه!

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم                  یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد                    آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

۴- چرا طلاق می گیرد بعلت فقدان یا کمبود اعتماد به نفس

داشتن اعتماد به نفس و رضایت از خود یکی از شروط لازم وضروری جهت ازدواج است. فردی که اعتماد به نفس ندارد. هرگونه حرف و اتفاقی را مرتبط با خود می داند. و اغلب هم برداشت منفی دارد.

مثلا در یک مهمانی، صحبت از عروس صغرا خانم می شود. همه از ادب و زیبایی عروس خانم می گویند. در این بین شهلا با خود فکر می کند، که مادرشوهر و خواهرشوهر او از شرکت در این بحث نیت خاصی داشته اند. و آن نیت تخریب شخصیت با کنایه و تمثیل است!

وقتی مادرشوهرش حتی با صداقت از خوشمزگی غذایش تعریف می کند. او این تعریف صادقانه را نوعی تمسخر برداشت می کند!

 ۵- جدایی و طلاق به علت اعتیاد به مواد مخدر و الکل

یکی از عوامل مهم طلاق، در گذشته اعتیاد بوده است. وقتی از والدین فرد معتاد می پرسند که چرا شما اعلام نکرده بودید، که فرزندتان معتاد بوده است.

والدین فرد جواب می دادند که ما فکر می کردیم که اگر برای پسرمان زن بگیریم. او اعتیادش را کنار می گذارد و مرد سر به راهی خواهد شد!

این مسئله را بدانید که تا شخص معتاد خودش نخواهد که اعتیاد را کنار بگذارد. ازدواج، بهترین کمپ های ترک اعتیاد و … هم نمی توانند موثر واقع شوند.

چرا طلاق

چرا طلاق

دلایل نادرست برای ازدواج منجر به طلاق می شود.

۱-      ازدواج به خاطر ترس از تنهایی

بسیاری از افراد به خاطر ترس از تنهایی ازدواج می کنند! شاید یکی از فواید ازدواج این باشد که شما همدم و مونس دارید.

اما اگر این تنها دلیل او باشد، واقعا خطرناک است. این که همه دوستان و افراد فامیل که همسن من بودند، ازداج کرده اند.

پس من هم باید ازدواج کنم! اگر پدر و مادرم به رحمت خدا بروند، من تنها می مانم.

تا من مجردی خوبی نداشته باشم و در تنهایی هم احساس ارزشمندی نکنم. ازدواج من با ریسک بالایی همراه است.

۲-      ازدواج برای زندگی بهتر اما نامعلوم

بعضی احساس رضایت از زندگی شان ندارند. آنها دقیقا نمی دانند که در زندگی به دنبال چه هستند.

از بدست اوردن هیچ چیز و هیچ موفقیتی احساس رضایت درونی نمی کنند. بعد از کسب مدارج عالی تحصیلی و ثروت و … بازهم احساس رضایت نمیکنند.

آنها در پله آخر می خواهند ازدواج را هم امتحان کنند تا شاید آن حال خوب درونی را کشف کنند.

البته این آدما اغلب افراد شایسته ای در اجتماع هستند. دستاوردهای بزرگی برای اجتماع دارند.

اما آنها باید روی خودشان و شخصیتشان کار کنند. اعتماد به نفس وعزت نفس خودشان را بالا ببرند.

و از خودشان و زندگی شان لذت ببرند.

شاید این افراد، ندانند که

به خاطر برخی مسائل حل نشده ای که دارند و خودشان اطلاع نداند، ازدواج می کنند.

مثلا خانمی که علی رغم ظاهر نسبتا خوبی که داشت، احساس بی ارزشی و زشتی داشت.

بدون در نظر گرفتن معیارهای درست به اولین خواستگار خودش جواب مثبت داده بود. حالا در راهروهای داددگاه خانواده منتظر رای طلاق بود.

نتیجه

گاهی مشکلات شخصیتی خود فرد او را در ازدواج به طلاق سوق می دهد. که چنین فردی باید سریعا به اصلاح و تغییر خود اقدام کند.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

چرا طلاق می گیرند؟

چرا طلاق می گیرند؟ احتمالا شما هم در آشنایان یا اقوام خود افرادی را سراغ دارید که متارکه کرده اند. و این سوال برای شما پیش آمده باشد که چرا برخی ازدواج ها به طلاق ختم می شود؟ علل طلاق زیاد است و ما در چند مقاله به این مقوله می پردازیم.

طلاق مکروه ترین حلال در دین مبین اسلام است. طلاق عرش را به لرزه در می آورد. طلاق همه ابعاد و جنبه های زندگی یک فرد اعم از مادی و معنوی را تحت تاثیر قرار می دهد. این اثرات اغلب طولانی مدت بوده و حتی شاید تا پایان عمر گریبانگیر فرد باشد.

طلاق از گذشته تاکنون:

درگذشته ای نه چندان دور، زندگی ها قوام بیشتری داشت. اگر طلاقی هم رخ می داد، دلایل موجهی مانند اعتیاد، عدم تعهد اخلاقی و … داشت. هرچند که برخی از افراد حتی با وجود مسائل فوق هم به زندگی شان ادامه می دادند.

اما در زمان کنونی، متاسفانه با آمار میانگین  یک طلاق ثبت شده، از هر چهار ازدواج مواجه هستیم. (منبع سایت سازمان ثبت انحوال کشور سال ۹۴) وقتی زوجهای طلاق را بررسی می کنیم. متوجه می شویم که اغلب آنها نه تنها افراد بزهکار یا معتادی نیستند، بلکه افرادی صاحب تحصیلات، شغل مناسب و بعضا جایگاه بالا در اجتماع هستند! 

ریشه های طلاق (آنچه ازدواج را به طلاق ختم می کند):

یکی از عوامل مهم در طلاق و جدایی زوجین، توقعات غیرمنطقی آنها از ازدواج است. دلیل دیگر می تواند عدم ارضای خواسته های درست فرد در زندگی مشترک باشد، یا توقعاتی که توسط همسر فرد برآورده نمی شود. طلاق علل مختلفی می تواند داشته باشد، که برخی از آن به شرح زیر هستند:

  • عدم پاسخگویی به نیازها و توقعات زوجین در زندگی مشترک
  • ازدواج به قصد شفا از عقده ها و تله های روانی و نه رشد و ارتقا شخصیتی
  • ازدواج به قصد زندگی بهتر و نداشتن تصوری از زندگی بهتر
  • عدم شناخت همسر و عدم برقراری ارتباط صحیح با همسر
  • ناتوانی در حل اختلاف به شیوه منطقی
  • عدم مسئولیت پذیری زوج یا زوجین
  • اعتیاد، بزهکاری و محکومیت
  • عدم تعهد اخلاقی و …
  • تربیت نادرست خانواده در ارتباط اجتماعی و حل اختلافات

 

چرا-طلاق

چرا طلاق؟

 برخی طلاق می گیرند به علت عدم پاسخگویی به نیازها و توقعات زوجین در زندگی مشترک

یکی از مهم ترین علل طلاق، عدم ارضای نیازها و توقعات از همسر است. البته باید این توقعات به جا و منطقی باشد. اما وقتی فرد می بیند که خواسته هایش توسط همسرش برآورده نمی شود، از او نارحت و دل چرکین می شود. متاسفانه به علت مهارتهای ارتباطی پایین نمیتوانند این نیاز را با او منطقی مطرح کند.

این نیازها می تواند مادی باشد. مثلا دختری که توقع زندگی رویایی را بعد از ازدواج دارد. اما این نیازها به نوعی برآورده نمی شود. منزل بزرگ و شیک و ماشین آخرین مدل نه تنها نیست بلکه قسط و قرض و … هم به مقدار زیاد موجود است!

خواسته های معنوی هم بخش مهمی در ازدواج دارند. مثلا مردی که وقتی از سر کار برمی گردد، انتظار استقبال گرم و محبت دارد. با انتقادهای مخرب و تحقیرهای او مواجه می شود. نه تنها آرامش ندارد، بلکه احساس عصبانیت و تحقیر وجود او را فرا می گیرد. با خودش می اندیشد که در زمان مجردی زندگی بهتری داشتم!

طلاق به علت عدم ارضای نیازهای جنسی و زناشویی

متاسفانه سهم قابل ملاحظه ای در طلاق دارد. در کشور ایران به خاطر برخی مسائل و حجب و حیا این مسئله نادیده گرفته می شود. اما آنرا را می توان با مشاوره با سکسوتراپ به راحتی  حل کرد. به ویژه به زوجین جوان توصیه می شود که مسائل زناشویی خود را  حل نشده باقی نگذارند. و حتما به متخصص مراجعه کنند. نیاز زناشویی ارضاه نشده راه را برای انواع انحرافات و یا طلاق هموار می کند.

برخی طلاق می گیرند به خاطر نیازها و توقعات ناشناخته!

گاهی زوج ها توقع دارند که همسرشان با توجه به آشنایی که با روحیه آنها دارد، بداند که آنها چه می خواهند و چه نمی خواهند. این توقع غیر منطقی است. چون همسر شما به علم غیب واقف نیست که نیازها و علایق شما را به راحتی شناسایی کند.

برای شما مثالی می زنم. خانمی از این مسئله شاکی بود که چرا همسرش به او اهمیت نمی دهد. وقتی پرسیدم که چرا چنین احساسی دارد، جواب داد که او به من کادو نمی دهد. از او خواستیم که فکر کند که آیا همسرش به نوع دیگری هم ابراز علاقه نمی کند. او بعد از تامل جواب داد که همسرش با صحبت های محبت آمیز  و عاشقانه از او تشکر می کند.

مسئله روشن شد. شوهر این خانم با صحبت های عاشقانه به همسرش عشق می ورزیده است. اما نمی دانسته است که همسرش دوست دارد که این ابراز علاقه با هدیه باشد! وقتی از این خانم جویا شدیم که چرا ابن مسئله را مستقیم به همسرش نمی گوید. خانم جواب داد خودش اگر واقعا مرا دوست داشت، این موضوع می فهمید!

شما ابتدا باید خواسته های خود را از همسرتان بشناسید و سپس آنها را با او در میان بگذارید.

مسئله روشن شد. شوهر این خانم با صحبت های عاشقانه به همسرش عشق می ورزیده است. اما نمی دانسته است که همسرش دوست دارد که این ابراز علاقه بیشتر همراه با هدیه باشد! وقتی از این خانم جویا شدیم که چرا ابن مسئله را مستقیم به همسرش نمی گوید. خانم جواب داد خودش اگر واقعا مرا دوست داشت، این موضوع می فهمید!

 

اقدامک:

  • خواسته های خود را در زندگی مشترک بنویسید. ببینید که کدام یک از آنها برآورده نمی شود.
  • آیا این توقعات برآورد نشده را با همسرتان در میان گذاشته اید. اگر پاسخ شما منفی است، راهی بیابید تا آنرا به همسرتان بگویید.

توضیح: شما باید خواسته خود را منطقی و در زمانی که همسرتان روحیه خوبی دارد، بیان کنید.

 

در مقالات بعدی سایر علل عمده طلاق را ذکر می کنیم. تا با آگاهی از آنها تا حد امکان از جدایی و طلاق پیشگیری کنیم.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

چگونه جذاب لباس بپوشیم؟

آیا می دانیم که به عنوان یک مرد  چگونه جذاب لباس بپوشیم؟

لباس شما حرفهای زیادی با ناخودآگاه طرف می زند. یعنی به طور غیرمستقیم بر قضاوت اولیه دیگران از شما موثر است. و یکی از عوامل موثر در کیفیت روابط عاطفی و کاری است! پس باید بدانیم که چطور جذاب لباس بپوشیم.

جا دارد که نکته جالبی درباره اثر هاله ای با شما مطرح کنم. فرض کنید که شما در یک سمینار شرکت کرده اید، سخنران با ظاهر آراسته و لباس مرتب وارد می شود. چون شما از ظاهر او خوشتان آمده است، قضاوت اولیه خوبی راجع به او دارید. با خود می گویید به احتمال قوی سواد و  بیان خوبی خواهد داشت.

اما فرض کنید که فردی با لباسهای ژولیده و کثیف در جایگاه سخنران قرار گیرد. اولین برداشت شما این خواهد بود که اشتباهی کردید که به این سخنرانی آمده اید! در حقیقت حواس شما تا پایان سمینار به لباسهای او خواهد بود تا صحبت های او. سواد و فن بیان او را هم جالب تصور نخواهید کرد.

پس لباس مرتب پیش قضاوت خوب و لباس نامرتب یا نامناسب، پیش قضاوت بد را در پی دارد! رعایت نکات زیر در پوشش ضروری است:

۱-    برای هر جا لباس مناسب آنجا را بپوشید

مثلا فرض کنید که شما در یک مجلس رسمی که همه افراد با کت و شلوار و کفش مجلسی شرکت کرده اند، شما با یک تیپ کاملا اسپرت و کفش کتانی ظاهر شده اید. چه حسی به شما دست می دهد؟

یا در یک مهمانی جشن تولد، همه لباس اسپرت پوشیده اند، اما ظاهر شما کاملا مجلسی است. پس خیلی مهم است که اول مخاطب و محیطی که می خواهیم به آن وارد شویم را بشناسیم. سپس با توجه به آن محیط، لباس متناسب با آن را انتخاب کنیم.

۲-    لباس به تن ما بنشیند.

نیاز نیست که لباس ما گران قیمت یا به اصطلاح  برند باشد. لباس اول باید به تن ما بنشیند و به ما بیاید تا ما در آن جذاب و دیدنی شویم. لباس گران قیمتی که برای ما تنگ یا گشاد باشد، از جذابیت ما می کاهد. در مرحله بعد جنس و کیفیت لباس باید قابل قبول و مرغوب باشد. اما نیاز به ولخرجی نیست. با توجه به بودجه خود لباس بخرید.

 

۳-    هماهنگی رنگ لباسها

تا حد امکان سعی کنید که رنگ کت، پیراهن و شلوار شما با هم هماهنگی داشته باشد. برای این کار می توانید از دایره نیوتن استفاده کنید. رنگ هایی که هم خانواده هستند یا با هم تضاد دارند، ترکیب رنگی خوبی را می سازند. این هماهنگی چشم نواز بوده و شما را در جمع دیدنی خواهد کرد.

مثلا یک پیراهن صورتی با کت و شلوار خاکستری هماهنگی خوبی دارد. اما مثلا یک پیراهن سبز روشن به احتمال قوی با یک کت قهوه ای خیلی چشم نواز نخواهد بود.

پس در هماهنگ کردن (ست کردن) رنگ لباسهایتان هم دقت و سلیقه کافی را خرج کنید تا دیدنی و جذاب شوید. این توصیه را از یاد نبرید:

یک لباس ارزان قیمت و خوش پوش خیلی بهتر از یک لباس گران،اما بدفرم در تن شما جلوه می کند!

چگونه_جذاب_لباس-بپوشیم

۴-    کمک از یک دوست خوش  سلیقه

اگر احساس سردرگمی در انتخاب لباس می کنید، می توانید هنگام خرید یا ست کردن لباسها از یکی از نزدیکان یا دوستان خوش سلیقه تان کمک بگیرید. همچنین دوست شما می تواند از زوایای مختلف لباس شما را نگاه کند و راجع به آن نظر بدهد.

قطعا نظرات او می تواند برای شما راهگشا باشد. اما همیشه لباسی را انتخاب کنید که خودتان از آن رضایت داشته باشید و احساس راحتی در آن کنید.

 

جذاب

چگونه_جذاب_لباس_بپوشیم

۵-    چه نکاتی را رعایت کنیم تا لباس ما جذاب باشد:

۵-۱- اگر پیراهن می پوشید، آستین آن به حدی بلند باشد که انتهای آستین آن مچ  شما را بپوشاند.

۵-۲- اگر لباس آستین کوتاه یا تی شرت می پوشید، توصیه می شود که بلندی آن به حدی باشد، که روی باسن شما قرار  گیرد.

۵-۳- در مورد شلوار، انتهای پاچه های شلوار حتما روی کفش شما را بپوشاند.

 ۵-۴- همچنین  انتهای آستین پیراهن باید مچ  شما را بپوشاند.

۶-    انتخاب رنگ های روشن یا رنگ های تیره:

در مورد انتخاب رنگ لباس باید نکته مهم زیر را در نظر بگیرید. رنگ های روشن شما را برجسته می کنند و شما بیشتر دیده می شوید. اما رنگ های تیره مثل مشکی و قهوه ای شما را محوتر و مخفی تر نمایش می دهند. یا به عبارتی کمتر دیده می شوید.

مثلا اگر بالاتنه خوش فرمی دارید. و دوست دارید این موضوع در برخورد اول به چشم بیاید، پیراهنی با رنگ روشن انتخاب کنید. حال اگر شلواری تیره بپوشید، پاهای شما کمتر جلب توجه می کنند.

۷-    انتخاب رنگ متناسب با شما موجب جذابیت لباس شما می شود

در هنگام انتخاب رنگ دقت کنید که رنگ لباس به خود شما بیاید. تا جذاب تر دیده شوید. ارزیابی کنید که چه رنگی بیشتر به شما می آید. مثلا رنگی را انتخاب نکنید که شما را ترسو و رنگ پریده جلوه دهد! حتماً از اطرافیان و نزدیکان کمک بگیرید.

مثلا ممکن است شما پوست تیره یا به اصطلاح سبزه داشته باشید، و لباس با رنگ روشن واقعاً به شما بیاید. رنگ های گرم مثل زرد، نارنجی و قرمز بیشتر با شما هماهنگ است و یا رنگ های سرد مثل آبی، صورتی کم رنگ و یا سبز روشن.

پیشنهاد اکید می کنیم که رنگ شلوار، کمربند، جوراب و کفش یکسان یا خیلی به هم نزدیک باشد.

 

۸-      کنار گذاشتن لباسهای قدیمی

لباسهای خیلی قدیمی و کهنه را بهتر است کنار بگذارید. شاید از لباس قدیمی تان، خاطرات زیادی داشته باشید. اما این لباس اثر منفی روی مخاطب شما دارد. پس لباسهای کهنه و از مد افتاده را نپوشید. لباس های جدید و مد روز، شما را جذاب تر و دیدنی تر خواهند کرد.

۹-  خشکشویی لباسها

پس از مدتی استفاده از لباسها، آنها را به خشکشویی بدهید تا خط اتو و جلوه اولیه را باز یابند.

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره پانزده: چگونه مردی جذاب و دیدنی باشم

خیلی از آقایان به خصوص قشر جوان دوست دارند، که هم در محیط کار و هم در زندگی شخصی زیبا و جذاب به نظر بیایند. یا به اصطلاح  این سوال را دارند که “چگونه مردی جذاب و دیدنی باشم”. بارعایت موارد بسیار ساده زیر می توان جذاب و دیدنی شد.

اولین چیزی که در نگاه اول نظر طرف مقابل را جلب می کند، ظاهر شماست. پس نخست باید ظاهری آراسته داشته باشید.

 

الف) رعایت بهداشت فردی تا مردی جذاب و دیدنی باشم:

۱-    استحمام

جالب  است بدانید که یکی از مواردی که در اسلام به آن تاکید فراوان شده است، نظافت و بهداشت فردی است. شما باید به فواصل مناسب استحمام کنید و دوش بگیرید. این کار به خصوص بعد از فعالیت بدنی و تعرق بدن لازم است. همچنین استحمام باعث نشاط شما میشود.

۲-    عطر

از عطر برای خوشبو کردن خودتان استفاده کنید. به اندازه لازم عطر، ادکلن یا خوشبو کننده بزنید. اما زیاده روی نکنید. سعی کنید که عطر شما با وی طبیعی بدن شما سازگاری داشته باشد. فرد خوشبو اثر مثبتی بر ناخودآگاه اطرافیانش دارد و جذاب و دوست داشتنی به نظر می آید.

حضرت محمّد(ص) عطر را بسیار دوست داشت، اگر عطری به ایشان تعارف می‌شد، خود را با آن معطّر می‌ساخت. ایشان همیشه بخشی از درآمد خود را به خرید عطر اختصاص می دادند.

 

۳-    مسواک و دندانهای سفید

دندان های خود را حداقل روزی ۲ بار مسواک بزنید. می توانید یک مسواک جیبی تهیه کنید، تا در کار و مسافرت همراه شما باشد و از آن استفاده کنید. همچنین از نخ  دندان برای تمیز کردن لای دندانها استفاده کنید. هیچ­کس فردی با دندانهای زردی یا دهانی با بوی نامطبوع را نمی پسندد.

هیچ کس از بوی بد دهانش آگاه نیست. چون بوی دهان هر فرد، برای خود او عادی می شود.  اما می تواند از نزدیکانش برای این منظور کمک بگیرد.

برای بوی نامطبوع دهان هم می توانید از خوشبوکننده های دهان استفاده کنید. هر شش ماه برای معاینه دندانها به دندانپزشک مراجعه کنید.

۴-    ناخن

ناخن های خود را بگیرید و تمیز نگه دارید. یک مرد با ناخن های بلند و کثیف برای هیچ کس جذاب نیست!

۵-    اصلاح مو

یکی از مواردی که در ظاهر ما نمود بسیار زیادی دارد، مو است. هیچ کس مردی با موهای چولیده و کثیف را نمی پسندد!  یک مدل مو مناسب با سن و جایگاه اجتماعی خود در نظر بگیرد.

مثلا آقایی ۴۰ ساله قطعا با مدل موی فشن و حالت برق گرفته که هر تار مویش سر به آسمان کشیده است، وصله ناجور است!  مدل های خیلی خاص جلب توجه می کنند، اما الزاماً جذاب نیستند. ضمنا نسبت به اصلاح و کوتاه کردن ریش ها و موهای پشت گردن را هم اقدام کنید.

چگونه-مردی-جذاب-و-دیدنی-باشم.

جذاب

ب) حفظ سلامتی و تناسب اندام تا مردی جذاب و دیدنی باشم

برای اینکه یک مرد جذاب و دیدنی باشد، تناسب اندام در حد متوسط یک عامل مهم می باشد. لازم نیست که اندام شما مانند یک ورزشکار حرفه ای پرورش اندام باشد، تا جذاب به نظر بیایید!

البته برخی افراد چاق، افراد بسیار بامزه و جذابی هستند. در واقع حس شوخ طبعی و طنز در آنها به حدی بالاست، که عدم تناسب اندام در آنها را پوشش داده است.

۱-   چگونه مردی جذاب و دیدنی باشم؟ با ورزش

به حد لازم ورزش کنید. تا اضافه وزن نداشته باشید. ورزشهایی مثل شنا، دو، دوچرخه سواری، ورزشهای هوازی و … می تواند برای شما بسیار مفید باشد. شما می توانید در یک باشگاه ورزشی عضو شوید و یا خودتان ورزش کنید.

ورزش علاوه بر تناسب اندام، باعث شادابی روح شما می شود. و شما فرد پرانرژی تری خواهید شد.

۲-   چگونه مردی جذاب و دیدنی باشم؟  با رژیم غذایی مناسب

تغذیه سالم و رژیم غذایی مغذی بسیار در تناسب اندام شما موثر است. تا حدامکان از فست فود و غذاهای چرب دوری کنید. همچنین مصرف زیاد موادی مثل چیپس و پفک، علاوه بر چاقی موجب جوش روی صورت شما شوند. میوه و سبزیجات را در رژیم غذایی تان بگنجانید. مصرف آجیل خام (پسته، بادام و …) به مقدار کم و روزانه بسیار مفید است.

یک مثل قدیمی می گوید: “صبحانه ات را خودت بخور. نهارت را با دوستت بخور و شام را به دشمنت ببخش!” یا به عبارتی صبحانه را کامل و مغذی بخورید. نهار خوب میل کنید و شام را خیلی سبک صرف کنید.

جالب است بدانید که تغذیه بر بوی بدن و بوی تنفس هم تاثیرگذار است. با تغذیه خوب، بوی بدن و نفس شما طبیعی است. و به شما کمک می  کند که جذاب باشید.

۳-  چگونه مردی جذاب و دیدنی باشم؟ اجتناب از سیگار و قلیان

سیگار و قلیان برای سلامتی مضر هستند. همچنین دندانهای یک فرد سیگاری معمولا زرد و خراب است. علاوه بر آن دهان او بوی سیگار می دهد. مسلما چنین فردی جذاب و دیدنی نخواهد بود و همه از او گریزان خواهند بود!

در مقاله بعدی به تاثیر پوشش و لباس در جذابیت، خواهیم پرداخت.

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره چهارده: چگونه شوهرم را عاشق خود کنم

 

در مقاله قبلی در مورد جذابیت به لحاظ ظاهری صحبت کردیم. در این مقاله راجع به این موضوع بحث می کنیم که چطور با رفتار خود جذابیت خود را افزایش دهیم. یا چگونه شوهرم را عاشق خود کنم:

برای جذابیت و محبوب بودن فقط نیاز نیست که به ظاهر خود بپردازیم. گاهی با اصلاح برخی رفتارهای خود می توانیم جذابیت خود را به نحو قابل ملاحظه ای افزایش بدهیم.

آیا مردان فقط عاشق زیبایی می شوند؟

در یکی از سمینارها خانمی عبوس، که دائم از شرایط مختلف گلایه می کرد و غر میزد. عنوان می کرد که علی رغم چندین عمل زیبایی متاسفانه خواستگار جدیدی ندارد. خیلی تلاش کردم به او بفهمانم که مشکل اصلی او در رفتارش است و نه ظاهرش. اما متاسفانه متوجه این موضوع نشد!

عوامل زیر در افزایش جذابیت موثر هستند. می توانید به کمک موارد زیر شوهرتان را عاشق خود کنید:

 

چگونه شوهرم را عاشق خود کنم

عاشق

۱-     لبخند بزنید:

اگر کمی به کسانی که خیلی محبوب هستند، توجه کنید. متوجه می شوید که اغلب آنها خوشرو و خوش برخورد هستند. لبخند جزو جدانشدنی صورت آنهاست!

حتما این جمله را شنیده اید که هر صورتی با لبخند زیباتر است.

خود شما دوست دارید که همسرتان عبوس و اخمو باشد، یا خنده رو و بانشاط؟ در روانشناسی ثابت شده است که وقتی ما با افراد خوش بین و شاد معاشرت می کنیم، روحیه بهتری داریم. برعکس معاشرت با افراد بدبین و اخمو حال ما را خراب می کند. تصور کنید که همسر شما دائما غمگین باشد و بگوید: من می دانم، نمیشه، ما بدبخت می شویم! شاید یاد کارتون سفرهای گالیور افتاده باشید!

اگرچه شاید در همه لحظات زندگی نتوان شاد بود، اما با یک لبخند می توان در اکثر مواقع شاد بود. بازتاب یک لبخند این است من از دیدن تو واقعا شادم و حالم خوب است. با لبخند قطعا دوست داشتنی تر به نظر می رسید!

 

۲-    همسرتان را تایید و تحسین کنید:

میل به مورد توجه قرار گرفتن و تایید شدن در همه افراد وجود دارد. می توانید از این راه هم شوهرتان را عاشق خودتان کنید! جالب است بدانید که ما به طور ناخودگاه شخصی را که از ما تعریف می کند، را دوست داریم و او برای ما شخص جذابی خواهد بود.

البته نکته خیلی مهم این است که تعریف باید واقعی، صادقانه و از صمیم قلب باشد.

تعریفی که از روی ظاهرسازی باشد، تملق و چاپلوسی است. جالب است که تعریفی که از روی صداقت نباشد، نه تنها اثر مثبت ندارد بلکه اثر منفی دارد.  پس از تعریف دروغین حتما خودداری کنید.

چگونه همسرمان را تایید و تحسین کنیم؟

 ابتدا نام او را می گوییم. بعد ویژگی بارز او را ذکر می کنیم و در نهایت علت تعریفمان را بیان می کنیم. مثلا می خواهید از شوهرتان بابت کمک در کارهای منزل تقدیر کنید. مثلا در زمانی که به علت بیماری مادرتان او کمک زیادی به شما کرده است:

فرهاد عزیزم، واقعا از اینکه برای من یک پشتوانه هستی تشکر می کنم. در مدتی که من درگیر معالجه مادرم بودم، تو لطف کردی و به درس و مشق بچه ها رسیدگی کردی. همچنین با وجود مشغله زیاد کارهای منزل را هم انجام دادی. وجود تو برای من یک نعمت الهی است.

این رفتار خوب را به شکل یک عادت برای خودتان دربیاورید. نمی دانم چرا بیشتر زوجین در زمان نامزدی این کارها را ناخودآگاه به خوبی انجام می دهند، اما در زندگی مشترک گویا این رفتار را فراموش می کنند.

فقط در مواقع نیاز همسرتان را تایید نکنید!

اغلب افراد، وقتی که کارشان پیش همسرشان گیر است، از او تایید و تحسین می کنند. مثلا خانمی که یک سرویس طلا را پسندیده است. از شوهرش تعریف می کند تا به خواسته اش برسد. یعنی تعریف بیشتر جنبه تملق پیدا می کند و از صمیم قلب نیست. این زن نمی تواند زن جذابی برای شوهرش باشد.

پس اگر در دفعات اول همسرتان، تعریف و تایید شما را جدی نگرفت، زیاد ناراحت نشوید. او انتظار تعریف بی توقع را دارد! اما با ادامه این روند و پس از مدتی میبینید که چقدر برای او جذابتر شده اید! و شوهرتان عاشق شما شده است.

۳-   به همسرتان احترام بگذارید.

احترام را هم می تواند نوعی تایید در نظر بگیریم. همانطور که گفتم شخصی که به شما توجه می کند و برای شما احترام قائل است. برای شما جذاب است. وقتی همسرتان وارد می شود، به احترام او برخیزید. الفاظ مودبانه در گفتگو با همسرتان به کار ببرید.

به هیچ وجه شوهرتان را تحقیر نکنید.

وقتی همسران به هم احترام می گذارند. فرزندان هم احترام گذاشتن به والدین را یاد می گیرند. این را بدانید که صدای رفتار ما خیلی بلندتر و رساتر از نصایح کلامی ماست. کودکان ما بیشتر از نحوه رفتار ما یاد می گیرند تا صحبت های ما!

پس با احترام به همسر، به دو هدف می رسیم:

اولا برای همسرمان جذاب می شویم و او را عاشق خودمان می کنیم و ثانیا فرزندان ما برای ما احترام قائل می شوند.

۴-    استقبال و بدرقه را فراموش نکنید:

موقع خروج از منزل شوهرتان را بدرقه کنید. تا او با روحیه ای مضاعف به سرکار برود. همچنین از او هنگام ورود به منزل استقبال کنید. با یک نوشیدنی مثل چایی از او با روی باز پذیرایی کنید.

شاید شما یک زن شاغل باشید و اظهار کنید که من با شوهرم به سر کار می روم و گاهی دیرتر از شوهرم به منزل برمی گردم. شما می توانید با خوشحالی از هم خداحافظی کنید. و روزهایی که زودتر می رسید از همسرتان استقبال کنید.

یکی از همسایگان ما خیلی از خانمی و کدبانویی همسرش تعریف می کرد. وقتی علت را از او پرسیدم، عنوان کرد که همسرم همیشه صبح ها مرا بدرقه و عصرها به استقبال من می آید. یکی دیگر از عوامل جذابیت هم مشخص شد.

 

عواملی که در این مقاله ذکر کردیم، برخی از مهم ترین عوامل جذابیت رفتاری هستند که می توانند در جذابیت شما برای همسرتان خیلی موثر باشند. امیدوارم با رعایت آنها نتایج عالی بگیرید و شوهرتان را شیفته خودتان کنید.

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید

مقاله شماره سیزده: چگونه زن جذابی برای همسرم باشم؟

شاید سوال کلیدی بسیاری از خانم ها این باشد که آیا زیبایی و جذابیت کاملا ذاتی است؟ یا می توان آنرا تا حدودی بهبود داد؟ و اگر می توان چگونه زن جذابی برای همسرم باشم؟ در جواب به این سوالها در مرحله اول زیبایی و جذابیت را تعریف می کنیم.

زیبایی:

زیبایی عبارت از نوعی تناسب و هماهنگی در اجزای صورت  که  اکثر افراد آنرا می پسندند و اما آنها را شرح می دهیم. طبق یک تحقیق اجزای صورت مثل گونه ها، بینی و … مورد بررسی قرار گرفت تا مشخص شود که چه پارامترهایی باعث جذابیت یک فرد می شوند.

جذابیت:

یعنی جذابیت را فقط نمی توان در فیزیک و ظاهر خلاصه کرد، بلکه خصوصیات رفتاری و نحوه تعامل فرد با دیگران هم نقش موثری را بازی می کند. جذابیت هم شامل بعد روانی و هم بعد ظاهری است. ولی گاهی آن قدر بعد روانی پررنگ می شود که حتی ظاهر نه چندان زیبا را هم پوشش می دهد.

زیبایی با جذابیت برابر نیست!

افراد زیادی را می شناسیم که زیبا هستند اما جذاب و دوست داشتنی نیستند. اما در آن سو افرادی هستند که اگرچه به لحاظ ظاهری شاخص نیستند، اما محبوب هستند و افراد مختلف از مصاحبت با آنها لذت می برند. و افرادی هم هستند که هم زیبا هستند و هم جذابیت دارند.

اهمیت زیبایی:

نیاز به زیبا بودن و موردتوجه بودن در همه افراد وجود دارد اما این ویژگی در خانم ها خیلی پررنگ تر از آقایان است. حتی یکی از علائم افراد افسرده این است که اصلا به ظاهرشان اهمیت نمی دهند.

zan

چگونه برای همسرم جذاب تر شوم؟

در این مقاله به چند آیتم مهم در مورد زیبایی ظاهری اشاره می کنیم:

۱-وزن متناسب:

اکثر مردان دوست دارند که همسرشان دارای وزن مناسب باشد و اضافه وزن نداشته باشند. مثلا زنی که با توجه به قد متوسطش (حدود ۱۶۰ تا ۱۷۰ سانتی متر) حدود ۱۰۰ کیلو وزن دارد برای کمتر کسی مطلوب است.

راهکار رسیدن به وزن متناسب: رژیم غذایی سالم + ورزش و تحرک بدنی

یک  رژیم غذایی سالم است که در آن مصرف چربی و سایر مواد به اندازه باشد. به هیچ وجه نیازی به رژیم های سخت گیرانه نیست که مثلا روزی یک عدد خرما بخوریم تا ظرف یک هفته مثلا ۱۵ کیلو وزن کم کنیم! یا با بستن یک کمربند طبی روزانه یک کیلوگرم کم کنیم، چیزی که زیاد در تبلیغات می بینیم!

در کنار یک رژیم غذایی علمی، شما حتما باید ورزش کنید و تحرک داشته باشید. جالب است بدانید که با این کار با یک تیر ۲ نشان می زنید. علاوه بر کاهش وزن و داشتن جذابیت برای همسرتان، ورزش شادابی خاصی به شما می دهد که می توانید شرزنده تر و با آرامش بیشتری زندگی کنید.

۲- آرایش به حدکافی (برای همسر):

در دین مبین اسلام، سفارش زیادی به آراستگی زن برای همسرش شده است. مرد وقتی که می بیند همسرش برای او خودش را آراسته است، محبتش به همسرش زیاد می شود. به یاد دوران نامزدی این کار را انجام دهید.

پیشنهاد من این است که سعی کنید آرایشتان و ظاهرتان مطابق نظر همسرتان باشد. چون شما می خواهید برای همسرتان جذاب بشوید. البته خود شما هم باید از این آرایش راضی باشید و حس خوبی داشته باشید.

 مثلا اگر می خواهید موهایتان را رنگ کنید و یا آرایش کنید، حتما نظر همسرتان را جوبا شوید. شاید همسرتان موهای بلند شما را بپسندد. وقتی شما موهایتان را خیلی کوتاه کرده باشید، این امکان وجود دارد که جذابیت ظاهری شما نزد همسرتان کاهش یابد.

در مورد رنگ موهایتان نیز همین مسئله صادق است. او به رنگ های تیره علاقه مند است و شما رنگ خیلی روشنی را انتخاب کرده اید. به هیچ وجه منظور من این نیست که سلیقه خودتان را نادیده بگیرید. بلکه نظر همسرتان را هم جویا شوید.

۳-      لباسهای زیبا و هماهنگ:

حتما برای همسرتان هم شیک و زیبا لباس بپوشید. متاسفانه برخی از خانم ها فکر می کنند که لباس شیک و زیبا فقط مخصوص مجالس و عروسی هاست. در صورتی که شما حتما باید برای همسرتان هم زیبا بپوشید.

۴-      آیا من برای جذابیت به عمل زیبایی نیاز دارم؟

با توجه به آمار بالای عملهای زیبایی در کشورمان، لازم دیدم که به این مورد هم اشاره کنم. تعداد قابل توجهی از افراد به علت اعتماد به نفس پایین و احساس بی ارزشی خودشان را زشت می پندارند.

برای شما مثال عینی می زنم. در یک از سمینارهایی گذشته، استاد سمینار خواست تا خانم هایی که احساس می کنند، از زیبایی بهره ای نبرده اند از جای خود بلند شوند. بعد از حضار خواست که درباره زیبایی ایشان نمره ای از ۰ تا ۱۰ در نظر بگیرند و جالب اینکه اکثر شرکت کنندگان نمره ۶ تا ۸ را به این خانم ها دادند.

برای من خیلی جالب بود، چون نمره دادن حضار به صورت مخفی بود و شخص پشت به حضار بود. در ابتدا آراء حضار را نمی دید. بنابراین احتمال اینکه از سر دلسوزی نمره بالا داده باشند، خیلی پایین بود. این چند خانم به علت اعتماد به نفس پایین خود را زشت می پنداشتند و متاسفانه خانم هایی که مثل آنها فکر می کنند در کشور ما کم نیستند.

تقویت اعتماد به نفس به جای زیبایی

این دسته از افراد به جای حل ریشه ای مشکلشان یا از جامعه فاصله می گیرند و یا  رو به عمل های زیبایی غیرضروری می آورند و یا …

اگر شما جزو این دسته هستید، پیشنهاد من این است که اعتماد به نفس خودتان را زیاد کنید، با ظاهرتان کنار بیایید و خودتان را دوست داشته باشد. چون وقتی شما از درون خودتان را دوست نداشته باشید، هیچ عمل جراحی، آرایش و یا لباسی نمی تواند این حس را به شما بدهد. وقتی شما برای خودتان جذاب نیستید، چطور می خواهید برای همسرتان جذاب باشید؟!

 

توصیه مهم:

 برای همسرتان زیبا لباس بپوشید و آرایش کنید تا تنور عشق زندگی مشترکتان گرم تر شود. تا حد امکان در بیرون از محیط منزل، آرایش و آراستگی نداشته باشید، زیرا احتمال ایجاد ناامنی برای خودتان و حس شکاکیت و ناامنی فکری برای همسرتان را بالا می برد.

در مقاله بعدی در خصوص، پارامترهای ایجاد جذابیت به صورت روانی صحبت می کنیم.

 

 

 

 

 

 

می توانید آن را با دوستانتان به اشتراک بگذارید